دریافت:
مناسك حج مطابق با فتواي حضرت آيتاللهالعظمى خامنهاى (دامظلّهالعالي)
- مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
حج در اصطلاح شرع مقدّس، مجموعهای از مناسک خاص است که یکی از ارکان زیربنایی اسلام به شمار میآید، چنان که در روایتی از حضرت امام باقر [علیهالسّلام] آمده است: «بُنِی اَلْإِسْلاَمُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّکَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ اَلْوَلاَیة»[1]؛ «اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت.»
حج خواه حجّ واجب باشد یا مستحب، فضیلت و پاداش فراوان دارد و از پیامبر اعظم و اهلبیت مطهّر آن حضرت [علیهم السلام] روایات بسیاری در فضیلت حج وارد شده است. امام صادق [علیه السّلام] میفرمایند: «الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ إِنْ سَأَلُوهُ أَعْطَاهُمْ وَ إِنْ دَعَوْهُ أَجَابَهُمْ وَ إِنْ شَفَعُوا شَفَّعَهُمْ وَ إِنْ سَکَتُوا ابْتَدَأَهُمْ وَ یعَوَّضُونَ بِالدِّرْهَمِ أَلْفَ أَلْفِ دِرْهَمٍ.»[2]؛ «حجگزاران و عمرهگزاران، مهمان خدا هستند. اگر از خدا چیزی بخواهند به آنان عطا کند، اگر او را فراخوانند آنها را اجابت کند، اگر از کسی شفاعت کنند، شفاعت آنها را میپذیرد، اگر ساکت بمانند، خداوند خود (بدون درخواست) به آنان عطا مینماید و در ازای یک درهم (که در حج یاعمره هزینه کنند)، یک میلیون درهم به آنان میدهد.»
حج، از مهمترین واجبات دینی و از ارکان شریعت اسلامی و فریضهای بیمانند می باشد؛ گویی همهی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشهنشینی و خلوتگزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند، اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ ـ با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل ـ را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان همروزگار خود را که هر کدام می توانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبلالله باشند.
تدبّر و اندیشیدن در پدیدهی حج، حجگزار را به این باور قطعی می رساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون همافزایی و همدلی و همکاری مجموعهی دینداران، به بار نمینشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمّی بر سر این راه پدید نمیآورد.
- فصل اول: کلیات
- فصل دوم: حجّ واجب (حَجّةالاسلام)
- شرايط وجوب حَج
- عقل و بلوغ
عقل و بلوغ
م28 ـ شرط اوّل: عقل است؛ بنابراین حج بر مجنون واجب نیست.
م29 ـ شرط دوّم: بلوغ است؛ بنابراین، حج بر غیر بالغ ـ هر چند نزدیک به بلوغ باشد ـ واجب نیست و اگر غیر بالغ حج انجام دهد گرچه حجّ او صحیح است، لیکن از حَجّةالاسلام کفایت نمی کند.
اگر غیر بالغِ مستطیع مُحرم شود و قبل از وقوف در مشعرالحرام بالغ شود، حجّ او از حجّةالاسلام کفایت می کند.
م30 ـ اگر غیر بالغ یکی از مُحرّمات احرام را مرتکب شود، در صورتی که عمل حرام، شکار باشد، کفّارهی آن بر عهدهی ولی او است، امّا در مورد محرّمات دیگر، پرداخت کفّاره واجب نیست، نه بر غیر بالغ و نه بر ولی او.
م31 ـ بهای قربانی حجّ شخص نابالغ بر عهدهی ولی او است.
م32 ـ در حجّ واجب، اذن شوهر برای زن و اذن والدین برای فرزند شرط نیست؛ حتّی در صورت عدم رضایت شوهر یا والدین، واجب است به حج برود.
- استطاعت
- الف: استطاعت مالی
الف: استطاعت مالی
م34 ـ برای تحقّق استطاعت مالی موارد زیر باید تأمین باشد:
الف) هزینهی رفت و برگشت و توشهی سفر
ب) هزینهی زندگی افراد تحت تکفّل در زمان سفر
ج) ضروریات زندگی و آنچه در زندگی بدان نیاز دارد
د) برخورداری از زندگی متعارف پس از بازگشت (رجوع به کفایت).
1- هزینهی رفت و برگشت و توشهی سفر
م35 ـ منظور از توشهی سفر، چیزهایی است که در سفر بدان نیاز است؛ مانند خوراک، نوشیدنی و دیگر لوازم و نیازهای سفر.
م36 ـ بر کسی که توشه و هزینهی رفت و برگشت ندارد و مالی هم برای تهیّهی آنها ندارد، حج واجب نیست، هر چند بتواند با کسب و کار آنها را تهیه کند.
م37 ـ داشتن عین لوازم سفر برای استطاعت شرط نیست؛ بلکه اگر مکلّف، پول یا مالی داشته باشد که بتواند آنها را هزینه کند، کافی است و مستطیع است.
م38 ـ کسی که از دیگری پولی به قدر استطاعت حج طلب دارد، در صورتی که می تواند آن طلب را که وقت ادای آن فرا رسیده یا شخص مدیون پیش از وقت، می تواند آن را بپردازد، باید آن را بگیرد و به حج برود.
