دریافت:
مناسك حج مطابق با فتواي حضرت آيتاللهالعظمى خامنهاى(دامظلّهالعالي)
- مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
حج در اصطلاح شرع مقدّس، مجموعهای از مناسک خاص است که یکی از ارکان زیربنایی اسلام به شمار میآید، چنان که در روایتی از حضرت امام باقر [علیهالسّلام] آمده است: «بُنِی اَلْإِسْلاَمُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّکَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ اَلْوَلاَیة»[1]؛ «اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت.»
حج خواه حجّ واجب باشد یا مستحب، فضیلت و پاداش فراوان دارد و از پیامبر اعظم و اهلبیت مطهّر آن حضرت [علیهم السلام] روایات بسیاری در فضیلت حج وارد شده است. امام صادق [علیه السّلام] میفرمایند: «الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ إِنْ سَأَلُوهُ أَعْطَاهُمْ وَ إِنْ دَعَوْهُ أَجَابَهُمْ وَ إِنْ شَفَعُوا شَفَّعَهُمْ وَ إِنْ سَکَتُوا ابْتَدَأَهُمْ وَ یعَوَّضُونَ بِالدِّرْهَمِ أَلْفَ أَلْفِ دِرْهَمٍ.»[2]؛ «حجگزاران و عمرهگزاران، مهمان خدا هستند. اگر از خدا چیزی بخواهند به آنان عطا کند، اگر او را فراخوانند آنها را اجابت کند، اگر از کسی شفاعت کنند، شفاعت آنها را میپذیرد، اگر ساکت بمانند، خداوند خود (بدون درخواست) به آنان عطا مینماید و در ازای یک درهم (که در حج یاعمره هزینه کنند)، یک میلیون درهم به آنان میدهد.»
حج، از مهمترین واجبات دینی و از ارکان شریعت اسلامی و فریضهای بیمانند می باشد؛ گویی همهی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشهنشینی و خلوتگزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند، اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ ـ با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل ـ را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان همروزگار خود را که هر کدام می توانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبلالله باشند.
تدبّر و اندیشیدن در پدیدهی حج، حجگزار را به این باور قطعی می رساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون همافزایی و همدلی و همکاری مجموعهی دینداران، به بار نمینشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمّی بر سر این راه پدید نمیآورد.
- فصل اول: کلیات
- فصل دوم: حجّ واجب (حَجّةالاسلام)
- فصل سوم: نيابت در حج
- فصل چهارم: اعمال عمرهي تمتّع
- اوّل: احرام
- میقات های احرام عمرهی تمتّع
- واجبات احرام
- مستحبّات احرام
مستحبّات احرام
م199 ـ مستحبّات احرام عبارتند از:
الف) از اول ماه ذی قعده موی سر و ریش را کوتاه نکند.
ب) پیش از احرام، بدن خود را پاکیزه و موهای زائد را بر طرف کند و ناخن های خود را بگیرد و مسواک بزند.
ج) پیش از احرام در میقات یا قبل از رسیدن به میقات مثلاً در مدینه غسل کند و احتیاط مستحب است که این غسل ترک نشود.
د) بعد از نماز ظهر یا یک نماز واجب دیگر محرم شود یا پیش از احرام دو رکعت نماز مستحب به جا آورد و در بعضی احادیث شش رکعت نیز آمده است که البته فضیلت بیشتری دارد.
- مكروهات احرام
مکروهات احرام
م200 ـ مکروهات احرام عبارتند از:
الف) احرام در جامهی سیاه، چرکین و راهراه و بهتر است جامهی احرام سفید باشد.
ب) خوابیدن بر بالش و بستر زرد.
ج) حنا بستن پیش از احرام، در صورتی که رنگ آن تا زمان احرام باقی بماند.
د) لبّیک گفتن در پاسخ کسی که مُحرم را صدا می زند.
ه) حمّام رفتن و شستن بدن با کیسه و مانند آن؛ (البته انجام غسل های مستحب کراهت ندارد)
- محرّمات احرام
- محرّمات اختصاصی مردان
- محرّمات اختصاصی زنان
- محرّمات مشترک بین زن و مرد
- 1ـ استفاده از بوی خوش
1ـ استفاده از بوی خوش
م239 ـ استفاده از انواع عطر مانند مشک، عود، گلاب و دیگر عطرهای رایج به هر نحو که باشد، در حال احرام حرام است.
م240 ـ پوشیدن لباسی که قبلاً معطّر شده، تا زمانی که از آن بوی خوش به مشام برسد، جایز نیست.
م241 ـ استفاده از صابون و شامپوی معطّر بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
م242 ـ بنابر احتیاط واجب، محرم باید از بوییدن هر چیز معطر که به آن عطر گفته نمی شود نیز پرهیز کند مانند گل یا سبزی یا میوه ی خوشبو.
م243 ـ خوردن غذایی که در آن زعفران وجود دارد، برای مُحرم جایز نیست.
م244 – خوردن سیب و پرتقال و دیگر میوه های خوشبو اشکال ندارد؛ ولی احتیاط واجب آن است که آنها را نبوید.
م245 ـ مُحرم نباید بینی خود را از بوی نامطبوع بگیرد، امّا بیرون رفتن از محلّ بوی نامطبوع اشکال ندارد.
م246 ـ کفّارهی استفادهی عمدی از بوی خوش ـ خوراکی و غیر خوراکی ـ بنا بر احتیاط واجب یک گوسفند است.
- 2ـ نگاه در آینه
2ـ نگاه در آینه
م247 ـ در حال احرام، نگاه در آینه برای آرایش و زینت حرام است؛ ولی بدون این قصد، مانند نگاه راننده در آینهی خودرو اشکال ندارد.
م248 ـ آب صاف یا اجسام صیقلی که تصویر در آن دیده می شود، حکم آینه را دارد؛ یعنی نگاه در آن اگر برای زینت باشد، جایز نیست.
م249 ـ اگر در اتاقی که محرم در آن سکونت دارد آینه باشد و او بداند که گاهی چشمش سهواً به آینه می افتد، ماندن در آن اتاق اشکال ندارد؛ البته بهتر است آینه را از آنجا بردارد یا روی آن چیزی بیندازد.
م250 ـ در حال احرام تصویربرداری با دوربین عکّاسی یا فیلمبرداری اشکال ندارد.
م251 ـ نگاه در آینه کفّاره ندارد، امّا احتیاط واجب است که پس از نگاه در آن، لبّیک بگوید.
