RSS
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در ديدار اقشار مختلف مردم‏ (۱۳۸۳/۰۱/۲۶ - ۰۰:۰۰)

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
خوش‏آمد عرض مى‏كنيم به همه‏ى برادران و خواهرانى كه در اين جمع صميمى و برادرانه حضور دارند؛ بخصوص به خانواده‏هاى مكرم شهيدان عزيز و برادران و خواهرانى كه از نقاط و شهرهاى ديگر تشريف آورده‏اند. همچنين خوش‏آمد عرض مى‏كنيم به برادران عراقى، كه جمعى از دانشگاهيان عراق در اين‏جا تشريف دارند.
ايام آخر صفر براى عالم شيعه و اسلام، ايام پُرخاطره‏يى است. به روزهاى رحلت نبى‏اكرم (صلى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) نزديك مى‏شويم. زندگى پيامبر اكرم - زندگى براى خدا، در راه خدا و وقف گسترش تعاليم الهى - و شخصيت يكتا و بى‏نظير آن بزرگوار براى همه‏ى دوران تاريخ اسلام يك نمونه و درس و يك الگوى هميشگى است؛ «لكم فى رسول‏اللَّه اسوة حسنة». با اين مجاهدت، تعاليم اسلام در تمام تاريخ پراكنده شد و گسترش پيدا كرد. اين تعاليم فقط براى مسلمانها نيست؛ همه‏ى بشريت از گسترش تعاليم اسلام سود مى‏برند. ما مسلمانها اگر قدر تعاليم اسلام را بدانيم و به عمق آنها پى ببريم، خواهيم توانست يك دنياى نو، منطبق بر خواستهاى حقيقى و فطرى انسان به وجود بياوريم. امت اسلامى با تمسك به اسلام مى‏تواند دنياى غرق در شهوت و خشم و جاهليت و خودخواهى و خودپرستى را نجات دهد. روح همه‏ى معارف و تعاليم اسلامى اين است كه افسار رفتار و حركت بشر در زندگى به دست شهوت و غضب داده نشود؛ انسان و جامعه‏ى انسانى را خودخواهى‏ها هدايت نكند؛ بلكه عقل و تقوا هدايت كند. شما به رنجهاى بشر نگاه كنيد؛ فقرها، محروميت‏ها، تبعيض‏ها، فسادها، جهالتها و تعصب‏هاى بى‏مورد ناشى از چيست و كشتارها، جنگها، مظلوميت‏ها، ستمها و قساوتها در جامعه‏ى بشرى از كجا به‏وجود مى‏آيد؟ ريشه‏ى همه‏ى اينها اين است كه انسانهايى كه مهار نفس خودشان را ندارند و اسير شهوت و غضب و خودخواهى و جاه‏طلبى و مال‏اندوزى‏اند، هرگاه در هر نقطه‏يى از دنيا بر سرنوشت بشر حاكم شدند، بشريت را به فقر و جنگ و جهالت و تبعيض و فساد و فتنه سوق دادند؛ اسلام مى‏خواهد اين را علاج كند. اسلام مى‏گويد زمام اراده و تصميم و اختيار بشر - كه يكى از بزرگ‏ترين موهبتهاى خدا به بشر است - به دست جهالت، شقاوت، دنياپرستى، خودخواهى و خودپرستى داده نشود؛ بلكه به دست عقل و تقوا داده شود.
