دریافت:
مناسك حج مطابق با فتواي حضرت آيتاللهالعظمى خامنهاى(دامظلّهالعالي)
- مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
مقدّمه: فضیلت و اهمّیت حج
حج در اصطلاح شرع مقدّس، مجموعهای از مناسک خاص است که یکی از ارکان زیربنایی اسلام به شمار میآید، چنان که در روایتی از حضرت امام باقر [علیهالسّلام] آمده است: «بُنِی اَلْإِسْلاَمُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی اَلصَّلاَةِ وَ اَلزَّکَاةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلْحَجِّ وَ اَلْوَلاَیة»[1]؛ «اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت.»
حج خواه حجّ واجب باشد یا مستحب، فضیلت و پاداش فراوان دارد و از پیامبر اعظم و اهلبیت مطهّر آن حضرت [علیهم السلام] روایات بسیاری در فضیلت حج وارد شده است. امام صادق [علیه السّلام] میفرمایند: «الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ إِنْ سَأَلُوهُ أَعْطَاهُمْ وَ إِنْ دَعَوْهُ أَجَابَهُمْ وَ إِنْ شَفَعُوا شَفَّعَهُمْ وَ إِنْ سَکَتُوا ابْتَدَأَهُمْ وَ یعَوَّضُونَ بِالدِّرْهَمِ أَلْفَ أَلْفِ دِرْهَمٍ.»[2]؛ «حجگزاران و عمرهگزاران، مهمان خدا هستند. اگر از خدا چیزی بخواهند به آنان عطا کند، اگر او را فراخوانند آنها را اجابت کند، اگر از کسی شفاعت کنند، شفاعت آنها را میپذیرد، اگر ساکت بمانند، خداوند خود (بدون درخواست) به آنان عطا مینماید و در ازای یک درهم (که در حج یاعمره هزینه کنند)، یک میلیون درهم به آنان میدهد.»
حج، از مهمترین واجبات دینی و از ارکان شریعت اسلامی و فریضهای بیمانند می باشد؛ گویی همهی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشهنشینی و خلوتگزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند، اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ ـ با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل ـ را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان همروزگار خود را که هر کدام می توانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبلالله باشند.
تدبّر و اندیشیدن در پدیدهی حج، حجگزار را به این باور قطعی می رساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون همافزایی و همدلی و همکاری مجموعهی دینداران، به بار نمینشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمّی بر سر این راه پدید نمیآورد.
- فصل اول: کلیات
- فصل دوم: حجّ واجب (حَجّةالاسلام)
- فصل سوم: نيابت در حج
- شرايط نايب
شرایط نایب
96 م ـ کسی که برای حج نایب میشود باید دارای شرایط زیر باشد:
1. بالغ باشد بنا بر احتیاط واجب
2. عاقل باشد
3. مورد وثوق و اطمینان باشد که اعمال حج را به جا می آورد.
4. شیعه باشد بنا بر احتیاط واجب.
5. به اعمال و احکام حج آشنا باشد یا در هنگام حج گزاردن با راهنمایی روحانی کاروان یا کتاب مناسک آن را فرا بگیرد و به هر تقدیر اگر پس از حج ثابت شد که اعمال را بدرستی انجام داده کفایت میکند.
6. در آن سال، حج واجب بر عهده ی خودش نباشد بلی اگر نایب نداند که بر خود او حج واجب است صحت حج نیابی بعید نیست.
7. توانایی انجام دادن اعمال حج را به صورت کامل داشته باشد. یعنی به سبب عذری مجاز به ترک بعضی از اعمال حج نباشد. پس اگر مثلاً به هیچ وجه قادر بر قرائت صحیح در نماز طواف نباشد نیابتش درست نیست و اگر
میتواند قرائت صحیح را فرا بگیرد بر او واجب است که فرا بگیرد.
97 م - بعد از آنکه احراز شد نایب، حج را به جا آورده است، کسب اطمینان از صحّت عمل لازم نیست و عمل او حمل بر صحّت میشود.
- شرايط منوبٌ عنه
شرایط منوبٌعنه
م98- منوبٌعنه [1] باید شرایط زیر را داشته باشد:
1. مسلمان باشد؛ پس انجام حج به نیابت از کافر صحیح نیست.
2. نیابت در حجّ واجب در صورتی صحیح است که منوبٌعنه فوت شده باشد یا در اثر پیری یا بیماری، حتّی در سال های آینده، توان انجام حج را بدون مشقّت شدید نداشته باشد؛ ولی نیابت در حجّ مستحبّی مطلقاً جایز است.