م39ـ زنی که مهریهاش برای مخارج حج کافی است و آن را از شوهر طلبکار است، در صورتی که شوهر توان پرداخت نداشته باشد، نمی تواند آن را مطالبه کند و مستطیع نیست؛ ولی اگر شوهر توان پرداخت دارد و مطالبهی مهر برای زن مفسده ندارد، واجب است مهریه را مطالبه کند و به حج رود. و اگر مطالبهی مهریّه برای زن مفسده دارد مثل اینکه به نزاع و کشیده می شود، مطالبهی مهریه واجب نبوده و مستطیع نیست.
م40 ـ کسی که مخارج حج را ندارد ولی می تواند به آسانی آن مبلغ را از دیگری وام بگیرد و بعداً ادا کند واجب نیست که با گرفتن وام، خود را مستطیع کند. ولی اگر وام گرفت حج بر او واجب می شود.
م41 ـ کسی که بدهکار است و غیر از مقدار لازم برای مخارج حج، مالی برای پرداخت بدهی ندارد، اگر بدهی مدّتدار باشد و اطمینان داشته باشد که وقت ادای بدهی، توانایی پرداخت آن را دارد و نیز اگر وقت ادای بدهی فرارسیده باشد، ولی طلبکار به تأخیر پرداخت راضی است و بدهکار مطمئن است که وقت مطالبه می تواند بدهی را بپردازد، واجب است به حج برود؛ در غیر این دو صورت حج واجب نیست.
م42 ـ کسی که نیاز به ازدواج دارد به طوری که اگر ازدواج نکند به مشقت شدید دچار می شود و امکان ازدواج برای او هست، در صورتی حج بر او واجب می شود که علاوه بر مخارج حج، هزینه ازدواج را هم داشته باشد.
م43 ـ اگر اجرت وسیلهی نقلیه در سال استطاعت بیش از حدّ متعارف باشد، در صورتی که توان پرداخت مازاد را بدون مشقّت شدید داشته باشد، واجب است آن را بپردازد و به حج برود و صِرف گرانی مانع استطاعت نیست؛ ولی اگر توانایی پرداخت مازاد را ندارد یا پرداخت آن اجحاف بر او باشد، واجب نیست آن را بپردازد و مستطیع نیست و حکم خرید یا اجارهی چیزهای دیگری که در سفر حج به آنها نیاز دارد نیز چنین است. همچنین اگر لازم باشد مال خود را به قدری کمتر از قیمت معمول بفروشد که موجب مشقّت زیاد باشد، واجب نیست بفروشد.
م44 ـ ملاک استطاعت مالی برای حج، توانایی انجام آن به نحو متعارف بین مردم است و اگر کسی اعتقاد دارد که به این نحو استطاعت ندارد ولی احتمال می دهد که اگر تلاش کند بتواند راهی بیابد که با وضع مالی فعلی مستطیع شود، واجب نیست تلاش کند؛ ولی اگر شک در استطاعت مالی داشته باشد واجب است وضعیت مالی خود را بررسی کند.
2- هزینهی زندگی افراد تحت تکفّل در زمان سفر
م45ـ در تحقّق استطاعت مالی، شرط است که مخارج افراد تحت تکفّل را تا بازگشت از حج داشته باشد.
م46 ـ افراد تحت تکفّل، کسانیاند که عرفاً عنوان عائله بر آنان صدق می کند، هر چند نفقه دادن به آنان واجب نباشد.
3ـ ضروریات زندگی
م47 ـ از شرایط وجوب حج بر مکلّف، دارا بودن ضروریات زندگی است و هر آنچه که عرفاً شایستهی موقعیت او است و به آن نیاز دارد. امّا لازم نیست عین آنها موجود باشد، بلکه اگر پول یا چیزی که بتواند آن را صرف تأمین آنها کند، در اختیار داشته باشد، مستطیع است.
م48 ـ شئون عرفی اشخاص متفاوت است. مثلاً کسی که داشتن خانهی شخصی از ضروریات زندگی او است یا شأن عرفی او اقتضا می کند خانه داشته باشد و سکونت در منزل استیجاری، سازمانی یا وقفی برای او مشقّت شدید دارد یا موجب وهن او است، برای تحقّق استطاعت او، داشتن خانهی ملکی یا هزینهی آن شرط است.
م49 ـ اگر مالی داشته باشد که برای رفتن به حج کفایت کند، امّا برای نیاز ضروری مانند تهیهی مسکن، علاج بیماری یا تأمین لوازم زندگی به آن احتیاج داشته باشد، مستطیع نیست و حج بر او واجب نیست.
م50 ـ کسی که ضروریات زندگی از قبیل مسکن، لوازم خانه، وسیلهی نقلیه و ابزار کار و مانند آن را بیشتر از شأن خود دارد، اگر فروش مقدار زائد موجب مشقت شدید یا وهن او نمی شود و قیمت حاصل از فروش آن برای مخارج حج کافی است یا آن را تکمیل می کند، باید مقدار زائد را بفروشد و به حج رود.
م51 ـ اگر مکلّف مثلاً زمین بفروشد تا برای سکونت خانه بخرد، در صورتی که خانه نیاز ضروری یا عرفی او باشد، با گرفتن پول زمین مستطیع نمی شود، هر چند به مقدار مخارج حج یا مکمّل آن باشد.
م52 ـ کسی که بعضی از اموالش از نیاز او خارج شده ـ مانند خودروی قدیمی که با خرید خودروی جدید به آن نیاز ندارد ـ و پول حاصل از فروش آن برای استطاعت یا تکمیل آن کافی است، با وجود شرایط دیگر، حج بر او واجب است.