اين‏كه ما عرض كرديم امسال سال پاسخگويى است، پاسخگويى يك مفهوم غربى نيست؛ يك مفهوم اسلامى است. بعضى‏ها از هر چيزى خوششان بيايد، سعى مى‏كنند آن را به‏گونه‏يى به فراورده‏هاى افكار و مدنيت غربى منسوب كنند. نه، پاسخگويى يك حقيقت اسلامى است؛ اين همان مسؤوليت است. مسؤوليت، يعنى هر انسانى در هر مرتبه‏يى كه هست، در درجه‏ى اول از خود سؤال كند، ببيند رفتار و گفتار و تصميم‏گيرى او تحت‏تأثير چه بود؛ عاقلانه و بر اساس پرهيزگارى بود، يا خودخواهانه و براى شهوات و اغراض شخصى بود. اگر انسان توانست وجدان خود را آرام كند و به نداى اندرون خود پاسخ گويد، خواهد توانست به ديگران هم پاسخگو باشد. «انّ السّمع والبصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولا». همين چشمى كه شما داريد - كه مى‏تواند ببيند، بشناسد و تشخيص دهد - همين گوشى كه داريد - كه مى‏تواند سخن حق را بشنود و به دل شما منتقل كند و جوارح شما را تحت تأثير قرار دهد - همين قلبى كه داريد - كه مى‏تواند احساس كند، تصميم بگيرد و راه را انتخاب كند (كه از هويت واقعى انسان به «قلب» تعبير مى‏شود) - وسيله‏يى است كه خداى متعال شما را در مقابل اينها پاسخگو مى‏داند. همه‏ى ما بايد جواب دهيم با چشمِ خود چه ديديم؛ آيا ديديم؟ آيا دقت كرديم؟ آيا خواستيم ببينيم؟ خواستيم بشنويم؟ خواستيم تصميم بگيريم و عمل كنيم؟ اين همان پاسخگويى است. فرمود: «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيته»؛ همه‏ى شما مسؤوليد. البته كسى كه حيطه‏ى وسيعى از زندگى انسانها با قلم و زبان و تصميم او تحت تأثير قرار مى‏گيرد، مسؤوليتش به همان نسبت بيشتر است؛ لذا من گفتم مسؤولان بلند پايه‏ى كشور، قواى سه‏گانه، از خود رهبرى تا آحاد مأموران و مديران، همه بايد پاسخگو باشند؛ پاسخگوى كار خود، پاسخگوى تصميم خود، پاسخگوى سخنى كه بر زبان آورده‏اند و تصميمى كه گرفته‏اند؛ اين معناى پاسخگويى است؛ اين يك حقيقت اسلامى است و همه بايد به آن پايبند باشيم. هر انسان وقتى مى‏خواهد حرفى بزند، اگر بداند در مقابل اين حرف بايد پاسخگو باشد، يك‏طور حرف خواهد زد؛ اما اگر بداند مطلق‏العنان است و پاسخگو نيست، طور ديگرى حرف خواهد زد. انسان وقتى مى‏خواهد تصميم بگيرد و عمل كند، اگر بداند در مقابل اقدام خود پاسخگو خواهد بود، يك‏طور عمل مى‏كند؛ اما اگر احساس كند نه، مطلق‏العنان است و از او سؤال نمى‏شود و او را به بازخواست نمى‏كشند، طور ديگرى عمل مى‏كند. ما مسؤولان خيلى بايد مراقب حرف زدن و تصميم‏گيرى خود باشيم. مسؤوليت به همين علت محترم است و به همين جهت است كه مردم براى مسؤول احترام قائلند؛ چون پشت سرِ كار و تصميم‏گيرى او دنيايى از مسؤوليت وجود دارد كه او قبول مى‏كند. اگر اين شخص خود را مسؤول دانست، واقعاً شايسته‏ى اين تكريم و احترام هم هست؛ اما اگر مسؤول ندانست، همه چيز مشكل مى‏شود.