احکام نیابت
م99- عقل و بلوغ در منوبٌعنه شرط نیست.
م100- نیابت مرد از زن و زن از مرد صحیح است.
م101- نیابت صروره ـ کسی که تاکنون حج به جا نیاورده است ـ از صروره و غیر صروره جایز است؛ نایب یا منوبٌعنه مرد باشد یا زن.
م102- قصد نیابت و تعیین منوبٌعنه، هر چند به طور اجمال، در حجّ نیابی شرط است، ولی لازم نیست به زبان آورده شود.
م103- اجیر کردن کسی که وظیفهاش به سبب کمی وقت، عدول به حجّ إفراد است، صحیح نیست؛ امّا اگر نایب در وسعت وقت اجیر شود سپس اتّفاقاً وقت تنگ شود، واجب است به نیّت حج إفراد محرم شود یا به حج إفراد عدول کند و عمل او از حجّ تمتّع منوبٌعنه کفایت می کند و حقّ دریافت اجرت دارد.
م104- اگر کسی با اجرت معین برای انجام حج اجیر شود و مقدار اجرت از هزینههای حج کمتر باشد، واجب نیست اجیرکننده آن را تکمیل کند؛ یا اگر از مبلغ پرداختی چیزی باقی بماند، حق ندارد مقدار باقیمانده را پس بگیرد.
م105- در مواردی که حجّ نایب از منوبٌعنه کفایت نمی کند، در صورتی که برای انجام حج در همان سال اجیر شده باشد، واجب است اجرت را به اجیرکننده برگرداند؛ در غیر این صورت باید در سالهای بعد حج را تکرار کند.
م106- کسی که از انجام برخی از اعمال حج معذور است، نمی تواند برای حج نایب شود. معذور کسی است که نتواند اعمال اختیاری حج مانند لبیک گفتن، راه رفتن با پای خود در طواف و سعی، نماز طواف به نحو صحیح، رمی جمرات به دست خودش، وقوف در عرفات و مشعر در وقت مقرّر و بیتوته در منا را انجام دهد، به طوری که به نقص بعضی از اعمال حج بیانجامد؛ ولی اگر منجر به نقص عمل نشود و فقط در انجام بعضی از محرّمات احرام معذور باشد، نیابت او صحیح است.
م107- اگر نایب در اثنای حجّ نیابی معذور شود، به طوری که به نقص در اعمال منجر شود، بعید نیست اجاره باطل شود و احتیاط واجب آن است که حج برای منوبٌعنه اعاده شود و بین نایب و منوبٌعنه در مورد اجرت، مصالحه شود.
م108- نیابت کسانی که از وقوف اختیاری در مشعرالحرام معذورند، صحیح نیست و اگر نایب شوند، مستحقّ دریافت اجرت نیستند[2]؛ مانند خدمهی کاروانها که باید با افراد ناتوان همراهی کنند یا برای انجام برخی از کارهای خدماتی کاروان قبل از طلوع فجر از مشعر به منا بروند و در صورتی که این افراد برای انجام حجّ نیابی اجیر شوند، باید وقوف اختیاری را درک کنند و حج را به جا آورند.
م109- در اینکه حجّ نایب معذور کفایت نمی کند، فرقی نیست بین اینکه نایب، اجیر باشد یا نیابت مجّانی انجام دهد؛ و نیز فرقی نیست بین اینکه نایب جاهل به عذر باشد یا نایبگیرنده؛ همچنین فرقی نیست بین اینکه نایب جاهل باشد به اینکه آن عذر از عذرهایی است که نیابت با آن صحیح نیست، یا نایب گیرنده، مانند جهل به اینکه نایب نمی تواند به وقوف اضطراری در مشعرالحرام اکتفا کند.
م110- نایب در به جا آوردن حج باید مطابق فتوای مرجع تقلید خود عمل کند.
م111- اگر نایب پس از احرام و ورود به حرم بمیرد، حج از عهدهی منوبٌعنه ساقط می شود؛ امّا اگر بعد از احرام و پیش از ورود به حرم بمیرد، بنا بر احتیاط واجب کافی نیست و تفاوتی ندارد که نیابت مجّانی باشد یا با اجرت، برای حَجّةالاسلام باشد یا حجّ واجب دیگر.