4ـ بهرهمندی از زندگی متعارف پس از بازگشت (رجوع به کفایت)
م53 ـ یکی از شرایط تحقّق استطاعت مالی، «رجوع به کفایت» است. یعنی بعد از بازگشت از حج، مال یا محلّ درآمدی مثل تجارت، زراعت، صنعت، اجارهی مغازه و مانند آن داشته باشد، به طوری که برای زندگی مناسب با شأن عرفی خود و خانوادهاش کافی باشد.
م54 ـ کسی که پس از بازگشت از حج راه درآمدی ندارد، ولی می تواند با وجوه شرعی مانند خمس و زکات و امثال آن زندگی اش را اداره کند، حج بر او واجب است.
م55 ـ رجوع به کفایت در استطاعت زن نیز شرط است؛ بنابراین اگر زن شوهردار در حال حیات شوهر مستطیع شود، نفقهای که شوهر به او میپردازد، برای تحقّق استطاعت کافی است. ولی زنی که شوهر ندارد، باید بعد از بازگشت از حج، مال یا درآمد کافی برای ادارهی زندگی مناسب با شأن عرفی داشته باشد. در غیر این صورت مستطیع نیست.
م56 ـ اگر شخصی هزینه و لوازم سفر را نداشته باشد، ولی دیگری مخارج حجّ او را بدهد، مثل اینکه به او بگوید: حج به جا آور و هزینهی آن بر عهدهی من، در این صورت حج بر او واجب می شود و باید آن را قبول کند. این حج را «حجّ بذلی» گویند. در حجّ بذلی رجوع به کفایت شرط نیست و لازم نیست عین اسباب و لوازم مورد نیاز را داده باشد، بلکه پرداخت قیمت کافی است؛ امّا اگر مال را به عنوان انجام حج به او ندهد، بلکه صرفاً مالی را که کافی برای حج است به او ببخشد، قبول آن واجب نیست، امّا اگر هدیه را بپذیرد در صورت دارا بودن رجوع به کفایت، حج واجب می شود.
م57 ـ حجّ بذلی از حَجّةالاسلام کفایت می کند و در صورتی که در سالهای بعد مستطیع شود، واجب نیست حج به جا آورد.
م58 ـ اگر کسی از طرف مؤسّسه یا شخصی برای انجام کاری به حج دعوت و مشرّف شود، در صورتی که در مقابل دعوت به حج متعهّد به انجام کاری است، حجّش حجّ بذلی نیست.
مسائل متفرّقهی استطاعت مالی
م59 ـ کسی که مستطیع است، نمی تواند بعد از رسیدن زمانی که باید مال را برای رفتن به حج صرف کند، خود را از استطاعت خارج کند؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب قبل از آن نیز نباید خود را از استطاعت خارج کند.
م60 ـ در تحقّق استطاعت مالی شرط نیست که استطاعت در محلّ اقامت حاصل باشد، بلکه حصول آن در میقات نیز کافی است. بنابراین اگر در میقات استطاعت حاصل باشد حج واجب است و از حَجّةالاسلام کفایت می کند.
م61 ـ کسی که با رسیدن به میقات قادر به انجام حج می شود، در صورتی مستطیع و حج بر او واجب است که بقیّهی شرایط استطاعت مالی را دارا باشد؛ پس اگر افرادی مانند خدمهی کاروان مخارج افراد تحت تکفّل و ضروریات و لوازم زندگی مناسب شأن و رجوع به کفایت را دارا باشند، حج بر آنان واجب است و از حَجّةالاسلام کفایت می کند. در غیر این صورت حجّ آنان مستحبّی است و در صورتی که بعداً مستطیع شوند، واجب است حَجّةالاسلام را به جا آوردند.
م62 ـ کسی که برای خدمت در حج با اجرتی که با آن مستطیع می شود اجیر شود، هر چند واجب نیست برای تحصیل استطاعت اجیر شود، امّا بعد از قبول اجاره، حج بر او واجب می شود، به شرط آنکه انجام مناسک حج مزاحم خدماتی که برای آن اجیر شده است نباشد، وگرنه با این اجرت در این سال مستطیع نمی شود.
م63 ـ کسی که استطاعت مالی ندارد، اگر برای نیابت از دیگری اجیر شود و پس از عقد اجاره با مالی غیر از اجرت نیابت مستطیع شود، باید در آن سال حج را برای خود و در سال بعد حجّ نیابتی را انجام دهد، امّا اگر عقد اجاره برای همان سال بوده است، اجاره باطل است.
م64 ـ اگر شخص مستطیع بر اثر غفلت یا عمداً قصد حجّ استحبابی کند ـ هر چند هدفش تمرین برای انجام هر چه بهتر مناسک در سال بعد باشد یا با اعتقاد به عدم استطاعت باشد ـ بعد معلوم شود مستطیع بوده است، کفایت آن از حَجّةالاسلام محلّ اشکال است و بنا بر احتیاط واجب، باید در سال بعد حج را به جا آورد، مگر آنکه قصد داشته وظیفهی فعلی را انجام دهد و خیال می کرده وظیفهی فعلیاش حجّ استحبابی است، در این صورت از حجّةالاسلام کفایت می کند.
- ب ـ استطاعت بدنی
ب ـ استطاعت بدنی
م65 ـ استطاعت بدنی، توانایی جسمی لازم برای رفتن به حج است. بنابراین بر بیمار و سالمندی که قدرت رفتن به حج را ندارد یا رفتن برایش مشقّت شدید دارد، حج واجب نیست.