- 3 ـ استفاده از زینت
3 ـ استفاده از زینت
م252 ـ بنا بر احتیاط واجب محرم باید از دست کردن انگشتری که زینت به حساب می آید، پرهیز کند.
م253 ـ اگر انگشتر زینت به حساب نیاید و آن را به نیت استحباب یا غرض دیگر به دست کند، اشکال ندارد.
م254 ـ انگشتر به دست کردن در حال احرام کفّاره ندارد.
م255 ـ بنا بر احتیاط واجب محرم باید از حنا بستن و رنگ کردن مو اگر زینت به حساب آید و به طور کلی از هرچه زینت حساب شود پرهیز کند.
م256 ـ اگر پیش از احرام بر دست، پا و ناخن حنا گذاشته یا موها رنگ شده باشد و اثر آن تا زمان احرام باقی باشد، اشکال ندارد.
م257 ـ سرمه کشیدن اگر زینت محسوب شود، همچنین خطّ دور چشم که زنان انجام می دهند، بر مُحرم جایز نیست و بین رنگ سیاه و دیگر رنگ ها تفاوت وجود ندارد.
م258 ـ عینک زدن اگر برای زینت نباشد، اشکال ندارد.
م259 ـ زیورهایی را که زن معمولاٌ استفاده می کرده، لازم نیست برای احرام بیرون آورد، امّا نباید به مرد، حتّی شوهر خود نشان دهد.
م260 ـ پوشیدن زیور برای زنان حرام است ولی کفّاره ندارد.
م261 ـ زینت کردن کفّاره ندارد.
- 4ـ روغن مالیدن به بدن
4ـ روغن مالیدن به بدن
م262ـ در حال احرام مالیدن روغن به بدن و موی سر جایز نیست، چه از قبیل کرِم باشد که برای زینت زده می شود و چه غیر آن و چه معطر باشد یا نه.
م263 ـ اگر بوی روغنِ خوشبو تا زمان احرام باقی می ماند، پیش از احرام نیز استعمال آن جایز نیست.
م264 ـ خوردن روغن و چربی در صورتی که بوی خوش نداشته باشد، اشکال ندارد.
م265 ـ روغن مالیدن در حال ناچاری یا نیاز مثلاً برای مداوا یا جلوگیری از آسیب آفتاب یا عرق سوز شدن بدن اشکال ندارد.
م266 ـ کفّارهی مالیدن روغن، اگر خوشبو باشد، بنا بر احتیاط یک گوسفند است و اگر خوشبو نباشد، بنابر احتیاط اطعام یک فقیر است، گرچه بعید نیست در هر دو مورد واجب نباشد.
- 5ـ زدودن مو از بدن
5ـ زدودن مو از بدن
م267ـ زدودن موی هر قسمت از سر و بدن، در حال احرام حرام است و در حرمت آن، بین موی زیاد و کم ـ حتی یک مو ـ و بین چیدن، کندن و تراشیدن و بین اینکه از بدن خود باشد یا بدن شخص دیگر، فرق نیست.
م268 ـ اگر در حال وضو یا غسل یا تیمّم، مویی بدون قصد کنده شود، اشکال ندارد.
م269 ـ اگر ناگزیر از زایل کردن مو باشد ـ مانند موی چشم که موجب آزار است یا موی سر که موجب سردرد شودـ اشکال ندارد.
م270 ـ اگر مُحرم موی سر را با علم و عمد بتراشد، باید یک گوسفند کفّاره بدهد، امّا اگر از روی غفلت یا سهو یا ندانستن مسئله باشد، کفّاره ندارد.
م271 ـ اگر ناچار شود موی سر خود را بتراشد، کفّارهی آن دوازده مُدّ طعام است که به شش مسکین داده می شود، یا سه روز روزه یا یک گوسفند.
م272 ـ اگر مُحرم موی سر خود را با قیچی یا ماشین کوتاه کند، بنا بر احتیاط واجب یک گوسفند کفّاره بدهد.
م273 ـ اگر مُحرم دست به سر یا صورت خود بکشد و یک مو یا بیشتر بیفتد، احتیاط مستحب است به قدر یک مشت، گندم یا آرد و مانند آن به فقیر بدهد.
- 6ـ ناخن گرفتن
6ـ ناخن گرفتن
م274 ـ مُحرم باید از گرفتن تمام یا قسمتی از ناخن دست یا پای خود، چه به صورت چیدن باشد و چه کندن با هر وسیله، اجتناب کند.
م275 ـ اگر ناچار شود ناخن خود را بگیرد ـ مانند آنکه بخشی از ناخن جدا شده و بخشی باقی مانده و آزاردهنده است ـ اشکال ندارد.
م276 ـ گرفتن ناخن افراد دیگر اشکال ندارد.
م277 ـ کفّارهی گرفتن ناخن عبارت است از:
الف) یک ناخن یا بیشتر را از دست یا پای خود بگیرد، برای هر ناخن یک مُدّ طعام.
ب) تمام ناخنهای دست یا پا را کوتاه کند، یک گوسفند.
ج) تمام ناخنهای دست و پا را در یک نوبت کوتاه کند، یک گوسفند و اگر ناخن دستها را در یک نوبت و ناخن پاها را در نوبت دیگر بگیرد، دو گوسفند. - 7ـ بیرون آوردن خون از بدن
7ـ بیرون آوردن خون از بدن
م278 ـ مُحرم باید از کاری که موجب بیرون آمدن خون از بدنش می شود بنا بر احتیاط واجب اجتناب کند.
م279 ـ تزریق آمپول و کشیدن دندان، اگر موجب بیرون آمدن خون شود، بنا بر احتیاط واجب جز در موارد ضرورت جایز نیست.
م280 ـ برای بیرون آوردن خون از بدن خود کفاره لازم نیست هرچند مستحب است یک گوسفند بدهد.
- 8ـ فسوق
8ـ فسوق
م281 ـ فسوق به معنای دروغگویی، دشنام دادن یا فخرفروشی است؛ بنابراین حرمت دروغ و دشنام در حال احرام بیشتر است، امّا فخرفروشی که در غیر حال احرام حرام نیست، در حال احرام حرام است.
م282 ـ فسوق، کفّاره ندارد و فقط باید استغفار شود.