م112- اگر نایب پس از احرام و ورود به حرم فوت کند، در صورتی که برای انجام تکلیف منوبٌعنه نایب شده باشد ـ همچنان که ظاهر قرارداد اجاره مطلق است ـ مستحقّ تمام اجرت است و باید به ورثهاش پرداخت شود.
م113- کسی که به نیابت از دیگری به حج رفته است، در صورتی که برای خودش حَجّةالاسلام به جا نیاورده باشد، احتیاط مستحب آن است که بعد از اعمال حج، اگر می تواند تا زمانی که در مکّه است، برای خودش عمرهی مفرده به جا آورد.
م114- نایب می تواند بعد از انجام نیابت، برای خود یا دیگری، طواف کند یا عمرهی مفرده به جا آورد.
م115- همانطور که بنا بر احتیاط واجب ایمان - شیعه بودن - در اصل نیابت شرط است، در اعمالی هم که نیابت در آنها جایز است، مانند طواف، سنگ زدن و قربانی [3]، بنا بر احتیاط واجب شرط است.
م116- واجب است نایب اعمال حج و طواف نساء را به قصد نیابت از منوبٌعنه به جا آورد.
- استفتائات نیابت
استفتائات نیابت
س117- شخصی در مدینهی منوّره، دیگری را اجیر می کند برای پدرش حجّ میقاتی انجام دهد ولی مشخّص نکرده از مسجد شجره مُحرم شود یا میقات های دیگر؛ آیا اجیر می تواند از مسجد شجره به نیت عمرهی مفرده مُحرم شود و پس از آن به جحفه یا قرن المنازل برود و برای عمرهی تمتّع استیجاری محرم شود؟
ج: بله می تواند در مسجد شجره برای عمرهی مفرده مُحرم و پس از آن برای حجّ نیابتی در یکی از میقات های پنجگانه مُحرم شود، مگر آنکه اجیر گرفتن در مدینه قرینه باشد که باید از مسجد شجره مُحرم شود.
س118- کسی ثبتنام کرده و وصیت کرده پسرش با فیش او به مکّه رود و به نیابت از پدر حج انجام دهد؛ بعد از فوت پدر فرزند استطاعت مالی پیدا کرده ولی رفتن به حج فقط با فیش پدر برای او ممکن است؛ آیا با استفاده از فیش و رسیدن به میقات باید به نیابت از پدر حج انجام دهد یا برای خودش؟
ج: اگر هزینهی زائد بر حجّ میقاتی بیش از ثلث نباشد یا ورثه مقدار زائد بر ثلث را اجازه داده باشند باید به نیابت از پدر حج انجام دهد.
س119- در مسئلهی قبل اگر میّت وصیت نکرده باشد و ورثه فیش را به یکی از فرزندان که استطاعت مالی پیدا کرده است، بدهند که به نیابت از پدر به حج برود، آیا پسر با رسیدن به میقات، باید حج را به نیابت از پدر به جا آورد یا خودش مستطیع می شود و باید برای خودش حج به جا آورد؟
ج: در این فرض هم که با فیش پدر راه حج باز می شود حجّ نیابی مقدّم است.
س120- در دو مسئلهی قبل اگر وظیفهی او حج به نیابت پدر است، چنانچه حج را برای خودش به جا آورد کفایت از حجّةالاسلام می کند؟
ج: کفایت از حجّةالاسلام محلّ اشکال است.
س121- کسی که پدرش مستطیع بوده و فوت شده است و با فیش او به قصد حج برای پدر حرکت کرده و به میقات رسیده و در آنجا خودش هم مستطیع است، چه کند؟ توضیح آنکه نه وصیتی بوده و نه از او خواسته شده نیابت کند؛ مثلاً وارث منحصر به او است و راه برای او باز نبوده، مگر به اینطور.
ج: باید برای خودش حج به جا آورد و برای پدر نایب بگیرد.
س122- فردی که نایب شده بعضی از اعمال حج را انجام دهد ـ مثل طواف، رمی جمرات، قربانی ـ آیا لازم است مُحرم باشد؟
ج: لازم نیست.
س123- حکم کسی که هنگام احرام در میقات نیت نیابت از فرد مشخّصی می کند، ولی هنگام انجام اعمال، عمداً یا در اثر فراموشی، از طرف افراد دیگری نیت می کند حکمش چیست؟
ج: مجزی نیست و واجب است نایب همان گونه که هنگام احرام نیت کرده، اعمال نیابی را انجام دهد.