م66 ـ استطاعت بدنی باید تا زمان احرام باقی باشد؛ بنابراین اگر کسی به قصد حج سفر کند ولی قبل از احرام، بیماری، او را از ادامهی راه بازدارد، معلوم می شود استطاعت بدنی نداشته است و حج بر او واجب نیست و لازم نیست برای حج نایب بگیرد. ولی اگر حج از قبل بر او مستقر شده است، در صورتی که از بهبودی و توانایی انجام حج بدون مشقّت شدید، هر چند در سالهای آینده، ناامید باشد، باید نایب بگیرد؛ ولی اگر امید به بهبودی و انجام حج هر چند در سالهای آینده داشته باشد، خودش باید در اوّلین سال ممکن به حج برود. امّا اگر پس از احرام بیمار شود، احکام خاصّ خود را دارد.
- ج ـ استطاعت طریقی
ج ـ استطاعت طریقی
م67 ـ استطاعت طریقی، یعنی راه برای رفتن به حج باز و امن باشد؛ کسی که راه بر او بسته است، و نمی تواند به میقات برسد یا اعمال حج را تکمیل کند و نیز کسی که راه برایش باز است ولی امن نیست، مانند آنکه در راه، جان یا بدن یا آبرو یا مال او تهدید شود، حج بر او واجب نیست.
م68 ـ کسی که استطاعت مالی دارد و رفتن به حج متوقّف بر ثبتنام در قرعه کشی است، اگر احتمال می دهد در همان سال قرعه به نامش بیفتد بنا بر احتیاط واجب باید ثبتنام کند و اگر قرعه به نامش درنیامد، مستطیع نیست و حج بر او واجب نیست؛ امّا اگر رفتن به حج در سالهای آینده مشروط به حضورش در نوبت باشد، بنا بر احتیاط واجب باید استطاعت را حفظ کند و در نوبت باقی بماند تا به حج مشرّف شود.
م69 ـ کسی که برای حج ثبت نام کرده و نوبت حج او سالهای آینده است اگر جلو انداختن نوبت، مستلزم از بین رفتن حقوق دیگران و مخالف مقررات دولت اسلامی نباشد واجب است.
م70 ـ سفر زن برای ادای حج واجب وابسته به اجازه ی شوهر نیست و شوهر نمی تواند او را از سفر حج واجب باز دارد.
- د ـ استطاعت زمانی
د ـ استطاعت زمانی
م71 ـ استطاعت زمانی یعنی استطاعت در زمانی حاصل شود که انسان فرصت کافی برای رسیدن به حج در ایام مخصوص را داشته باشد؛ بنابراین کسی که استطاعت او در زمانی حاصل شده که به سبب تنگی وقت نمی تواند به حج برسد یا برایش مشقّت شدید دارد، حج در آن سال بر او واجب نیست.
- استفتائات استطاعت
استفتائات استطاعت
س72- کسی که از وجوه شرعی نظیر خمس و زکات استفاده می کند، اگر از خمس یا زکات اضافه آید که به قدر مخارج حج باشد، آیا با وجود سایر شرایط، مستطیع است یا نه؟
ج: اگر استحقاق دریافت را به وجه شرعی داشته است، مستطیع است.
س73- با توجّه به اینکه موقع اعزام زائران به حج، معاینات پزشکی انجام می شود و کسانی که توانایی جسمی ندارند پذیرفته نمی شوند، آیا مردودین معاینات پزشکی که تاکنون هم راه برای آنان باز نبوده، استطاعتشان محقّق نمی شود؟
ج: در این صورت استطاعت ندارند. ولی اگر امید به خوب شدن دارند بنابر احتیاط واجب خود را از استطاعت مالی خارج نکنند.
س74- در مورد مهریّهی مدّتدار، که بر زوج لازم است در صورت توان بپردازد، اگر زوجه مطالبه نکند، زوج مستطیع است یا پرداخت مهریّه مقدّم است؟
ج: پرداخت مهریه بدون مطالبهی زوجه، واجب نیست و در صورتی که هنگام مطالبه بتواند به سهولت مهریّه را پرداخت کند انجام حج مقدّم است.
س75- آیا با پسانداز پول در مدّت چندین ماه، شخص مستطیع می شود؟ بویژه زمانی که بداند جز از این طریق، مستطیع نخواهد شد.
ج: ایجاد استطاعت از این طریق واجب نیست، امّا اگر به قدر هزینهی حَجّةالاسلام پسانداز کند، در صورت تحقّق بقیّهی شرایط استطاعت، مستطیع می شود.
س76- آیا دیدار پدر و مادر یک ضرورت اجتماعی یا شرعی یا شخصی به شمار میآید؟ و اگر چنین است، آیا شخص مستطیع می تواند حج را به تأخیر اندازد و مال را برای این کار هزینه کند؟ با فرض اینکه لازمهی دیدار پدر و مادر، انجام سفر و مانند آن باشد.
ج: اگر مستطیع است، واجب است حج به جا آورد و جایز نیست حتّی با صلهی رحم، خود را از استطاعت خارج کند؛ صلهی رحم منحصر به دیدار حضوری نیست، بلکه می توان نامه نوشت یا تماس تلفنی گرفت؛ ولی اگر دیدار والدین در شهر دیگر برحسب حال آنان یا خودش، لازم باشد و از نیازهای عرفی او محسوب شود و مال کافی برای هر دو ـ دیدار و حج ـ نداشته باشد، در این صورت مستطیع نیست.
