پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

موضوعات

پرسش و پاسخ (ازدواج و زناشویی)

ارتباط با پایگاه
1- آیا مرد می‌تواند ضمن عقد شرط کند که نفقه با زن باشد؟
2- فردی در غیاب شوهر خواهرش، هزینه های زندگی او را پرداخت کرده است و خواهرش فوت شده است، آیا او می‌تواند هزینه هایی را که برای خواهرش کرده است ـ حتی مخارج کفن و دفن ـ را از شوهر او مطالبه نماید؟
ج1) فی نفسه جایز است.
ج2) اگر به قصد هبه پرداخت کرده، نمی‌تواند مطالبه کند؛ اما اگر به درخواست شوهر پرداخته باشد و یا زن از او خواسته باشد که نفقه او را بپردازد تا بعداً این زن از شوهرش دریافت کند و به برادرش بدهد، می‌تواند مطالبه کند.
اگر بعد از گذشت مدتی از عقد موقت (به عنوان مثال شش ماه از یک سال) زوج فوت کند، آیا صداق به طور کامل به زوجه تعلق می‌گیرد و یا فقط به اندازۀ همان مدت زمان حیات زوج است؟
اگر زوجه تمکین می‌کرده و دخول صورت گرفته باشد، مهریه به طور کامل به زوجه تعلق می‌گیرد.
با فرض اینکه زوجه باکره باشد، آیا در صورت رابطه از دبر، حق حبس ایشان ساقط می شود یا خیر؟
اگر زن، تمکین کرده باشد بعد از تحقق دخول ــ هر چند از دبر ــ حق حبس ساقط است.
در صورتی که خانمی به علت عوارض مریضی ام اس، بنا به تشخیص کمیسیون پزشکان ناباروری، ناتوانی در تولید تخمک دارد و تنها راه درمان جهت بچه دار شدن، دریافت تخمک اهدایی از زن دیگر است که در محیط آزمایشگاه با اسپرم همسر ایشان تبدیل به جنین شده، سپس در رحم این خانم قرار گرفته و تبدیل به فرزند می شود؛ چنانچه فرزند متولد شده دختر باشد (ضمن این که این خانم به جهت مریضی امکان شیر دادن به نوزاد بعد تولد را ندارد) و از طرفی نمی‌خواهد کسی متوجه شود بچه به صورت مذکور متولد شده است، بفرمایید:
۱) وقتی دختر متولد شده به سن بلوغ رسید آیا به برادر مادرش (دایی) که تخمک به وی اهداء شده محرم است؟
۲_ وقتی دختر بزرگ شده و ازدواج کند، آیا همسر دختر (داماد) به مادر دختر (مادر زن) که تخمک به وی اهداء شده محرم است؟
ج1و2) اول این که در چنین عملی باید از مقدمات حرام مانند لمس و نظر پرهیز شود؛ ثانیاً در فرض مذکور که صاحب اسپرم، همسر صاحب رحم است، اگر فرزند متولد شده پسر باشد به این خانم، به عنوان فرزند شوهرش محرم است ولی چون صاحب رحم، صاحب تخمک نبوده است، چنانچه دختر باشد، بنا بر احتیاط واجب (این فرزند) به پدر و برادر این زن محرم نیست و نیز نمی‌تواند با آنها ازدواج کند. همچنین شوهر آینده این دختر (داماد) هم بنا بر احتیاط واجب به این خانم، محرم نیست.
آیا مردی که خانمی را به وکالت از او برای خود، عقد موقت می‌کند لازم است لفظ قبول یعنی "قبلتُ" را هم بیان کند؟ و اگر مسئله را این گونه فهمیده است که بیان قبول، لازم نیست آیا عقدی را که اجرا کرده و زمانش نیز گذشته است، محکوم به صحت است؟
لازم است لفظ قبول گفته شود و اگر گفته نشده است، عقد صحیح نیست.