س124- کسی که در اعمال عمره یا حج یا خصوص طواف اجیر است، آیا می تواند به نیابت از شخص دیگری - رایگان یا اجارهای - قرآن تلاوت کند؟
ج: اشکال ندارد.
س125- اگر نایب عمداً رمی جمرات در روز را ترک کند، نیابت او چه حکمی دارد؟
ج: رمی جمرات از مناسک است، اگر آن را به نحو صحیح انجام ندهد صحّت نیابتش اشکال دارد؛ مخصوصاً اگر در ایام تشریق جبران نکند.
س126- اگر قبل از تمام شدن عمل نایب، عذر منوبٌعنه برطرف شود، آیا حجّ نایب کفایت می کند؟
ج: کفایت نمی کند.
س127- چنانچه اجاره مطلق باشد ـ نه بر تفریغ ذمّه و نه بر اعمال ـ و اجیر بعد از احرام و دخول حرم بمیرد آیا مستحقّ تمام اجرت است یا تقسیط می شود؟
ج: اگر اجاره برای تفریغ ذمّهی منوبٌعنه باشد که ظاهر حال در اجارهی حج همین است، مستحقّ تمام اجرت است.
س128- نایب در مقداری از وقت توان انجام عمل نیابی را داشته و با وجود وسعت وقت، انجام نداده است؛ حال اگر انجام عمل غیر ممکن شود، مثلاً قبل از ظهر دوازدهم می توانسته رمی جمرات کند، ولی تأخیر انداخته و بعد از ظهر به خاطر ازدحام یا مریضی یا دلیل دیگری نتوانسته انجام دهد، یا اعمال مکّه را چند روزی به تأخیر انداخته، پس از آن به خاطر مریضی یا دلیل دیگری نتوانسته انجام دهد، نیابت وی چه حکمی دارد؟
ج: اگر اجاره برای همین سال است بنا بر احتیاط واجب باطل است و احتیاط بیشتر این است که برای عمل فوتشده، نایب بگیرد و در مورد اجرت با اجیر کننده مصالحه کند و اگر اجاره برای سال معینی نیست بنا بر احتیاط واجب باید حجّ نیابی را در سال بعد به جا آورد.
س129- نایب میداند برای حجّ تمتّع اجیر شده، امّا نمی داند برای حجّةالاسلام نایب شده یا حجّ نذری یا حجّ مستحب؛ اگر نیت کند «حجّ تمتّع برای منوبٌعنه» یا «حجّی که برای آن اجیر شدهام» کافی و صحیح است؟
ج: قصد اجمالی حجّی که برای آن نایب شده، مجزی است.
س130- افرادی که لازم است همراه زنان و ناتوانان نیمهشب عید به منا کوچ کنند، در صورتی که بدانند می توانند برای درک وقوف اختیاری به مشعر برگردند، آیا می توانند حجّ نیابتی انجام دهند؟
ج: در صورتی که برگردد و وقوف بین الطلوعین را درک کند، نیابت اشکال ندارد.
-
- فصل چهارم: اعمال عمرهي تمتّع
- فصل پنجم: اعمال حجّ تمتّع
- فصل ششم: عمرهی مفرده
- استفتائات متفرّقه
استفتائات متفرّقه
س602- اخیراً طی توافقی که سازمان حج و زیارت با بانک ملّی ایران به عمل آورده، متقاضیان حجّ تمتّع با مراجعهی به بانک، مبلغ یک میلیون تومان به صورت قرارداد مضاربه ای به حسابی به نام خود در بانک ملّی واریز و فیش آن را دریافت می کنند؛ این پول تا هنگام تشرّف به نام واریزکننده در حساب شخصی او باقی می ماند و طبق قرارداد مکتوب، مبلغی به دارندهی حساب، در پایان هر سال سود مضاربه تعلّق می گیرد. سازمان حج برای کسانی که زودتر ثبت نام کرده اند اولویت قائل شده و پس از حدود سه سال، نوبت اشخاص را اعلام و در صورت تمایل، آنها را به حج اعزام می کند. زمان اعزام که فرارسید، واریزکننده، پولی را که در حساب مضاربه ای خود دارد، از بانک دریافت و همراه با بقیّهی هزینه ها به حساب حج و زیارت واریز می کند و به حج مشرّف می شود. با عنایت به اینکه قرارداد کتبی است و گفتگویی بین صاحب پول و بانک رد و بدل نمی شود، مبلغ درصدی که صاحب مال به عنوان منفعت مضاربه دریافت می کند، چه صورتی دارد؟
ج: عملیات بانکی به صورت قرارداد کتبی به نحو یاد شده بی اشکال است و سود حاصل از مضاربه برای سپرده گذار حلال است و اصل سپرده اگر از درآمد کسب غیر مخمّس بوده خمس دارد و سود حاصل اگر پیش از سال عزیمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو درآمد سال وصول است، که اگر در همان سال به حساب هزینهی سفر حج واریز شود خمس ندارد.