س77- اگر زنی که به نوزاد خود شیر می دهد، مستطیع شود، چنانچه رفتن او به حج برای کودک شیرخوارش ضرر داشته باشد، آیا می تواند به حج نرود؟
ج: اگر ضرر به گونهای باشد که شیردهنده باید کنار کودک باشد یا شیردهنده با رفتن به حج، خودش دچار مشقت شدید شود، حج بر او واجب نیست.
س78- اگر قیمت زیورآلات زن برای استطاعت کافی باشد، آیا باید آنها را بفروشد و به حج مشرّف شود؟
ج: اگر به زیورآلات نیاز داشته باشد و اضافه بر شأن او نباشد، مستطیع نیست و واجب نیست آنها را برای هزینهی سفر حج بفروشد.
س79- اگر زن برای حج مستطیع باشد، اما شوهرش به او اجازه ندهد، زن چه وظیفهای دارد؟
ج: اجازهی شوهر برای انجام حج واجب شرط نیست، اما اگر رفتن زن به حج بدون کسب اجازهی شوهر، موجب مشقت شدید برای زن شود، مستطیع نخواهد بود و حج بر او واجب نیست.
س80- شوهرم هنگام عقد ازدواج به من قول داده که مرا به حج ببرد؛ آیا حج بر من واجب شده است؟
ج: با وعده و قول، حج واجب نمی شود.
س81- آیا جایز است انسان در نیازهای ضروری زندگی بر خود سخت بگیرد تا برای حج، استطاعت کسب کند؟
ج: جایز است، امّا شرعاً واجب نیست؛ البتّه جایز بودن تنها در مورد خود انسان است، امّا سخت گرفتن بیش از حدّ متعارف بر خانواده ـ که نفقهی آنها واجب است ـ جایز نیست.
س82- من در گذشته چندان به مسائل دینی پایبند نبودم و اموالی داشتم که برای انجام سفر حج کافی بود (مستطیع بودم)، امّا به سبب شرایطی که در آن دوره داشتم، به حج نرفتم. در حال حاضر وظیفهی من چیست؟ البته اکنون مبلغ کافی برای رفتن به حج در اختیار ندارم؛ از طرفی برای این کار دو روش وجود دارد؛ ثبتنام در سازمان حج و دیگری با صرف هزینهی بیشتر. آیا ثبتنام در سازمان حج کفایت می کند؟
ج: اگر در گذشته تمام شرایط استطاعت شرعی را داشتهاید، حج بر عهده ی شما قرار گرفته است و باید به هر روش ممکن و مشروع، آن را به جا آورید؛ البتّه در صورتی که به مشقت شدید دچار نشوید، امّا اگر در گذشته از تمام جهات مستطیع نبودهاید، حج بر شما واجب نیست.
س83- آیا خوف جانی، مانع حصول استطاعت می شود؟
ج: اگر خوف خطر جانی عقلایی نباشد، مانع حصول استطاعت نیست.
س84- اگر تشرّف به حج با فیش میّت با اجازهی ورثه ممکن باشد، آیا اجازه گرفتن به عنوان مقدّمهی واجب ـ مثل ثبتنام ـ واجب است؟ اگر بدون اجازه با همان فیش به حج رود، با فرض تحقّق بقیّهی شرایط استطاعت، حج صحیح است و از حجّةالاسلام کفایت می کند؟
ج: اجازه گرفتن واجب نیست، امّا برای استفاده از فیش میت اجازهی ورثه لازم است و اگر بدون اجازه از آن استفاده کند، اگر از میقات به بعد هم استطاعت از ناحیهی فیش باشد، حجّ او حَجّةالاسلام محسوب نمی شود ولی اگر از میقات به بعد، بدون توجّه به فیش، شرایط استطاعت را داشته باشد حجّ او از حَجّةالاسلام کفایت می کند.
-
-
-
- فصل سوم: نيابت در حج
- فصل چهارم: اعمال عمرهي تمتّع
- فصل پنجم: اعمال حجّ تمتّع
- فصل ششم: عمرهی مفرده
- استفتائات متفرّقه
استفتائات متفرّقه
س602- اخیراً طی توافقی که سازمان حج و زیارت با بانک ملّی ایران به عمل آورده، متقاضیان حجّ تمتّع با مراجعهی به بانک، مبلغ یک میلیون تومان به صورت قرارداد مضاربه ای به حسابی به نام خود در بانک ملّی واریز و فیش آن را دریافت می کنند؛ این پول تا هنگام تشرّف به نام واریزکننده در حساب شخصی او باقی می ماند و طبق قرارداد مکتوب، مبلغی به دارندهی حساب، در پایان هر سال سود مضاربه تعلّق می گیرد. سازمان حج برای کسانی که زودتر ثبت نام کرده اند اولویت قائل شده و پس از حدود سه سال، نوبت اشخاص را اعلام و در صورت تمایل، آنها را به حج اعزام می کند. زمان اعزام که فرارسید، واریزکننده، پولی را که در حساب مضاربه ای خود دارد، از بانک دریافت و همراه با بقیّهی هزینه ها به حساب حج و زیارت واریز می کند و به حج مشرّف می شود. با عنایت به اینکه قرارداد کتبی است و گفتگویی بین صاحب پول و بانک رد و بدل نمی شود، مبلغ درصدی که صاحب مال به عنوان منفعت مضاربه دریافت می کند، چه صورتی دارد؟
ج: عملیات بانکی به صورت قرارداد کتبی به نحو یاد شده بی اشکال است و سود حاصل از مضاربه برای سپرده گذار حلال است و اصل سپرده اگر از درآمد کسب غیر مخمّس بوده خمس دارد و سود حاصل اگر پیش از سال عزیمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو درآمد سال وصول است، که اگر در همان سال به حساب هزینهی سفر حج واریز شود خمس ندارد.