- 9ـ جدال (سوگند به لفظ جلاله)
9ـ جدال (سوگند به لفظ جلاله)
م283 ـ مجادله با دیگران در صورتی که به سوگند به نام مقدس «الله» برسد، بر محرم حرام است، مثل این که در گفت و گوی منازعه آمیز با دیگران بگوید: «نه و الله» یا «چرا و الله»
م284 ـ مُحرم باید بنا بر احتیاط واجب از قسم خوردن به نام هایی که ترجمهی «الله» به زبان های دیگر است ـ مانند «خدا» ـ و نام های دیگر خداوند مانند رحمن، رحیم، قادرمتعال و... اجتناب کند.
م285 ـ قسم خوردن به غیر خداوند متعال جزو محرّمات احرام نیست.
م286 ـ اگر سوگند راست بر زبان آورده شود، مرتبهی اوّل و دوّم باید استغفار شود و کفّاره ندارد، امّا برای سوگند بیش از دو بار باید یک گوسفند کفّاره بدهد.
م287ـ اگر در سوگندی که میخورد دروغگو باشد برای یک و دو بار باید یک گوسفند کفاره بدهد و احتیاط آن است که برای دو بار دو گوسفند بدهد و اگر بیش از دو بار قسم دروغ بخورد باید یک گاو کفاره دهد.
- 10ـ كشتن حشرات ساكن بدن
10ـ کشتن حشرات ساکن بدن
م288 ـ کشتن حشرات ساکن بدن مانند شپش، کک و... در حال احرام بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
- 11ـ كندن گیاه و درخت حرم
11ـ کندن گیاه و درخت حرم
م289 ـ کندن و بریدن و شکستن درخت و گیاهی که در حرم روئیده حرام است و در این حکم فرقی میان محرم و غـیر محرم نیست.
م290 ـ گیاهانی که بر اثر راه رفتن یا چریدن حیوانات کنده می شوند از این حکم مستثنا هستند.
م291 ـ کندن گیاه حرم کفّاره ندارد ولی واجب است استغفار شود؛ امّا اگر مُحرم درختی را که بریدن آن حرام است، ببرّد، بنا بر احتیاط واجب باید یک گاو کفّاره بدهد.
- 12ـ حمل سلاح
12ـ حمل سلاح
م292 ـ حمل سلاح برای مُحرم جایز نیست.
م293 ـ حمل سلاح در صورتی که برای حفاظت از خود یا دیگری به آن نیاز دارد، جایز است.
- 13ـ شكار حیوانات صحرایی
13ـ شکار حیوانات صحرایی
م294 ـ شکار حیوان صحرایی، پرنده و ملخ در حال احرام بر مُحرم حرام است، مگر آنکه از آزار آنها بیمناک باشد.
م295 ـ شکار در محدودهی حرم، حتّی برای غیر مُحرم، جایز نیست.
م296 ـ خوردن گوشت شکار صحرایی بر مُحرم حرام است، چه خودش شکار کرده باشد یا دیگری و خواه شکارکننده مُحرم باشد یا نباشد.
م297 ـ صید حیوانات دریایی مانند ماهی و خوردن گوشت آنها در حال احرام اشکال ندارد.
م298 ـ ذبح و خوردن گوشت حیوانات اهلی مانند گوسفند و مرغ اشکال ندارد.[1]
[1] . احکام مربوط به شکار و کفّارهی آن بسیار مفصّل است، امّا از آنجا که در حال حاضر مورد ابتلا نیست، از بیان آن صرف نظر می کنیم.
- 14ـ عقد ازدواج
14ـ عقد ازدواج
م299 ـ بر مُحرم جایز نیست در حال احرام، شخصی ـ مُحرم یا غیر مُحرم ـ را برای خود یا دیگری ـ مُحرم یا غیر مُحرم ـ عقد کند و اگر عقد کند، باطل است.
م300 ـ در حرمت اجرای عقد، بین عقد دائم و موقّت تفاوت نیست.
- 15ـ آمیزش
15ـ آمیزش
م301 ـ در حال احرام، آمیزش جنسی و هر گونه لذّت جنسی مانند بوسیدن، لمس کردن و نگاه همراه با شهوت حرام است.
م302 ـ نگاه زن و شوهر به یکدیگر و نیز لمس دست یکدیگر اگر از روی شهوت و لذت جنسی نباشد، اشکال ندارد.
م303ـ افرادی که با انسان محرم اند، هستند مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و عمه و عمو و امثال آنان محرمیت آنان در حال احرام نیز باقی است.
م304 ـ کفّارهی آمیزش با همسر، یک شتر است و در برخی موارد موجب بطلان حج می شود و هر کامجویی دیگر نیز کفّاره دارد که تفصیل آن در کتب فقهی بیان شده است.
- 16ـ استمناء (خودارضایی)
16ـ استمناء (خودارضایی)
م305 ـ استمناء ـ انجام کاری که موجب خروج منی شود ـ در حال احرام، حرام است و حکم آن همانند حکم آمیزش جنسی است.
م306 ـ اگر استمناء سهواً یا از روی جهل به حکم باشد کفّاره ندارد و باید استغفار کند و اگر از روی علم و عمد باشد کفّاره آن یک شتر است و اگر نتواند شتر بدهد، قربانی کردن گوسفند کافی است؛ علاوه بر این اگر استمناء با کاری است که او با خود انجام می دهد و پیش از مزدلفه است واجب است حج را تمام کند و در سال بعد آن را دوباره بجا آورد و اگر استمناء بوسیله همسرش انجام شده احتیاط واجب آن است که اینگونه عمل کند.
- 17 ـ فرو بردن سر در آب
17 ـ فرو بردن سر در آب
م307 ـ فرو بردن تمام سر در آب برای مُحرم جایز نیست و در این حکم میان زن و مرد تفاوت نیست و در صورت ارتکاب کفّاره واجب نیست.
-
- احكام كفّارات
احکام کفّارات
م308 ـ اگر برخی از محرمات احرام را از روی غفلت و فراموشی انجام دهد کفاره بر او واجب نمی شود مگر صید که در هر صورت کفاره دارد.
م309 ـ محلّ ذبح کفّارهی صید در عمره، مکّهی مکرّمه و در حج، مِنا است و احتیاط واجب است در کفّارات دیگر نیز به همین صورت عمل شود؛ امّا اگر در مکّهی مکرّمه یا در مِنا ذبح انجام نشود و پس از بازگشت از حج، در وطن یا در مکان دیگر ذبح انجام شود، کفایت می کند.