س603- سنگفرش مسجدالحرام با آب قلیل تطهیر می شود. آیا سجده بر سنگ فرش مسجد صحیح است؟
ج: معمولاً نجس بودن تمام نقاط مسجد احراز نمی شود و بررسی و تحقیق لازم نیست و سجده بر سنگفرش آن صحیح است.
س604- هنگامی که مسجدالحرام بر اثر خون یا ادرار یا نجاست دیگر نجس می شود، کارگران برای تطهیر آن روشی را به کار می برند که به نظر ما پاککننده نیست؛ در این حالت، نمازی که بر زمین مسجدالحرام - مرطوب یا غیر مرطوب - خوانده شود، چه حکمی دارد؟
ج: تا زمانی که به نجاست محلّ سجده یقین ندارید، نماز صحیح است.
س605- آیا اقامهی نماز جماعت به شکل دایرهای دور کعبه ـ با رعایت سایر شرایط ـ صحیح و مُجزی است؟
ج: نماز کسی که پشت سر امام یا یکی از دو طرف او بایستد، صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب، کسی که یکی از دو طرف امام ایستاده باید فاصلهی میان امام جماعت و کعبه را رعایت کند و از امام به کعبه نزدیکتر نباشد؛ امّا نماز کسی که طرف دیگر کعبه مقابل امّام بایستد، صحیح نیست.
س606- آیا اقتدا به اهل سنّت در نماز قضا صحیح است؟
ج: صحیح نیست.
س607- خارج شدن از مسجدالحرام و مسجدالنّبی[صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم] هنگام اذان و اقامه چه حکمی دارد؟ با توجّه به اینکه اهل سنّت در آن هنگام به سوی مسجد می روند و در مورد خارج شدن ما گفتگو می کنند و بر ما عیب می گیرند.
ج: اگر از نظر دیگران، سبک شمردن نماز اوّل وقت به شمار آید و بخصوص موجب وهن مذهب باشد، جایز نیست.
س608- کسی که در مکّه قصد اقامت ده روزه کرده است، در عرفات و مشعر و منا و در حدّ فاصل بین آنها، نماز را قصر بخواند یا تمام؟
ج: اگر پیش از رفتن به عرفات، قصد اقامت ده روزه در مکّه داشته باشد پس از تحقق اقامت، تا زمانی که سفر جدیدی انجام نداده، حکم اقامت به حال خود باقی است و نماز تمام است و رفتن به عرفات و مشعرالحرام و منا سفر به شمار نمی آید.
س609- آیا حکم تخییر بین نماز شکسته و تمام، در شهر مکّه و مدینه جاری است یا اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبی [صلی الله علیه وآله] و سلم دارد و بین محلّههای قدیم و جدید تفاوت است؟
ج: تخییر بین نماز کامل و شکسته در همه جای این دو شهر مقدّس وجود دارد و محلّههای قدیم و جدید تفاوت ندارند؛ هرچند احتیاط مستحب است در خارج از دو مسجد مقدّس نماز را بدون قصد اقامت ده روزه، قصر بخواند.
س610- آیا مسافر می تواند در اماکن تخییر نوافل ظهر و عصر را بخواند؟
ج: اگر کسی در اماکن تخییر بخواهد نماز را به صورت تمام بخواند، می تواند نوافل یومیه را نیز بخواند.
س611- حجّ کسی که از شرکت در مراسم برائت از مشرکین خودداری کند، چه حکمی دارد؟
ج: به صحّت حج خللی وارد نمی کند، هر چند خود را از فضیلت شرکت در مراسم اعلام برائت از دشمنان خدا محروم کرده است.
س612- آیا زن در زمان حیض یا نفاس می تواند بر دیوار مشترک میان رواق مسجدالحرام و مَسعی بنشیند؟
ج: اشکال ندارد، مگر آنکه ثابت شود دیوار بخشی از مسجدالحرام است.
