پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

موضوعات

پرسش و پاسخ

ارتباط با پایگاه PDF
اگر مکلف بداند که اگر امر به معروف یا نهی از منکر کند، آن شخص فقط در برابر ما آن مورد را رعایت می‌کند و در غیاب ما توجهی نمی‌کند؛ (مثل بعضی بزرگتر ها) یا کلاً به حرف ما گوش نمی‌دهد و کلاً رعایت نمی‌کند؛ آیا امر به معروف یا نهی از منکر، لازم است؟
زمانی امر و نهی واجب می‌شود که احتمال تأثیر داده شود، هر چند تأثیر موقت باشد و گناه او را تقلیل دهد؛ اما اگر به طور کلی احتمال تأثیر نمی دهد، امر به معروف و نهی از منکر، واجب نیست.
اگر کسی ظاهراً در حال سلامت مشاعر و عقل و به صورت جدی، مطلبی گفت که دلیل ارتداد یا مصداق سب النبی صلی الله علیه و آله است، اما بعداً مدعی مثلاً مزاح، عدم قصد جدی، سهو، جنون آنی و امثال آن شد، آیا احکام ارتداد بر او مترتب می‌شود؟ اگر ظن قوی به درغگویی او باشد، چطور؟
اگر احتمال عقلایی داده شود که ادعای او صحیح است، از او پذیرفته می شود.
اگر فردی به خاطر عذری قوی، گمان کند که روزه بر او واجب نیست و روزه نگیرد، ولی بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده است، تکلیف چیست؟
در هر صورت اگر خوف حاصل شده، منشاء عقلائی داشته و احتمال آن قابل توجه بوده، فقط قضا دارد.
آیا در نهی از منکر، فقط یک بار تذکر دادن برای فرد عادی رفع تکلیف می شود؟
اگر در تکرار تذکّر احتمال تأثیر بدهند، تکرار واجب است.
در کشور آمریکا که وسعتی قریب به نیمی از یک قاره را دارد، آیا مشاهده هلال ماه در یک ایالت، برای رسیدن ماه نو در کل کشور، کفایت می‎کند یا هر ایالت باید به صورت مستقل به استهلال بپردازد؟ امکان دارد که در ایالات متفاوت، ماه نو در روزهای متفاوت رخ دهد؟
اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است و منظور از آن، شهرهایی است که از جهت احتمال رؤیت و عدم احتمال رؤیت هلال، یکسان باشند. لذا اگر اختلاف بین افق دو شهر به مقداری باشد که با فرض رؤیت هلال در یکی، هلال در دیگری قابل رؤیت نباشد، رؤیت آن برای شهرهایی که احتمال رؤیت در آن به طور قطع و یقین منتفی باشد، کفایت نمی‌کند. بنا بر این اول ماه از طریق رؤیت هلال حتی در افق شهرهای مجاوری که اتحاد افق دارند و یا از طریق شهادت دو فرد عادل، و یا از طریق حکم حاکم، ثابت می شود.
وظیفه ما در قبال بدحجابی و مفاسدی که در جامعه اسلامی بدور از چشم نیروهای انتظامی و یا در ملأ عام گاهی دیده می شود چیست؟
در فرض احتمال تأثیر، نهی از منکر با مراعات شروط شرعی آن لازم است.
اگر شخصی یقین به نجاست محل یا مکان خاصی ندارد و بنا را بر طهارت بگذارد، در حالی که آن محل نجس شده است، تکلیف چیست؟
تا زمانی که نجاست جائی احراز نشود پاک است و نباید به احتمال، شک و وسوسه اعتنا کرد.
اگر فردی در شب ماه مبارک رمضان جنب باشد و به خواب برود و بعد از طلوع آفتاب بیدار شود، در صورتی که قصد غسل داشته ولی بیدار نشده، حکم روزۀ او چیست و اگر باطل است آیا کفاره دارد یا خیر؟
اگر احتمال می‌داده است که پیش از اذان صبح برای غسل بیدار خواهد شد و تصمیم بر غسل هم داشته باشد، ولی بیدار نشود، روزه‌اش صحیح است.
آیا در امر و نهی لسانی، استفاده از واژه ای که معنای امری و نهیی داشته باشد واجب است، یا صرف یک توصیه هم کافی است؟ مثلاً به جای این که بگوییم «نماز بخوان»، بگوییم «بهتر است نماز بخوانی»
اگر مکلف احتمال دهد که با موعظه و ارشاد و گفتار نرم، مقصود، حاصل می شود، همان واجب است و تعدّی از آن جائز نیست.
اگر در بدن نجاستی بوده، و یادمان رفته باشد کدام قسمت بدن نجس است، تکلیف چیست؟
برای تطهیر کافی است تمام قسمت هایی را که احتمال می دهید نجاست در آن قسمت بوده تطهیر کنید و تطهیر کل بدن لازم نیست.
اگر در نهی از منکر با سرسختی مفسدین روبرو شدند وظیفه چیست؟
در صورت عدم احتمال تأثیر نهی از منکر واجب نیست و تعقیب و پیگیری به عهدۀ مسئولین ذیربط است.
در مورد رابطه با کسی که مرتکب منکری است و نهی قلبی و زبانی و حتی قطع رابطه در نهی از آن منکر، تأثیر ندارد، آیا وظیفه نهی از منکر به کلی ساقط می شود یا باید عند المواجهه، حداقل انکار قلبی را انجام داد؟
انزجار قلبی که در هیچ مرحله ای ساقط نیست و مراتبی از نهی منکر را هم که ممکن است و احتمال تأثیر در آن وجود دارد باید داشته باشید.
آیا در مورد تراشیدن ریش با تیغ، می‌توان به دیگران تذکر داد؟ با توجه به اینکه از میان مراجع زنده، برخی حکم به مکروه بودن زدن ریش با تیغ می‌دهند با این وجود، آیا باید به افراد تذکر بدهیم؟
اگر احتمال بدهید که عذر شرعی در انجام عمل مذکور دارد (از جمله تقلید از کسی که آن را حرام نمی‌داند)، نباید تذکر بدهید.
اگر احتمال داده شود کسی نماز نمی خواند، آیا امر به معروف چنین فردی واجب است؟
در فرض سوال، واجب نیست.
اگر کسی احتمال بدهد عذرش برطرف می‌شود، آیا می‌تواند با تیمم نماز بخواند؟
می تواند با تیمم نماز بخواند؛ گرچه احتیاط مستحب آن است که تا زمانی که وقت تنگ شود، نماز را به تأخیر بیندازد.