م310 ـ کفاره دهنده نمی تواند از گوشت حیوانی بخورد که به عنوان کفاره ذبح می کند؛ ولی خوردن از گوشت قربانی حج و قربانی مستحب یا نذری اشکال ندارد.
م311 ـ کفّارهی محرّمات احرام به طور کامل باید به فقرا داده شود.
- استفتائات محرّمات احرام
استفتائات محرّمات احرام
س312- پوشیدن دمپایی دوخته برای مرد مُحرم چه حکمی دارد؟
ج: اگر لباس صدق نکند اشکال ندارد، مشروط به اینکه تمام روی پا پوشیده نشود.
س313- آیا مرد و زن می توانند در حال احرام صورت خود را با حوله خشک کنند؟
ج: برای مرد مانعی ندارد و برای زن، در صورتی که حوله را روی همهی صورت بیندازد اشکال دارد؛ در هر حال پوشاندن صورت کفّاره ندارد.
س314- خشک کردن سر با حوله و امثال آن برای مرد چه حکمی دارد؟
ج: اشکال ندارد؛ مگر در صورتی که حوله را بر روی تمام سر بیندازد و سر را با آن خشک کند.
س315 - کفاره پوشاندن سر چیست؟ و آیا بخشی از سر حکم تمام سر را دارد؟
ج: بنا بر احتیاط یک گوسفند قربانی کند و بخشی از سر حکم تمام سر را ندارد مگر در صورتی که عرفاً برآن صدق کند که سر را پوشانیده است؛ مثل این که کلاه کوچکی که فقط قسمت وسط سر را می پوشاند بر سر بگذارد.
س316- آیا مُحرم می تواند تمام یا بعض سر را زیر آب کند؟
ج: جایز نیست تمام سر را زیر آب کند، ولی حرمت آن نسبت به قسمتی از سر معلوم نیست.
س317- کسی که حسّ بویایی ندارد یا به علّت زکام و سرماخوردگی بویی احساس نمی کند، آیا عطر زدن به بدن و لباس بر او حرام است؟
ج: استعمال عطر در هر صورت جایز نیست اگرچه بوی آن به مشامش نرسد.
س318- حکم تکرار استعمال عطر یا بوی خوش در یک وقت یا اوقات متعدّد بدون فاصله با کفّاره چیست؟
ج: تکرار استعمال در یک زمان تا حدّی که عرفاً آن را یک بار استعمال بدانند، کفّاره را متعدّد نمی کند در غیر اینصورت باید کفّاره را به تعداد استعمال، تکرار کند و عدم فاصله کفّاره تأثیری ندارد.
س319- آیا مفاخره در حال احرام مطلقاً حرام است یا در صورتی که مستلزم اهانت به دیگران باشد؟
ج: فخرفروشی در حال احرام حرام است هر چند متضمّن اهانت و دشنام به دیگران نباشد.
س320- حکم بستن دستمال به سر به دلیل سردرد چیست؟
ج: اشکال ندارد.
س321- آیا برای کسی که مُحرم نیست جایز است چیزی روی سر مرد مُحرم بیندازد؟ مثلاً روی سر مُحرمی که خوابیده است پتو بیندازد و چنانچه خودش مُحرم باشد؛ چه حکمی دارد؟
ج: بر مُحرم پوشاندن سر خودش حرام است خواه خودش بپوشاند یا به دیگری دستور دهد سرش را بپوشاند؛ ولی پوشاندن سر دیگری، هر چند هر دو مُحرم باشند، از محرّمات احرام نیست.
ی322- اگر مرد مُحرم به غیر مُحرم بگوید وقتی که خواب رفتم، پتو را روی سرم بینداز چه حکمی دارد؟ اگر او به این درخواست عمل کند کفّاره واجب می شود؟ و بر فرض وجوب، کفّاره بر عهدهی چه کسی است؟
ج: مُحرم مجاز به چنین درخواستی نیست هر چند اگر شخص به درخواست مُحرم عمل کند، کفّاره واجب نیست.
س323- آیا محافظت از باران با مثل چتر یا ماشین مسقّف، در حال حرکت در شب، برای مُحرم جایز است؟
ج: به احتیاط واجب باید ترک کند، مگر آنکه مشقت شدید داشته باشد، یا بر اثر بیماری یا عذر ناگزیر از رفتن زیر سایه باشد؛ ولی به احتیاط واجب باید کفّارهی زیر سایه رفتن را بپردازد.
س324- گاهی باران به صورت قطرات ریز و ضعیف (نمنم) می بارد؛ به گونهای که بسیار کم است و بیشتر از چند دقیقه طول نمی کشد؛ آیا از مواردی است که حفظ از باران جایز نیست؟
ج: در صورتی که به اندازهای نباشد که بر زمین سفت جاری شود، اشکال ندارد؛ گرچه اگر عرفاً باران به آن گفته شود احتیاط مستحب است خود را از آن حفظ نکند.
س325- آیا در صورت تکرار پوشاندن سر کفّاره تکرار می شود؟
ج: بنا بر احتیاط واجب تکرار می شود.
س326- اگر مُحرم با زن خود ملاعبه کند و منی خارج شود، کفّارهی آن چیست؟
ج: یک شتر است و اگر نتواند شتر بدهد قربانی کردن گوسفند کفایت می کند.
س327- آیا در وجوب کفّارهی بوسیدن، بین بوسیدن با شهوت و بدون شهوت فرق است و آیا خروج منی شرط است؟
ج: کفّارهی بوسیدن همسر، هر چند منی خارج نشود، اگر با شهوت باشد، شتر و اگر بدون شهوت باشد گوسفند است؛ و بوسیدن غیر همسر مانند مادر و فرزند حرام نیست و کفّاره هم ندارد.
س328- چنانچه بعد از وقوفین و قبل از طواف نساء حاجی جماع کند، حکمش چیست؟
ج: اگر بعد از طواف نساء باشد، اشکال ندارد و اگر بعد از وقوف مشعر و قبل از شروع طواف نساء باشد، حج صحیح است، امّا کفّاره واجب است.