س613- سنّ یائسگی در زن سیّده و غیر سیّده چند سال است؟
ج. تعیین سنّ یائسگی محلّ تأمّل و احتیاط است؛ بانوان می توانند در این مسئله به مجتهد جامعالشّرایط دیگر مراجعه کنند.
س614- حجّ کسی که به سبب اختلاف در رؤیت هلال، در زمان وقوفها و روز عید شک کند، چه حکمی دارد؟ آیا باید حج را اعاده کند؟
ج: اگر طبق حکم مفتی اهل سنّت بر اثبات رؤیت هلال ذیالحجّه عمل کند، کافی است؛ پس اگر وقوف ها را همراه با بقیّهی مردم انجام دهد، حج صحیح است.
س615- آیا جایز است با اشتغال به تلاوت قرآن، خواندن دعا یا نماز مستحبّی پشت مقام ابراهیم، مکان را بر کسانی که نماز طواف واجب می خوانند تنگ کنیم؟
ج: اولی بلکه احتیاط مستحب است هنگام ازدحام برای نماز طواف واجب، عبادات یاد شده پشت مقام انجام نشود.
س616- آیا در مسجدالنّبی سجده کردن بر فرش صحیح است؟ با ملاحظهی اینکه قرار دادن چیزی که سجده بر آن صحیح است ـ مانند کاغذ و یا سجّادهی حصیری ـ موجب جلب توجّه می شود و نمازگزار را در معرض نگاههای مغرضانه قرار می دهد و بهانهای برای تمسخر مخالفین می شود.
ج: جایی که تقیّه لازم است می تواند بر فرش و مانند آن سجده کند و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود؛ ولی اگر در همان محل بتواند طوری که به زحمت نیفتد بر حصیر یا سنگ و امثال آن سجده کند، بنا بر احتیاط واجب باید بر این اشیاء سجده کند.
س617- آیا سجده بر سنگفرش مسجدالحرام و مسجدالنّبی صحیح است؟ و به طور کلّی بر چه نوع سنگ هایی می توان سجده کرد؟ و سجده بر آجر و سفال چه حکمی دارد؟
ج: سجده بر سنگ مرمر و سنگهایی که در ساخت یا تزیین بنا به کار می روند و نیز بر آجر و سفال و گچ و آهک و سیمان صحیح است؛ و سجده بر عقیق و فیروزه و دُرّ و امثال آن، هر چند صحیح است، امّا احتیاط مستحب است بر اینها سجده نشود.
س618- وضو با آبهایی که برای آشامیدن اختصاص داده اند چه حکمی دارد؟
ج: وضو با آبی که مباح بودن آن مشکوک است، صحیح نیست.
س619- اگر اعلم در مسئله ای فتوا نداده و تنها احتیاط واجب کرده است، ولی فالاعلم آن احتیاط را ندارد، آیا لازم است مقلّد اعلم بداند مرجعش احتیاط واجب کرده و باید نیت رجوع به فالاعلم کند، یا همین که در مقام انجام وظیفهی شرعی بوده و عملش طبق فتوای فالاعلم است کافی است؟
ج: اگر عمل او هنگام صدور مطابق با فتوای کسی بوده که می توانست شرعاً از او تقلید کند و در این مسئله بنای بر تقلید او بگذارد، مُجزی است.
س620- در برخی موارد، زائران بیت اللّهالحرام یا سایر مسافران، وقت نماز در هواپیما هستند؛ با توجّه به اینکه نماز در هواپیما معمولاً مانع استقرار و طمأنینه نیست، در صورتی که سایر شرایط، مثل قیام و قبله و رکوع و سجود مراعات شود، آیا در صورت علم یا احتمال اینکه پیش از اتمام وقت نماز به مقصد می رسند و می توانند نماز را پس از پیاده شدن از هواپیما بخوانند، نماز در هواپیما کفایت می کند یا باید تأخیر بیندازند و در صورتی که نماز را در آن حال خواندند و پیش از اتمام وقت نماز پیاده شدند، اعادهی نماز لازم است؟
ج: با تمکّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحیح و مُجزی است؛ بلکه جهت درک فضیلت اوّل وقت افضل است.
س621- شخصی اعمال عمرهی تمتّع استحبابی را به پایان برده و اکنون نمی تواند حجّ تمتّع به جا آورد؛ مثلاً موظّف است در ایام تشریق برای خدمت به حجّاج در مکّه بماند؛ وظیفهاش چیست؟
ج: در فرض سؤال می تواند عمرهی تمتّع استحبابی را رها کند و احتیاط مستحب است طواف نساء را انجام دهد.