س603- سنگفرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود. آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟
ج: معمولاً نجس بودن تمام نقاط مسجد احراز نمی شود و بررسی و تحقیق لازم نیست و سجده بر سنگفرش آن صحیح است.
س604- هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاککننده نیست؛ در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام - مرطوب یا غیر مرطوب - خوانده شود، چه حکمی دارد؟
ج: تا زمانی که به نجاست محلّ سجده یقین ندارید، نماز صحیح است.
س605- آیا اقامهی نماز جماعت به شکل دایرهای دور کعبه ـ با رعایت سایر شرایط ـ صحیح و مُجزی است؟
ج: نماز کسی که پشت سر امام یا یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصلهی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیکتر نباشد؛ امّا نماز کسی که طرف دیگر کعبه مقابل امّام بایستد، صحیح نیست.
س606- آیا اقتدا به اهل سنّت در نماز قضا صحیح است؟
ج: صحیح نیست.
س607- خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنّبی[صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم] هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجّه به اینکه اهل سنّت در آن هنگام به سوی مسجد می روند و در مورد خارج شدن ما گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.
ج: اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اوّل وقت به شمار آید و بخصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست.
س608- کسی که در مکّه قصد اقامت ده روزه کرده است، در عرفات و مشعر و منا و در حدّ فاصل بین آنها، نماز را قصر بخواند یا تمام؟
ج: اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه داشته باشد پس از تحقق اقامت، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است و نماز تمام است و رفتن به عرفات و مشعرالحرام و منا سفر به شمار نمی آید.
س609- آیا حکم تخییر بین نماز شکسته و تمام، در شهر مکّه و مدینه جاری است یا اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبی [صلی الله علیه وآله] و سلم دارد و بین محلّههای قدیم و جدید تفاوت است؟
ج: تخییر بین نماز کامل و شکسته در همه جای این دو شهر مقدّس وجود دارد و محلّههای قدیم و جدید تفاوت ندارند؛ هرچند احتیاط مستحب است در خارج از دو مسجد مقدّس نماز را بدون قصد اقامت ده روزه، قصر بخواند.
س610- آیا مسافر می تواند در اماکن تخییر نوافل ظهر و عصر را بخواند؟
ج: اگر کسی در اماکن تخییر بخواهد نماز را به صورت تمام بخواند، می تواند نوافل یومیه را نیز بخواند.
س611- حجّ کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟
ج: به صحّت حج خللی وارد نمی کند، هر چند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.
س612- آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟
ج: اشکال ندارد، مگر آنکه ثابت شود دیوار بخشی از مسجدالحرام است.
س613- سنّ یائسگی در زن سیّده و غیر سیّده چند سال است؟
ج. تعیین سنّ یائسگی محلّ تأمّل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسئله به مجتهد جامعالشّرایط دیگر مراجعه کنند.
س614- حجّ کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در زمان وقوفها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ آیا باید حج را اعاده کند؟
ج: اگر طبق حکم مفتی اهل سنّت بر اثبات رؤیت هلال ذیالحجّه عمل کند، کافی است؛ پس اگر وقوف ها را همراه با بقیّهی مردم انجام دهد، حج صحیح است.
س615- آیا جایز است با اشتغال به تلاوت قرآن، خواندن دعا یا نماز مستحبّی پشت مقام ابراهیم، مکان را بر کسانی که نماز طواف واجب می خوانند تنگ کنیم؟
ج: اولی بلکه احتیاط مستحب است هنگام ازدحام برای نماز طواف واجب، عبادات یاد شده پشت مقام انجام نشود.
س616- آیا در مسجدالنّبی سجده کردن بر فرش صحیح است؟ با ملاحظهی اینکه قرار دادن چیزی که سجده بر آن صحیح است ـ مانند کاغذ و یا سجّادهی حصیری ـ موجب جلب توجّه می شود و نمازگزار را در معرض نگاههای مغرضانه قرار می دهد و بهانهای برای تمسخر مخالفین می شود.
ج: جایی که تقیّه لازم است می تواند بر فرش و مانند آن سجده کند و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود؛ ولی اگر در همان محل بتواند طوری که به زحمت نیفتد بر حصیر یا سنگ و امثال آن سجده کند، بنا بر احتیاط واجب باید بر این اشیاء سجده کند.
س617- آیا سجده بر سنگفرش مسجدالحرام و مسجدالنّبی صحیح است؟ و به طور کلّی بر چه نوع سنگ هایی می توان سجده کرد؟ و سجده بر آجر و سفال چه حکمی دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر و سنگهایی که در ساخت یا تزیین بنا به کار می روند و نیز بر آجر و سفال و گچ و آهک و سیمان صحیح است؛ و سجده بر عقیق و فیروزه و دُرّ و امثال آن، هر چند صحیح است، امّا احتیاط مستحب است بر اینها سجده نشود.