س329- در منطقهی خلیج فارس مرسوم است زنان با تکّه پارچهای به نام پوشیه، صورت را میپوشانند؛
1. حکم پوشاندن صورت با آن در حال احرام چیست؟
2. آیا در صورتی که پوشیه به چادر دوخته شده باشد و قسمتی از چادر محسوب شود، حکم فرق می کند؟
3. اگر برای زن جایز باشد در حال احرام با چادر یا پوشیه صورتش را بپوشاند، آیا واجب است آن را از صورت دور کند و از برخورد آن به صورت جلوگیری کند؟
4. اگر چادر به گونهای باشد که تکّهای اضافی از همان پارچه بدون دوختن به آن متّصل باشد، آیا جایز است این قسمت اضافی را جلوی صورتش آویزان کند؟ج: زن جایز نیست در حال احرام صورت را با چادر یا پوشیهی متّصل به چادر یا جدا از آن، از جنس چادر یا غیر آن، بپوشاند. بله، می تواند چادر، پوشیه، مقنعه یا هر لباس دیگری را از سر آویزان کند، به گونهای که پیشانی را تا بالای بینی بپوشاند، ولی احتیاط واجب است نگذارد به صورت برخورد کند. و اگر نامحرم نباشد احتیاط واجب است که اینکار را ترک کند.
س330- آیا استفاده از گوشی تلفن ثابت یا همراه به صورت معمولی، پوشاندن گوش شمرده می شود که پوشاندن قسمتی از سر، در حال احرام ممنوع است؟ حکم گوشی کوچک ـ هدست و مانند آن ـ که با تلفن همراه استفاده می شود چیست؟
ج: اشکال ندارد.
س331- کسی که به توصیهی پزشک در هوای سرد و مانند آن مجبور است سر یا گوش را بپوشاند در حال احرام چه حکمی دارد؟ آیا باید کفّاره بدهد؟
ج: اضطرار فقط حکم تکلیفی، یعنی حرمت پوشاندن سر را برمی دارد؛ امّا در مواردی که پوشاندن سر ـ به احتیاط واجب ـ کفّاره دارد، با اضطرار کفّاره ساقط نمی شود.
س332- محدودهی شب در مسئلهی سایه بر سر گرفتن چه مقدار است؟ آیا از غروب آفتاب تا طلوع فجر است یا طلوع خورشید؟
ج: مقدار شب در این مسئله تا طلوع خورشید است.
س333- اگر مُحرم سوار بر ماشین مسقّف باشد و در حالی که در خطّ وسط یا خطّ سبقت در حال طیّ مسیر است باران شروع شود و به دلیل خطر نتواند توقّف کند و انتقال به خطّ کنار برای توقّف، مستلزم مقداری زمان ـ حدود چند دقیقه ـ باشد، آیا این مقدار زمان حضور در ماشین مسقّف اشکال دارد؟
ج: با توجّه به غیر اختیاری بودن این مقدار حضور در ماشین مسقّف، اگر در حدّاقلّ زمان، انتقال به خطّ کنار و توقّف انجام شود، اشکال ندارد.
س334- استفاده از ماسک هایی که برای جلوگیری از تنفّس هوای آلوده به کار می رود و روی بینی و دهان می زنند و بند آن پشت سر قرار می گیرد و بخش کوچکی از سر را می پوشاند، برای مرد و زن مُحرم چه حکمی دارد؟
ج: استفاده از ماسک برای زن اگر در حدّ متعارف پوشش بینی و دهان باشد و نیز انداختن بند آن بر سر برای مرد جایز است.
س335- حکم پوشیدن (ایزی لایف) برای مردان در حال احرام چیست؟
ج: در حکم پوشیدن لباس است و احکام آن را دارد.
-
- آداب و مستحبّات مكّهی مكرّمه
آداب و مستحبّات مکّهی مکرّمه
م336 - ورود به حرم و نیز ورود به مکّه و مسجدالحرام، ادعیه و آداب فراوان دارد که برخی از آنها را ذکر میکنیم. کسی که بخواهد به سایر اعمال و مستحبّات عمل کند، به کتب مفصّلی که دراینباره وجود دارد، مراجعه کند.
دعای ورود به محدودهی حرم
م337 ـ مستحب است هنگام ورود به محدودهی حرم این دعا را بخواند:
«اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتابِکَ وَ قَوْلُک الْحَقُّ: «وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یأتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یاْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیق» اَلّلهُمَّ اِنّی اَرْجُو اَنْ اَکُونَ مِمَّنْ اَجابَ دَعْوتَکَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعیدَةٍ وَ فَجٍّ عَمیق، سامِعاً لِنِدائِکَ، وَ مُستَجیباً لَکَ، مُطیعاً لاِمْرِکَ وَ کُلُّ ذِلکَ بِفَضْلِکَ عَلَی وَاِحْسانِکَ إلَی، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی ما وَفَّقْتَنِی لَهُ، أبْتَغِی بِذلِکَ الزُّلْفَةَ عِنْدَکَ، وَالْقُرْبَةَ إلَیکَ، وَالْمَنْزِلَةَ لَدَیکَ، وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِی، وَالتَّوْبَةَ عَلَی مِنْهَا بِمَنِّکَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِّمْ بَدَنِی عَلَی النَّارِ، وَ آمِنِّی مِنْ عَذابِکَ وَ عِقابِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»
مستحبّات ورود به مسجدالحرام
م338 ـ مستحبّات ورود به مسجدالحرام عبارتند از:
الف) غسل کردن برای ورود به مسجدالحرام
ب) خواندن دعاهای مخصوص ورود به مسجدالحرام.
استفتائات آداب و مستحبّات مکّه
م339- آیا استحباب غسل ورود به مسجدالحرام تنها برای ورود اوّل و کسی است که اعمال عمره به جا می آورد یا برای هر مرتبه رفتن به مسجدالحرام نیز مستحب است؟
ج: اختصاص به ورود اوّل ندارد.
م340- آیا بجز غسل مستحب برای ورود به مسجدالحرام، غسل دیگری برای طواف، مستحب است و در صورت وجود چنین استحبابی، آیا یک غسل به نیت هر دو کافی است؟
ج: برای خصوص طواف هم غسل وارد است، ولی یک غسل به نیّت هر دو کافی است.
-
- دوّم: طواف
- سوّم: نماز طواف
- چهارم: سعی
- پنجم: تقصير
پنجم: تقصیر
م457 ـ پنجمین عمل واجب عمره، تقصیر است.
م458 ـ واجب است مُحرم پس از سعی هر چند با فاصله از آن، تقصیر کند؛ یعنی اندکی از موی سر یا ریش یا سبیل یا کمی از ناخن دست یا پای خود را کوتاه کند.
م459 ـ تقصیر مثل بقیّهی اعمال عمره از عبادات است و باید با نیت قربت باشد، همانطور که در نیت احرام بیان شد.