س622- شخصی پس از استقرار حج دیوانه شده، وظیفهی ولیّ نسبت به حجّ او چیست؟
ج: ولی مجنون نسبت به حجّ او تکلیف ندارد؛ اگر عاقل شد خودش حج به جا میآورد وگرنه پس از مرگ از ترکهاش نایب بگیرند.
س623- در ایران مبالغی به ما دادهاند تا در حرم مطهّر نبوی یا قبور مطهّر بقیع بریزیم؛ با توجّه به اینکه انجام این درخواست ممکن نیست، آیا می توانیم به فقرای شیعهی بدهیم؟
ج: اگر صاحبان وجوه راضی باشند، صرف آن در فقرای شیعه اشکال ندارد.
س624- بسیاری از زائران خانهی خدا مشتاق اعتکاف در مسجدالحرام هستند؛ با توجّه به لزوم روزه برای اعتکاف، آیا می توانند در مکّهی مکرّمه برای روزه نذر و اعتکاف کنند؟
ج: بنا بر احتیاط واجب باید نذر در وطن یا محلّ اقامت منعقد شده باشد.
س625- شخصی قصد اعتکاف در مسجدالحرام را دارد؛ آیا می تواند قبل از اذان صبح در تنعیم مُحرم شود و بقیهی اعمال را در حال اعتکاف انجام دهد، با توجّه به اینکه محلّ سعی جزو مسجد نیست؟
ج: می تواند مُحرم شود و خروج از مسجد برای انجام سعی اشکال ندارد.
س626- آیا استحباب سه روز روزهی مستحبّی در مدینهی منوّره، برای برآمدن حاجت، اختصاص به مسافر دارد یا برای اهالی مدینه و کسی که قصد اقامت ده روز دارد نیز مستحب است؟
ج: اختصاص به مسافر ندارد؛ ذکر مسافر به جهت استثنای از روزه در حال مسافر بودن است.
- گلچینی از پیام ها و بیانات
گلچینی از پیام ها و بیانات
«هر چه می توانید در مسجدالحرام، در مدینهی منوّره آن عملی را که خدای متعال دوست می دارد که عبارت است از آن عمل مخلصانه و نگاه مخلصانه و تضرّع الیاللهتعالی، این را تکرار کنید، زیاد کنید، افزایش بدهید... ادعیهای که وارد شده یا ادعیهای که مخصوص آنجا هم نیست، [مثل] همین دعای کمیل؛ این [خواندن] دستهجمعی دعای کمیل بسیار کار خوبی است.»[1]
«برای فردِ انسان، فرصت حج، فرصت ورود یک انسان در فضای بیکرانهی معنویّت است؛ از لابهلای زندگی معمولی خودمان با همهی آلودگیهایش، با همهی اشکالاتش، خودمان را بیرون می کشیم و به فضای صفا و معنویّت و تقرّب الیاللَّه و ریاضت اختیاری می رویم. از اوّلی که وارد این مراسم می شوید، چیزهایی را که در زندگی متعارف معمولی مباح است، بر خودتان حرام می کنید؛ احرام. احرام، حرام کردن چیزهایی است بر خود که در زندگی متعارفِ معمولی رایج و مباح است، جایز است؛ و بسیاری از آنها هم مایهی غفلت است، بعضی هم مایهی انحطاط است.
همهی وسایل تفاخر ظاهری و مادّی از ما گرفته می شود؛ اوّلش لباس. درجه و مقام و رتبه و لباس و لباس فاخر و همهی اینها کنار می رود و همه در یک لباس قرار میگیرند. به آینه نگاه نکنید که یک جلوهای از خودخواهی و خودشیفتگی است. بوی خوش استعمال نکنید که وسیلهای برای جلوهگری است. از زیر آفتاب یا زیر باران نگریزید، زیر سقف نروید - در حال حرکت - که مظهر راحتطلبی و آسایشطلبی است. اگر از جایی عبور می کنید که بوی متعفّنی دارد، بینیتان را نگیرید؛ و همینطور بقیّهی کارهای احرام؛ حرام کردن بر خود چیزهایی را که مایهی راحت و مایهی شهوت نفس، شهوات جنسی محرَّم، در این مدّت است؛ چه مایهی تفاخر است، چه مایهی تبعیض است. اینها همه برداشته می شود.