س618- وضو با آبهایی که برای آشامیدن اختصاص داده اند چه حکمی دارد؟
ج: وضو با آبی که مباح بودن آن مشکوک است، صحیح نیست.
س619- اگر اعلم در مسئله ای فتوا نداده و تنها احتیاط واجب کرده است، ولی فالاعلم آن احتیاط را ندارد، آیا لازم است مقلّد اعلم بداند مرجعش احتیاط واجب کرده و باید نیت رجوع به فالاعلم کند، یا همین که در مقام انجام وظیفهی شرعی بوده و عملش طبق فتوای فالاعلم است کافی است؟
ج: اگر عمل او هنگام صدور مطابق با فتوای کسی بوده که می توانست شرعاً از او تقلید کند و در این مسئله بنای بر تقلید او بگذارد، مُجزی است.
س620- در برخی موارد، زائران بیت اللّهالحرام یا سایر مسافران، وقت نماز در هواپیما هستند؛ با توجّه به اینکه نماز در هواپیما معمولاً مانع استقرار و طمأنینه نیست، در صورتی که سایر شرایط، مثل قیام و قبله و رکوع و سجود مراعات شود، آیا در صورت علم یا احتمال اینکه پیش از اتمام وقت نماز به مقصد می رسند و می توانند نماز را پس از پیاده شدن از هواپیما بخوانند، نماز در هواپیما کفایت می کند یا باید تأخیر بیندازند و در صورتی که نماز را در آن حال خواندند و پیش از اتمام وقت نماز پیاده شدند، اعادهی نماز لازم است؟
ج: با تمکّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحیح و مُجزی است؛ بلکه جهت درک فضیلت اوّل وقت افضل است.
س621- شخصی اعمال عمرهی تمتّع استحبابی را به پایان برده و اکنون نمی تواند حجّ تمتّع به جا آورد؛ مثلاً موظّف است در ایام تشریق برای خدمت به حجّاج در مکّه بماند؛ وظیفهاش چیست؟
ج: در فرض سؤال می تواند عمرهی تمتّع استحبابی را رها کند و احتیاط مستحب است طواف نساء را انجام دهد.
س622- شخصی پس از استقرار حج دیوانه شده، وظیفهی ولیّ نسبت به حجّ او چیست؟
ج: ولی مجنون نسبت به حجّ او تکلیف ندارد؛ اگر عاقل شد خودش حج به جا میآورد وگرنه پس از مرگ از ترکهاش نایب بگیرند.
س623- در ایران مبالغی به ما دادهاند تا در حرم مطهّر نبوی یا قبور مطهّر بقیع بریزیم؛ با توجّه به اینکه انجام این درخواست ممکن نیست، آیا می توانیم به فقرای شیعهی بدهیم؟
ج: اگر صاحبان وجوه راضی باشند، صرف آن در فقرای شیعه اشکال ندارد.
س624- بسیاری از زائران خانهی خدا مشتاق اعتکاف در مسجدالحرام هستند؛ با توجّه به لزوم روزه برای اعتکاف، آیا می توانند در مکّهی مکرّمه برای روزه نذر و اعتکاف کنند؟
ج: بنا بر احتیاط واجب باید نذر در وطن یا محلّ اقامت منعقد شده باشد.
س625- شخصی قصد اعتکاف در مسجدالحرام را دارد؛ آیا می تواند قبل از اذان صبح در تنعیم مُحرم شود و بقیهی اعمال را در حال اعتکاف انجام دهد، با توجّه به اینکه محلّ سعی جزو مسجد نیست؟
ج: می تواند مُحرم شود و خروج از مسجد برای انجام سعی اشکال ندارد.
س626- آیا استحباب سه روز روزهی مستحبّی در مدینهی منوّره، برای برآمدن حاجت، اختصاص به مسافر دارد یا برای اهالی مدینه و کسی که قصد اقامت ده روز دارد نیز مستحب است؟
ج: اختصاص به مسافر ندارد؛ ذکر مسافر به جهت استثنای از روزه در حال مسافر بودن است.
- گلچینی از پیام ها و بیانات
گلچینی از پیام ها و بیانات
«هر چه می توانید در مسجدالحرام، در مدینهی منوّره آن عملی را که خدای متعال دوست می دارد که عبارت است از آن عمل مخلصانه و نگاه مخلصانه و تضرّع الیاللهتعالی، این را تکرار کنید، زیاد کنید، افزایش بدهید... ادعیهای که وارد شده یا ادعیهای که مخصوص آنجا هم نیست، [مثل] همین دعای کمیل؛ این [خواندن] دستهجمعی دعای کمیل بسیار کار خوبی است.»[1]
«برای فردِ انسان، فرصت حج، فرصت ورود یک انسان در فضای بیکرانهی معنویّت است؛ از لابهلای زندگی معمولی خودمان با همهی آلودگیهایش، با همهی اشکالاتش، خودمان را بیرون می کشیم و به فضای صفا و معنویّت و تقرّب الیاللَّه و ریاضت اختیاری می رویم. از اوّلی که وارد این مراسم می شوید، چیزهایی را که در زندگی متعارف معمولی مباح است، بر خودتان حرام می کنید؛ احرام. احرام، حرام کردن چیزهایی است بر خود که در زندگی متعارفِ معمولی رایج و مباح است، جایز است؛ و بسیاری از آنها هم مایهی غفلت است، بعضی هم مایهی انحطاط است.