م460 ـ حلق (تراشیدن سر) برای خارج شدن از احرام عمره تمتع کافی نیست و برای خروج از احرام عمره تمتع، حتماً باید تقصیر کند. بلکه اگر پیش از تقصیر، سر خود را عمداً و با علم به مسأله بتراشد، علاوه بر آنکه مجزی نیست باید یک گوسفند هم کفاره دهد. اما اگر برای عمرهی مفرده مُحرم شده باشد، می تواند بین تقصیر یا حلق، یکی را برگزیند.
م461 ـ اگر عمداً یا به دلیل ندانستن مسئله تقصیر را ترک کند یا به جای تقصیر، حلق کند یا مو را بکند سپس حج به جا آورد، عمرهاش باطل و حجّش إفراد محسوب می شود؛ در این صورت اگر حجّ واجب بر عهدهاش بوده است، بنا بر احتیاط واجب باید بعد از حج، عمرهی مفرده انجام دهد و سال بعد عمرهی تمتّع و حج را اعاده کند.
م462 ـ اگر مُحرم سهواً تقصیر نکند و برای حج مُحرم شود، احرام و عمره و حج او صحیح است و کفارهای بر او واجب نیست، البته مستحب است که یک گوسفند کفاره دهد و دادن کفاره را ترک نکند.
م463 ـ پس از تقصیر، در پایان اعمال عمرهی تمتّع، همهی مُحرّمات احرام، حتّی زن حلال می شود.
م464 ـ در عمرهی تمتّع، طواف نساء واجب نیست، هر چند احتیاط مستحب است طواف نساء و نماز آن به امید ثواب قبل از تقصیر انجام شود؛ امّا در عمرهی مفرده طواف نساء و نماز آن واجب است.
- احکام بین عمرهی تمتّع و حجّ تمتّع
-
- فصل پنجم: اعمال حجّ تمتّع
- فصل ششم: عمرهی مفرده
- استفتائات متفرّقه
استفتائات متفرّقه
س602- اخیراً طی توافقی که سازمان حج و زیارت با بانک ملّی ایران به عمل آورده، متقاضیان حجّ تمتّع با مراجعهی به بانک، مبلغ یک میلیون تومان به صورت قرارداد مضاربه ای به حسابی به نام خود در بانک ملّی واریز و فیش آن را دریافت می کنند؛ این پول تا هنگام تشرّف به نام واریزکننده در حساب شخصی او باقی می ماند و طبق قرارداد مکتوب، مبلغی به دارندهی حساب، در پایان هر سال سود مضاربه تعلّق می گیرد. سازمان حج برای کسانی که زودتر ثبت نام کرده اند اولویت قائل شده و پس از حدود سه سال، نوبت اشخاص را اعلام و در صورت تمایل، آنها را به حج اعزام می کند. زمان اعزام که فرارسید، واریزکننده، پولی را که در حساب مضاربه ای خود دارد، از بانک دریافت و همراه با بقیّهی هزینه ها به حساب حج و زیارت واریز می کند و به حج مشرّف می شود. با عنایت به اینکه قرارداد کتبی است و گفتگویی بین صاحب پول و بانک رد و بدل نمی شود، مبلغ درصدی که صاحب مال به عنوان منفعت مضاربه دریافت می کند، چه صورتی دارد؟
ج: عملیات بانکی به صورت قرارداد کتبی به نحو یاد شده بی اشکال است و سود حاصل از مضاربه برای سپرده گذار حلال است و اصل سپرده اگر از درآمد کسب غیر مخمّس بوده خمس دارد و سود حاصل اگر پیش از سال عزیمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو درآمد سال وصول است، که اگر در همان سال به حساب هزینهی سفر حج واریز شود خمس ندارد.
س603- سنگفرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود. آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟
ج: معمولاً نجس بودن تمام نقاط مسجد احراز نمی شود و بررسی و تحقیق لازم نیست و سجده بر سنگفرش آن صحیح است.
س604- هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاککننده نیست؛ در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام - مرطوب یا غیر مرطوب - خوانده شود، چه حکمی دارد؟
ج: تا زمانی که به نجاست محلّ سجده یقین ندارید، نماز صحیح است.
س605- آیا اقامهی نماز جماعت به شکل دایرهای دور کعبه ـ با رعایت سایر شرایط ـ صحیح و مُجزی است؟
ج: نماز کسی که پشت سر امام یا یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصلهی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیکتر نباشد؛ امّا نماز کسی که طرف دیگر کعبه مقابل امّام بایستد، صحیح نیست.
س606- آیا اقتدا به اهل سنّت در نماز قضا صحیح است؟
ج: صحیح نیست.
س607- خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنّبی[صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم] هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجّه به اینکه اهل سنّت در آن هنگام به سوی مسجد می روند و در مورد خارج شدن ما گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.
ج: اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اوّل وقت به شمار آید و بخصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست.
س608- کسی که در مکّه قصد اقامت ده روزه کرده است، در عرفات و مشعر و منا و در حدّ فاصل بین آنها، نماز را قصر بخواند یا تمام؟
ج: اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه داشته باشد پس از تحقق اقامت، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است و نماز تمام است و رفتن به عرفات و مشعرالحرام و منا سفر به شمار نمی آید.
س609- آیا حکم تخییر بین نماز شکسته و تمام، در شهر مکّه و مدینه جاری است یا اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبی [صلی الله علیه وآله] و سلم دارد و بین محلّههای قدیم و جدید تفاوت است؟
ج: تخییر بین نماز کامل و شکسته در همه جای این دو شهر مقدّس وجود دارد و محلّههای قدیم و جدید تفاوت ندارند؛ هرچند احتیاط مستحب است در خارج از دو مسجد مقدّس نماز را بدون قصد اقامت ده روزه، قصر بخواند.
س610- آیا مسافر می تواند در اماکن تخییر نوافل ظهر و عصر را بخواند؟
ج: اگر کسی در اماکن تخییر بخواهد نماز را به صورت تمام بخواند، می تواند نوافل یومیه را نیز بخواند.
س611- حجّ کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟
ج: به صحّت حج خللی وارد نمی کند، هر چند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.
س612- آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟
ج: اشکال ندارد، مگر آنکه ثابت شود دیوار بخشی از مسجدالحرام است.
س613- سنّ یائسگی در زن سیّده و غیر سیّده چند سال است؟
ج. تعیین سنّ یائسگی محلّ تأمّل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسئله به مجتهد جامعالشّرایط دیگر مراجعه کنند.