بعد وارد فضای بیتاللَّه و مسجدالحرام شدن و آن شکوه و عظمتی را که در عین سادگی و بیپیرایگی وجود دارد، با چشم، با دست، با همهی وجود لمس کردن. عظمت، شکوه، منتها نه از نوع شکوه مادّی و زر و زیورهای مادّی؛ از نوع دیگری که برای انسان های معمولی قابل توصیف هم حتّی نیست. بعد وارد شدن در این سیل خروشان دوّار، بر گرد یک مرکز حرکت کردن، آن هم با ذکر، با دعا، با گریه، با خشوع، با تکلّم با خدای متعال. بعد سعی صفا و مروه همینجور است، وقوف عرفات و مشعر همینجور است، فرایض روزهای منا همینجور است. این حج است.»[2]
«کسانی که به مکّه میروند، مکّه را فدای بازارگردی و دکّانگردی نکنند. مکّه بالاتر از این حرفها است. می توانند بعداً یک سفر هم برای تجارت بروند و هر جا می خواهند بگردند. امّا در حج، این «ایّام معلومات» را برای خودشان و برای زیارت و توجّه و تذکّر نگه دارند و آن را فدای کارهای بیارزش نکنند. در نمازهای جماعت، شرکت کنید. در اجتماعات، شرکت کنید. نماز اوّل وقت را به جماعت در حرمهای عالیمقام حتماً درک کنید. بگذارید حضور شما، حضور مؤمنانه و پرهیزکارانهای باشد که از ملّت ایران انتظار می رود.»[3]
«یکی از مهمترین مسائلی که در حج هست، «همزیستی» است. افرادی که با هم هیچ آشناییای ندارند، با فرهنگهای مختلف، از جاهای مختلف، رنگ مختلف، زبان مختلف اینجا با همدیگر باید همزیستی کنند.»[4]
«در بُعد سیاسی، محور اصلی در حج، نمایش هویّت متّحد امّت اسلامی است. دوری برادران از یکدیگر، عرصه را برای بدخواهان می گشاید و تخم تفرقه میان مسلمانان را بارور می کند. امّت اسلامی از ملّتها و نژادها و پیروان مذاهب گوناگون تشکیل یافته است. این تنوّع که با پراکندگی جغرافیایی در بخش حسّاس و مهمّی از کرهی زمین همراه است می تواند خود نقطهی قوّتی برای این پیکرهی عظیم به شمار آید و میراث و فرهنگ و تاریخ مشترک آنان را در گسترهای پهناور، از کارآمدی بیشتر برخوردار سازد، و انواع استعدادها و قابلیّتهای انسانی و طبیعی را در خدمت آن به کار گیرد.»[5]
«حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیفکُشی و غارتگریاند و امروز جسم و جان امّت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خونآلود است. حج، نمایش تواناییهای سخت و نرم امّت است. این، طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهمترین هدفهای حج است؛ این همان است که امام راحل خمینی کبیر، آن را حجّ ابراهیمی نامید.»[6]
«حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکاء آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان میکِشد و فاصلهی آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بینالمللی بر جوامع بشری تحمیل میکنند، برجسته میسازد. حجّ اسلامی و توحیدی، مظهر «أَشِدَّآءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَآءُ بَینَهُمْ»[7] است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است.»[8]
[1] . در دیدار کارگزاران حج 27/2/ 1402.
[2] . در دیدار مسئولان و کارگزاران حج 15 /8/ 1387.
[3] . در دیدار کارگزاران حج 31 /1/ 1373.
[4] . در دیدار کارگزاران حج 18 /3/ 1401.
[5] . پیام به کنگرهی عظیم حج 8 /10/ 1385.
[6] . پیام به مناسبت فرارسیدن ایّام حج 7/5/ 1399.
[7] . سورهی فتح، بخشی از آیهی 29.
[8] . پیام به مسلمانان جهان به مناسبت فرارسیدن موسم حج 15/6/ 1395.
- جهت مکاتبه با دفتر، از قسمت ارسال نامه استفاده نمایید.
- به منظور استفتاء یا ارسال سوال شرعی، از قسمت ارسال سوال شرعی استفاده نمایید.
- جهت ارایه انتقاد و پیشنهاد به سایت دفتر، از قسمت ارتباط با پایگاه استفاده نمایید.
- از فرم زیر فقط برای ارایه نظرات در مورد محتوای همین صفحه استفاده نمایید.
- مسوولیت ارسال اشتباه بر عهده ارسال کننده آن است.