همهی وسایل تفاخر ظاهری و مادّی از ما گرفته می شود؛ اوّلش لباس. درجه و مقام و رتبه و لباس و لباس فاخر و همهی اینها کنار می رود و همه در یک لباس قرار میگیرند. به آینه نگاه نکنید که یک جلوهای از خودخواهی و خودشیفتگی است. بوی خوش استعمال نکنید که وسیلهای برای جلوهگری است. از زیر آفتاب یا زیر باران نگریزید، زیر سقف نروید - در حال حرکت - که مظهر راحتطلبی و آسایشطلبی است. اگر از جایی عبور می کنید که بوی متعفّنی دارد، بینیتان را نگیرید؛ و همینطور بقیّهی کارهای احرام؛ حرام کردن بر خود چیزهایی را که مایهی راحت و مایهی شهوت نفس، شهوات جنسی محرَّم، در این مدّت است؛ چه مایهی تفاخر است، چه مایهی تبعیض است. اینها همه برداشته می شود.
بعد وارد فضای بیتاللَّه و مسجدالحرام شدن و آن شکوه و عظمتی را که در عین سادگی و بیپیرایگی وجود دارد، با چشم، با دست، با همهی وجود لمس کردن. عظمت، شکوه، منتها نه از نوع شکوه مادّی و زر و زیورهای مادّی؛ از نوع دیگری که برای انسان های معمولی قابل توصیف هم حتّی نیست. بعد وارد شدن در این سیل خروشان دوّار، بر گرد یک مرکز حرکت کردن، آن هم با ذکر، با دعا، با گریه، با خشوع، با تکلّم با خدای متعال. بعد سعی صفا و مروه همینجور است، وقوف عرفات و مشعر همینجور است، فرایض روزهای منا همینجور است. این حج است.»[2]
«کسانی که به مکّه میروند، مکّه را فدای بازارگردی و دکّانگردی نکنند. مکّه بالاتر از این حرفها است. می توانند بعداً یک سفر هم برای تجارت بروند و هر جا می خواهند بگردند. امّا در حج، این «ایّام معلومات» را برای خودشان و برای زیارت و توجّه و تذکّر نگه دارند و آن را فدای کارهای بیارزش نکنند. در نمازهای جماعت، شرکت کنید. در اجتماعات، شرکت کنید. نماز اوّل وقت را به جماعت در حرمهای عالیمقام حتماً درک کنید. بگذارید حضور شما، حضور مؤمنانه و پرهیزکارانهای باشد که از ملّت ایران انتظار می رود.»[3]
«یکی از مهمترین مسائلی که در حج هست، «همزیستی» است. افرادی که با هم هیچ آشناییای ندارند، با فرهنگهای مختلف، از جاهای مختلف، رنگ مختلف، زبان مختلف اینجا با همدیگر باید همزیستی کنند.»[4]
«در بُعد سیاسی، محور اصلی در حج، نمایش هویّت متّحد امّت اسلامی است. دوری برادران از یکدیگر، عرصه را برای بدخواهان می گشاید و تخم تفرقه میان مسلمانان را بارور می کند. امّت اسلامی از ملّتها و نژادها و پیروان مذاهب گوناگون تشکیل یافته است. این تنوّع که با پراکندگی جغرافیایی در بخش حسّاس و مهمّی از کرهی زمین همراه است می تواند خود نقطهی قوّتی برای این پیکرهی عظیم به شمار آید و میراث و فرهنگ و تاریخ مشترک آنان را در گسترهای پهناور، از کارآمدی بیشتر برخوردار سازد، و انواع استعدادها و قابلیّتهای انسانی و طبیعی را در خدمت آن به کار گیرد.»[5]
«حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیفکُشی و غارتگریاند و امروز جسم و جان امّت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خونآلود است. حج، نمایش تواناییهای سخت و نرم امّت است. این، طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهمترین هدفهای حج است؛ این همان است که امام راحل خمینی کبیر، آن را حجّ ابراهیمی نامید.»[6]
«حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکاء آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان میکِشد و فاصلهی آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بینالمللی بر جوامع بشری تحمیل میکنند، برجسته میسازد. حجّ اسلامی و توحیدی، مظهر «أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَینَهُمْ»[7] است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است.»[8]
[1] . در دیدار کارگزاران حج 27/2/ 1402.
[2] . در دیدار مسئولان و کارگزاران حج 15 /8/ 1387.
[3] . در دیدار کارگزاران حج 31 /1/ 1373.
[4] . در دیدار کارگزاران حج 18 /3/ 1401.
[5] . پیام به کنگرهی عظیم حج 8 /10/ 1385.
[6] . پیام به مناسبت فرارسیدن ایّام حج 7/5/ 1399.
[7] . سورهی فتح، بخشی از آیهی 29.
[8] . پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج 15/6/ 1395.
کاربر گرامی؛ لطفا قبل از تکمیل فرم، موارد زیر را مطالعه کنید:
- جهت مکاتبه با دفتر، از قسمت ارسال نامه استفاده نمایید.
- به منظور استفتاء یا ارسال سوال شرعی، از قسمت ارسال سوال شرعی استفاده نمایید.
- جهت ارایه انتقاد و پیشنهاد به سایت دفتر، از قسمت ارتباط با پایگاه استفاده نمایید.
- از فرم زیر فقط برای ارایه نظرات در مورد محتوای همین صفحه استفاده نمایید.
- مسوولیت ارسال اشتباه بر عهده ارسال کننده آن است.