س614- حجّ کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در زمان وقوفها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ آیا باید حج را اعاده کند؟
ج: اگر طبق حکم مفتی اهل سنّت بر اثبات رؤیت هلال ذیالحجّه عمل کند، کافی است؛ پس اگر وقوف ها را همراه با بقیّهی مردم انجام دهد، حج صحیح است.
س615- آیا جایز است با اشتغال به تلاوت قرآن، خواندن دعا یا نماز مستحبّی پشت مقام ابراهیم، مکان را بر کسانی که نماز طواف واجب می خوانند تنگ کنیم؟
ج: اولی بلکه احتیاط مستحب است هنگام ازدحام برای نماز طواف واجب، عبادات یاد شده پشت مقام انجام نشود.
س616- آیا در مسجدالنّبی سجده کردن بر فرش صحیح است؟ با ملاحظهی اینکه قرار دادن چیزی که سجده بر آن صحیح است ـ مانند کاغذ و یا سجّادهی حصیری ـ موجب جلب توجّه می شود و نمازگزار را در معرض نگاههای مغرضانه قرار می دهد و بهانهای برای تمسخر مخالفین می شود.
ج: جایی که تقیّه لازم است می تواند بر فرش و مانند آن سجده کند و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود؛ ولی اگر در همان محل بتواند طوری که به زحمت نیفتد بر حصیر یا سنگ و امثال آن سجده کند، بنا بر احتیاط واجب باید بر این اشیاء سجده کند.
س617- آیا سجده بر سنگفرش مسجدالحرام و مسجدالنّبی صحیح است؟ و به طور کلّی بر چه نوع سنگ هایی می توان سجده کرد؟ و سجده بر آجر و سفال چه حکمی دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر و سنگهایی که در ساخت یا تزیین بنا به کار می روند و نیز بر آجر و سفال و گچ و آهک و سیمان صحیح است؛ و سجده بر عقیق و فیروزه و دُرّ و امثال آن، هر چند صحیح است، امّا احتیاط مستحب است بر اینها سجده نشود.
س618- وضو با آبهایی که برای آشامیدن اختصاص داده اند چه حکمی دارد؟
ج: وضو با آبی که مباح بودن آن مشکوک است، صحیح نیست.
س619- اگر اعلم در مسئله ای فتوا نداده و تنها احتیاط واجب کرده است، ولی فالاعلم آن احتیاط را ندارد، آیا لازم است مقلّد اعلم بداند مرجعش احتیاط واجب کرده و باید نیت رجوع به فالاعلم کند، یا همین که در مقام انجام وظیفهی شرعی بوده و عملش طبق فتوای فالاعلم است کافی است؟
ج: اگر عمل او هنگام صدور مطابق با فتوای کسی بوده که می توانست شرعاً از او تقلید کند و در این مسئله بنای بر تقلید او بگذارد، مُجزی است.
س620- در برخی موارد، زائران بیت اللّهالحرام یا سایر مسافران، وقت نماز در هواپیما هستند؛ با توجّه به اینکه نماز در هواپیما معمولاً مانع استقرار و طمأنینه نیست، در صورتی که سایر شرایط، مثل قیام و قبله و رکوع و سجود مراعات شود، آیا در صورت علم یا احتمال اینکه پیش از اتمام وقت نماز به مقصد می رسند و می توانند نماز را پس از پیاده شدن از هواپیما بخوانند، نماز در هواپیما کفایت می کند یا باید تأخیر بیندازند و در صورتی که نماز را در آن حال خواندند و پیش از اتمام وقت نماز پیاده شدند، اعادهی نماز لازم است؟
ج: با تمکّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحیح و مُجزی است؛ بلکه جهت درک فضیلت اوّل وقت افضل است.
س621- شخصی اعمال عمرهی تمتّع استحبابی را به پایان برده و اکنون نمی تواند حجّ تمتّع به جا آورد؛ مثلاً موظّف است در ایام تشریق برای خدمت به حجّاج در مکّه بماند؛ وظیفهاش چیست؟
ج: در فرض سؤال می تواند عمرهی تمتّع استحبابی را رها کند و احتیاط مستحب است طواف نساء را انجام دهد.
س622- شخصی پس از استقرار حج دیوانه شده، وظیفهی ولیّ نسبت به حجّ او چیست؟
ج: ولی مجنون نسبت به حجّ او تکلیف ندارد؛ اگر عاقل شد خودش حج به جا میآورد وگرنه پس از مرگ از ترکهاش نایب بگیرند.
س623- در ایران مبالغی به ما دادهاند تا در حرم مطهّر نبوی یا قبور مطهّر بقیع بریزیم؛ با توجّه به اینکه انجام این درخواست ممکن نیست، آیا می توانیم به فقرای شیعهی بدهیم؟
ج: اگر صاحبان وجوه راضی باشند، صرف آن در فقرای شیعه اشکال ندارد.
س624- بسیاری از زائران خانهی خدا مشتاق اعتکاف در مسجدالحرام هستند؛ با توجّه به لزوم روزه برای اعتکاف، آیا می توانند در مکّهی مکرّمه برای روزه نذر و اعتکاف کنند؟
ج: بنا بر احتیاط واجب باید نذر در وطن یا محلّ اقامت منعقد شده باشد.
س625- شخصی قصد اعتکاف در مسجدالحرام را دارد؛ آیا می تواند قبل از اذان صبح در تنعیم مُحرم شود و بقیهی اعمال را در حال اعتکاف انجام دهد، با توجّه به اینکه محلّ سعی جزو مسجد نیست؟
ج: می تواند مُحرم شود و خروج از مسجد برای انجام سعی اشکال ندارد.
س626- آیا استحباب سه روز روزهی مستحبّی در مدینهی منوّره، برای برآمدن حاجت، اختصاص به مسافر دارد یا برای اهالی مدینه و کسی که قصد اقامت ده روز دارد نیز مستحب است؟
ج: اختصاص به مسافر ندارد؛ ذکر مسافر به جهت استثنای از روزه در حال مسافر بودن است.