شما به صحنه‏ى عالم نگاه كنيد. امروز اوضاع عراق ناشى از چيست؟ ناشى از اين است كه يك قدرت بى‏مهار و غيرپاسخگوى به افكار جهانى، در نقطه‏يى از دنيا احساس قدرتِ بى‏مسؤوليت مى‏كند؛ يعنى دولت امريكا. امروز آنچه در عراق دارد اتفاق مى‏افتد، يك جنايت سهمگين و وحشيانه و يك كارِ حقيقتاً حيرت‏انگيز است. قدرت بيگانه‏يى به‏خاطر اغراض سياسى و اقتصادى خود و به‏خاطر پُر كردن شكم سردمداران كمپانى‏هاى نفتى و صهيونيستى و غيره از ثروت عراق، برنامه‏ريزى كرده و اسمى هم روى آن گذاشته است: مبارزه‏ى با تروريسم! آمدند وارد عراق شدند و كشورى با آن فرهنگ عريق و عميق و داراى سابقه، و يك ملت تاريخى و غيور و داراى هويت را مقهور كردند و در پنجه‏ى خود گرفتند و انواع اهانتها را به او مى‏كنند؛ توقع دارند اين ملت عليه آنها برنگردد و وضعى كه امروز مشاهده مى‏كنيد، پيش نيايد. ما اين وضعيت را پيش‏بينى مى‏كرديم و چند ماه قبل از اين به افكار عمومى گفتيم امريكايى‏ها دارند قدم به قدم مردم عراق را به برخورد مسلحانه‏ى خشمگينانه‏يى نزديك مى‏كنند. اگر شما مى‏بينيد امروز جوان عراقى - از شيعه و سنى - در نجف و فلوجه و بغداد و ساير مناطق با خشم به امريكايى‏ها نگاه مى‏كند و اگر دستش برسد، بى‏ترديد ضربه وارد مى‏كند، اين كارى است كه خود امريكايى‏ها كرده‏اند؛ تقصير كسى نيست. مثل ديوانه‏يى كه هى به اين و آن مى‏پرد، بى‏جهت اين و آن را متهم مى‏كنند؛ «از فلان‏جا تحريك شدند، از فلان‏جا دخالت كردند»؛ نه، تحريك كسى نيست؛ اين هويت ملت عراق است كه دارد بروز مى‏كند. وطن يك ملت را بگيريد، سربازتان را در كوچه و خيابانِ او راه بيندازيد، به زن او بى‏حرمتى كنيد، جوان او را جلوى چشم همه روى زمين دمرو بخوابانيد و كف پوتينتان را روى سر او بگذاريد؛ من كه اين‏جا نشسته‏ام، طاقت نمى‏آورم اين وضعيت را ببينم؛ چطور يك انسان با ايمان و با غيرت عراقى اين وضعيت را تحمل مى‏كند؟ لازم نيست كسى تحريك كند؛ خود شما بزرگ‏ترين و پليدترين تحريك‏كننده‏ى ملت عراق هستيد. چرا وارد خانه‏ى او شديد؟ چرا دروغ گفتيد؟ گفتيد دنبال سلاح كشتار جمعى مى‏گرديد. كو سلاح كشتار جمعى؟ چرا پيدا نكرديد؟! ما اين حرفها را حالا مى‏زنيم؟ در خود امريكا و اروپا شخصيتهاى برجسته‏ى سياسى و غيره فريادشان بلند شد؛ گفتند شما دروغ گفتيد؛ به همين بوش و دار و دسته‏اش گفتند دروغ گفتيد. شما با دروغ وارد عراق شديد. قصد شما مبارزه با سلاح كشتار جمعى نبود؛ قصد شما تصرف عراق و نفت اين كشور و نزديك شدن به قلب دنياى اسلام بود؛ خواستيد قلب دنياى اسلام را تصرف كنيد. خود اينهايند كه با دروغِ خود دارند در همه جاى عراق جنايت و كشتار مى‏كنند. براى آنها سنى و شيعه هم فرقى ندارد؛ با همه‏ى آحاد ملت عراق - اگر در مقابل آنها به خاك نيفتند - دشمن‏اند. مى‏گويند بايد در مقابل ما به خاك بيفتيد؛ حرف هم نزنيد، چشمهايتان را هم ببنديد تا ما هر كار مى‏خواهيم، با شما بكنيم؛ در غير اين‏صورت شما دشمن و تروريست هستيد! اين، منطق اشغالگران و منطق امريكا در عراق است. آنها اشتباه مى‏كنند؛ خيال مى‏كنند مردم دنيا نمى‏فهمند؛ خيال مى‏كنند مى‏شود اين‏طورى ادامه داد. اسم دمكراسى مى‏آورند: به عراق آمده‏ايم براى مردم‏سالارى! مردمسالارىِ بى‏مردم! مردم‏سالارى نيست، مردم كشتارى است. آمده‏اند دنبال دمكراسى و حقوق بشر! اين است حقوق بشر؟! چهره‏ى تمدن و مدنيت غرب را از آنچه كه بود، امروز سياه‏تر كرده‏اند. اينها اشتباه مى‏كنند، موفق هم نخواهند شد.