اگر آقا برای خواندن عقد موقت از خانم وکالت بگیرد و در زمان خواندن صیغه موقت، مهریه را برای کل مدت محرمیت، 500 هزار تومان ذکر کند، اما خانم اشتباه متوجه شده و فکر کند این مبلغ برای هر ماه است، حکم این محرمیت چگونه است؟ اگر خانم پس از این قضیه، راضی به نظر آقا شود چگونه می شود؟
اگر در هنگام خوانده شدن صیغه، عقد روی مهریه معیّن خوانده شده است و خانم بعد از اطلاع از آن، به این عقد راضی شود و اجازه کند، عقد واقع شده صحیح است.
به دختری علاقه مند شده‌ام که اهل حق هستند ولی به تمام مسائل شیعه معتقد هستند، حکم ازدواج با ایشان چیست؟
اگر دختر توحید و نبوت و هیچ یک از ضروریات دین اسلام را انکار نکند و معتقد به نقصی در رسالت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نباشد، حکم به کفر و نجاست او نمی‌شود و ازدواج با او به شرط این که خوف خطر مذهب وجود نداشته باشد، اشکالی ندارد.
دختری که قبل از بلوغ، پدر بزرگش او را به عقد شخص بالغی در می‌آورد و شرط می‌گذارد هنگامی که دختر، بزرگ شد با آن مرد ازدواج رسمی کرده و زن تو خواهد شد، ولی هنگامی که دختر به سن بلوغ می‌رسد از ماجرای عقد بی اطلاع بوده و الآن با آن مرد نمی‌خواهد ازدواج کند، در حالی که آن مرد اصرار دارد که این دختر به عقد او در آمده بود و بین این دو هیچگونه روابط زناشویی انجام نشده، آیا این دختر همسر آن مرد محسوب می‌شود یا نه؟
اگر عقد به وسیله پدر یا جد پدری کودک نابالغ با مراعات آنچه که رعایتش واجب است* واقع شود‌، بعد از بلوغ، حق فسخ عقد را ندارد.
--------------------
*از جمله شرایط عقد بچه نابالغ، مفسده نداشتن برای بچه است، بلکه بنابر احتیاط، باید عقد به مصلحت او نیز باشد.
مردی دارای دو زن بوده است که یکی از آنها یقیناً عقد دایم است ولیکن نسبت به دومی - که ادعا دارد عقد دائم است - شک وجود دارد که دایم است یا موقت. وظیفه وصی در تقسیم ارث چیست؟ به عبارت دیگر آیا اصل در ازدواج، موقت بودن است یا دوام؟
در فرض سؤال، حکم به دایم بودن عقد می‌شود، مگر این که خلاف آن ثابت شود.
اگر سابقه جنون در مرد ثابت شده باشد، آیا حق فسخ برای زن کفایت می کند؟
هر کدام از زوجین حق دارند با جنون طرف مقابل ازدواج را فسخ نمایند، که در جنون مرد به طور مطلق است؛ چه دیوانگی ‎او قبل از عقد باشد و زن آن را نداند، یا بعد از عقد و قبل از وطی، یا بعد از وطی، حادث ‎شود، البته در آنچه که بعد از عقد پیدا شود در صورتی که به حدی نرسد که اوقات نماز را ‎نشناسد، تأمل و اشکال است، پس احتیاط ترک نشود. همچنین در جنونی که موجب ‎خیار فسخ است بین همیشگی و ادواری آن فرق نمی کند، اگرچه عقد در حال افاقۀ او واقع ‎شود.
ان شاء الله در شرف ازدواج هستم و در موضوع مهریه با خانواده دختر خانم بر تعدادی سکه به توافق رسیدیم اما از من خواستند که چون این تعداد در خانواده‌ ایشان رسم نیست و بیش از این‌ رسم است، یک ملک نیز در جمع فامیل‌ ایشان فقط مطرح شود، ولی در سند منعکس نکنیم. حال سؤال بنده این است که آیا این کار وجاهت شرعی می‌تواند داشته باشد؟
در فرض سؤال اگر صیغه عقد، مبتنی بر این ملک هم خوانده شود، آن زمین هم به عنوان مهریه این خانم است؛ اما اگر به عاقد تفهیم شود و هنگام خواندن صیغه عقد، عاقد عقد را بر مبنای همان تعداد (سکه) که به توافق رسیده‌اید جاری سازد، مهریه همان تعداد خواهد بود.