- گلچینی از پیام ها و بیانات
گلچینی از پیام ها و بیانات
«هر چه می توانید در مسجدالحرام، در مدینهی منوّره آن عملی را که خدای متعال دوست می دارد که عبارت است از آن عمل مخلصانه و نگاه مخلصانه و تضرّع الیاللهتعالی، این را تکرار کنید، زیاد کنید، افزایش بدهید... ادعیهای که وارد شده یا ادعیهای که مخصوص آنجا هم نیست، [مثل] همین دعای کمیل؛ این [خواندن] دستهجمعی دعای کمیل بسیار کار خوبی است.»[1]
«برای فردِ انسان، فرصت حج، فرصت ورود یک انسان در فضای بیکرانهی معنویّت است؛ از لابهلای زندگی معمولی خودمان با همهی آلودگیهایش، با همهی اشکالاتش، خودمان را بیرون می کشیم و به فضای صفا و معنویّت و تقرّب الیاللَّه و ریاضت اختیاری می رویم. از اوّلی که وارد این مراسم می شوید، چیزهایی را که در زندگی متعارف معمولی مباح است، بر خودتان حرام می کنید؛ احرام. احرام، حرام کردن چیزهایی است بر خود که در زندگی متعارفِ معمولی رایج و مباح است، جایز است؛ و بسیاری از آنها هم مایهی غفلت است، بعضی هم مایهی انحطاط است.
همهی وسایل تفاخر ظاهری و مادّی از ما گرفته می شود؛ اوّلش لباس. درجه و مقام و رتبه و لباس و لباس فاخر و همهی اینها کنار می رود و همه در یک لباس قرار میگیرند. به آینه نگاه نکنید که یک جلوهای از خودخواهی و خودشیفتگی است. بوی خوش استعمال نکنید که وسیلهای برای جلوهگری است. از زیر آفتاب یا زیر باران نگریزید، زیر سقف نروید - در حال حرکت - که مظهر راحتطلبی و آسایشطلبی است. اگر از جایی عبور می کنید که بوی متعفّنی دارد، بینیتان را نگیرید؛ و همینطور بقیّهی کارهای احرام؛ حرام کردن بر خود چیزهایی را که مایهی راحت و مایهی شهوت نفس، شهوات جنسی محرَّم، در این مدّت است؛ چه مایهی تفاخر است، چه مایهی تبعیض است. اینها همه برداشته می شود.
بعد وارد فضای بیتاللَّه و مسجدالحرام شدن و آن شکوه و عظمتی را که در عین سادگی و بیپیرایگی وجود دارد، با چشم، با دست، با همهی وجود لمس کردن. عظمت، شکوه، منتها نه از نوع شکوه مادّی و زر و زیورهای مادّی؛ از نوع دیگری که برای انسان های معمولی قابل توصیف هم حتّی نیست. بعد وارد شدن در این سیل خروشان دوّار، بر گرد یک مرکز حرکت کردن، آن هم با ذکر، با دعا، با گریه، با خشوع، با تکلّم با خدای متعال. بعد سعی صفا و مروه همینجور است، وقوف عرفات و مشعر همینجور است، فرایض روزهای منا همینجور است. این حج است.»[2]
«کسانی که به مکّه میروند، مکّه را فدای بازارگردی و دکّانگردی نکنند. مکّه بالاتر از این حرفها است. می توانند بعداً یک سفر هم برای تجارت بروند و هر جا می خواهند بگردند. امّا در حج، این «ایّام معلومات» را برای خودشان و برای زیارت و توجّه و تذکّر نگه دارند و آن را فدای کارهای بیارزش نکنند. در نمازهای جماعت، شرکت کنید. در اجتماعات، شرکت کنید. نماز اوّل وقت را به جماعت در حرمهای عالیمقام حتماً درک کنید. بگذارید حضور شما، حضور مؤمنانه و پرهیزکارانهای باشد که از ملّت ایران انتظار می رود.»[3]
«یکی از مهمترین مسائلی که در حج هست، «همزیستی» است. افرادی که با هم هیچ آشناییای ندارند، با فرهنگهای مختلف، از جاهای مختلف، رنگ مختلف، زبان مختلف اینجا با همدیگر باید همزیستی کنند.»[4]
«در بُعد سیاسی، محور اصلی در حج، نمایش هویّت متّحد امّت اسلامی است. دوری برادران از یکدیگر، عرصه را برای بدخواهان می گشاید و تخم تفرقه میان مسلمانان را بارور می کند. امّت اسلامی از ملّتها و نژادها و پیروان مذاهب گوناگون تشکیل یافته است. این تنوّع که با پراکندگی جغرافیایی در بخش حسّاس و مهمّی از کرهی زمین همراه است می تواند خود نقطهی قوّتی برای این پیکرهی عظیم به شمار آید و میراث و فرهنگ و تاریخ مشترک آنان را در گسترهای پهناور، از کارآمدی بیشتر برخوردار سازد، و انواع استعدادها و قابلیّتهای انسانی و طبیعی را در خدمت آن به کار گیرد.»[5]
«حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیفکُشی و غارتگریاند و امروز جسم و جان امّت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خونآلود است. حج، نمایش تواناییهای سخت و نرم امّت است. این، طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهمترین هدفهای حج است؛ این همان است که امام راحل خمینی کبیر، آن را حجّ ابراهیمی نامید.»[6]
«حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکاء آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان میکِشد و فاصلهی آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بینالمللی بر جوامع بشری تحمیل میکنند، برجسته میسازد. حجّ اسلامی و توحیدی، مظهر «أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَینَهُمْ»[7] است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است.»[8]
[1] . در دیدار کارگزاران حج 27/2/ 1402.
[2] . در دیدار مسئولان و کارگزاران حج 15 /8/ 1387.
[3] . در دیدار کارگزاران حج 31 /1/ 1373.
[4] . در دیدار کارگزاران حج 18 /3/ 1401.
[5] . پیام به کنگرهی عظیم حج 8 /10/ 1385.
[6] . پیام به مناسبت فرارسیدن ایّام حج 7/5/ 1399.
[7] . سورهی فتح، بخشی از آیهی 29.
[8] . پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج 15/6/ 1395.
کاربر گرامی؛ لطفا قبل از تکمیل فرم، موارد زیر را مطالعه کنید:
- جهت مکاتبه با دفتر، از قسمت ارسال نامه استفاده نمایید.
- به منظور استفتاء یا ارسال سوال شرعی، از قسمت ارسال سوال شرعی استفاده نمایید.
- جهت ارایه انتقاد و پیشنهاد به سایت دفتر، از قسمت ارتباط با پایگاه استفاده نمایید.
- از فرم زیر فقط برای ارایه نظرات در مورد محتوای همین صفحه استفاده نمایید.
- مسوولیت ارسال اشتباه بر عهده ارسال کننده آن است.