من به شما عرض مى‏كنم؛ امروز دولت امريكا با مردم عراق مى‏خواهد همان كارى را بكند كه شارون با فلسطينى‏ها مى‏خواهد بكند؛ يعنى جواب هر حرف و اقدام تعرض‏آميز آنها با مشت آهنين. هرچه صهيونيست‏ها موفق شدند، اينها هم موفق خواهند شد. آنها شصت سال است كه بر فلسطين مسلطند. سالهايى گذشت كه فلسطينى‏ها جنبش و جوششى نداشتند؛ اما الان زندگى بر صهيونيست‏ها سخت شده؛ كارشان به جايى رسيده است كه تحمل وجود يك پيرمرد روحانىِ فلج را هم كه بايد روى چرخ راهش ببرند، ندارند. كسى مثل شيخ احمد ياسين را نمى‏توانند تحمل كنند. امريكايى‏ها هم در عراق همين سياست را در پيش گرفته‏اند؛ خيال مى‏كنند اين سياست به جايى خواهد رسيد. روزنامه مى‏بندند، مطبوعات را توقيف مى‏كنند؛ از اين‏جا بگيريد تا كشتار مردم.
بر اساس همه‏ى اصول و موازين بشرى، كار امريكايى‏ها محكوم و مذموم و تنفرانگيز است؛ و براساس همه‏ى قواعد عالم طبيعت، كار آنها محكوم به شكست است. امريكايى‏ها بدانند دير يا زود با ذلت و سرافكندگى از عراق خارج خواهند شد. برادران عراقى ما مى‏توانند اين دوره را كوتاه كنند؛ مى‏توانند رفع اين خطر بزرگ را نزديك كنند؛ با چه چيزى؟ با وحدت كلمه، با تمسك به اسلام، با حفظ روحيه‏ى اسلامى و ايمانى خود و با به‏كارگيرى عقل و حكمت و تدبير. قدر علما را بدانند؛ قدر موقع و موضع مرجعيت را بدانند؛ قدر اين محورهاى جمع كننده و گردآورى كننده را بدانند؛ قدر ايمان خود را بدانند و در دام تفرقه‏افكنى دشمن نيفتند. امروز در عراق يكى از برنامه‏هاى حتمى دشمنان - يعنى امريكايى‏ها و انگليسى‏ها و اتباع و انصارشان - تفرقه انداختن است؛ بايد در اين دام قرار نگيرند. ما ان‏شاءاللَّه روزى را خواهيم ديد كه عراقِ مستقل و آزاد با اراده‏ى مردم خود و زير پرچم اسلام زندگى كند.
پروردگارا! همه‏ى مسلمانها را در همه‏ى نقاط عالم سرافراز كن. پروردگارا! ادعيه‏ى زاكيه‏ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) را شامل حال همه‏ى ما و همه‏ى امت اسلامى قرار بده و دلهاى برادران مسلمان را در همه‏ى نقاط جهان به همديگر نزديك و شر دشمنان را از آنها كوتاه كن.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