اگر شخصی دختری را به خوبی و پاکی توصیف کند و بگوید که این دختر باکره است و قبلاً هم ازدواج نکرده است ولی بعد از ازدواج معلوم شود که قبلاً ازدواج کرده و باکره نیست، آیا می توان عقد را فسخ کرد؟ تکلیف مهریه چیست؟ آیا می‌توان برای مهریه به آن شخص بیگانه رجوع کرد؟
اگر با دختر، شرط بکارت نشده و یا عقد مبنی بر بکارت نبوده باشد، حق فسخ وجود ندارد؛ اما مرد حق دارد از مهر او نسبت تفاوت بین مهر المثل او از حیث باکره بودن و باکره نبودن را کم کند؛ و اگر شخص بیگانه علم به باکره نبودن دختر داشته است و ازدواج هم مستند به قول او باشد و از کسانی است که در ازدواج به قول او اعتماد می‌کرده‌اند، می‌تواند به او برای مطالبه این مقدار، رجوع کند ولی اگر با دختر، شرط بکارت شده است و یا عقد مبنی بر بکارت بوده است حق فسخ دارد و نسبت به مهریه ـ در جایی که حق فسخ دارد ـ در صورت فسخ، اگر قبل از دخول باشد، مهری ثابت نیست و اگر بعد از دخول باشد مهر، استقرار پیدا می‎کند که بر تدلیس کننده، رجوع می‌کند.
آیا خانم می‌تواند مهریه‌اش را بدون اطلاع، از جیب شوهر بر دارد؟
در صورتی که امکان گرفتن مهریه - با مطالبه کردن از خود شوهر - وجود داشته باشد، نباید با تقاص از مال او بردارد؛ اما چنانچه مرد قبول دارد که مهریه را بدهکار است و با وجود قدرت بر پرداخت مهریه و طلب کردن زن، در پرداخت آن کوتاهی کند و نپردازد، زن می تواند از مال او بردارد.
اگر دختری بیش از سی سال سن داشته باشد و از لحاظ عقلی و مالی کاملا مستقل باشد و حتی خرج و مخارج پدر و مادر هم بر عهده او باشد، آیا می تواند بدون اذن پدر ازدواج کند؟
بنا بر احتیاط واجب در ازدواج با دختر باکره اجازه ولیّ او (پدر یا جدّ پدری) لازم است و بدون آن بنا بر احتیاط، عقد صحیح نیست؛ بنا بر این مجرّد آنچه ذکر شده مجوّز برای سقوط اذن ولیّ نمی‌باشد؛ بله در صورتی که دختر، نیاز به ازدواج دارد، و خواستگار هم کفو شرعی و عرفی او موجود می‌باشد و در حال حاضر، خواستگار دیگری که واجد شرایط بوده، تا ولیّ دختر به آن اذن دهد وجود ندارد، در این صورت اذن ولیّ ساقط است.
همسر من هنگام ازدواج، معتقد و اهل نماز و روزه بود اما کم‌کم اعتقادش را از دست داده؛ آیا ادامه زندگی با این شخص اشکال شرعی دارد؟ تکلیف من چیست؟
صِرف ترک نماز و روزه و سایر واجبات شرعی، باعث ارتداد *مسلمان و کافر شدن و نجاست وی نمی شود و تا زمانی که ارتداد وی احراز نشده، حکم سایر مسلمانان را دارد و ادامه زندگی با او شرعاً اشکال ندارد. البته وظیفۀ شما با وجود شرائط، امر به معروف و نهی از منکر زبانی است.
----------------------------------------------------------
* اگر توحید، نبوت یا یکی از ضروریات دین اسلام را انکار کند و انکار هر یک از ضروریات دین به انکار رسالت یا تکذیب پیامبر اکرم اسلام (صلّی الله علیه وآله) یا وارد کردن نقصی به شریعت منجر شود، باعث کفر و ارتداد است.