پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
دریافت:

اصطلاحات فقهى

  • آب جارى ـ ايمان
  • بئر - بينه
  • پلاتين - پورسانت
  • تأجيل - تيمم جبيره‌اى
  • ثلث - ثيب
  • جائر - جهل
  • چانه زدن
  • حائر - حيل فرار از ربا
    چاپ  ;  PDF

    ح

    واژه و اصطلاح

    تعريف و توضيح

    حائر

    روضه مشرفه حرم امام حسين «عليه السلام» (برخی از رواقها اطراف هم در حكم حائر است)

    حائض

    زنی كه در حال حيض است.

    حاكم اسلامی

    رجوع کنيد به: حاكم شرع

    حاكم شرع

    مجتهد جامع الشرايط، ولی فقيه و رهبر مسلمين
    مجتهدی كه شرعاً حق حكم كردن داشته باشد.

    حبس مؤبّد

    وقف كردن اموال برای هميشه

    حبس مخلّد

    رجوع کنيد به: حبس مؤبّد

    حبوه

    اموالی همچون قرآن، انگشتر، لباس كه با فوت پدر به پسر بزرگتر تعلق می‌گيرد.

    حجّ افراد

    حجی كه عمره آن بعد از آن انجام می‌شود و حاجی قربانی خود را نيز با علامت خاصی مانند بريدن گوش معين نمی‌كند. چنين حجی بر كسانی واجب است كه در فاصله 8 فرسخی كعبه زندگی می‌كنند.

    حج بلدی

    حجی كه نائب از شهر منوب عنه برای سفر حج حركت می‌كند.

    حج ميقاتی

     حجی كه نائب از ميقات متعهد آن می‌شود.

    حجامت

    گرفتن خون از بدن بطريق مخصوص

    حَجّة الاسلام

    حج واجب، حجی كه در طول عمر، يك بار بر افراد مستطيع واجب می‌شود.

    حجّ

     زيارت خانه خدا و اعمال مربوط به آن
    حج صَروره: انجام اعمال حج واجب برای اولين بار.
    رجوع کنيد به:صروره
    حج بذلی: حجی كه با بخشيدن هزينه سفر (از سوی ديگری) واجب می‌گردد.
    حجّ نيابی: حجّی كه به نيابت از ديگری انجام شود. انجام مناسك حجّ به نيابت از ديگری.

    حَجْر

    منع از تصرف در اموال

    حِجر اسماعيل

    مكانی به شكل نيم دايره با ديواری به ارتفاع 3 / 1 متر كه در جانب شمالی كعبه قرار دارد و مدفن اسماعيل، هاجر و چند تن از پيامبران است.

    حَجَرالاسود

    سنگ سياهی كه از بهشت آمده و در ركن حجر الأسود كعبه نصب شده است.

    حدث أصغر

    هر امری كه وضو را باطل كند؛ مانند خروج بول و غائط

    حدث أكبر

    هر امری كه باعث وجوب غسل شود؛ مانند جنابت ومس ميت

    حدّ

    مجازاتی است كه خداوند ميزان آن را برای بعضی گناهان تعيين كرده است. (در مقابل تعزير)

    حدّ ترخص

    مكانی كه در آنجا آخرين خانه‌های شهر ديده نمی‌شود و اذان آن هم به گوش نمی‌رسد.

    حرام

    ممنوع
    آنچه كه شرع آن را ممنوع می داند و كاری كه اسلام آن را منع كرده و ارتكاب آن گناه است.

    حرام مؤبّد

    رجوع کنيد به: حرمت ابدی

    حَرَج

    مشقت، سختی و دشواری؛ به طوری كه معمولاً قابل تحمل نباشد.

    حرم مکه

    منطقه وسيعی از مسجد الحرام با حدود معين که سرزمينی امن برای انسانها و حيوانات است.

    حرمت ابدی

    منع هميشگی ازدواج

    حريم

    محوطه و محدوده‌ی اطراف هر چيز؛ مانند حريم خانه (مكانی كه حمايت و دفاع از آن واجب باشد).
    حريم عرفی: آنچه عرف آن را حريم می‌داند.

    حصر وراثت

    معين شدن وارث‌های متوفی

    حِصّه

    سهم

    حِضانت

    ولايت و سرپرستی طفل، به منظور نگهداری و تربيت او

    حَضَر

    وطن، محل اقامت (در مقابل سفر)

    حق

    حق الله: تكليفی كه در صورت سرپيچی از آن، مكلف در برابر خداوند مسؤل است؛ مانند نماز و روزه
    حق الناس:
    حق اشخاص ديگر كه با اتلاف، اضرار و دَين بر گردن مكلف می‌آيد، و سقوط آن وابسته به رضايت صاحب حق است.
    حق التحجير:
    حقّی كه به سبب سنگ‌چينی و مانند آن به دور زمين باير، برای شخص پديد می‌آيد.
    حق خيار:
    رجوع کنيد به: خيار
    حق المارّه: حقی است كه به موجب آن، رهگذر هنگام عبور از كنار درختِ ميوه يا زراعت بتواند مجاناً و بدون اذن مالك از آن بخورد.
    حق التوليه: حق‌‌الزحمه‌ی متولی

    حق الارث

    سهم الارث، ميزان سهم هر يك از ورثه

    حق التأليف

    حق مؤلف كتاب، مزد و اجرت نوشتن كتاب

    حق الزحمه

    دستمزد، اجرت عمل

    حق العمل

    اجرت

    حق تأهل

    مزايايی كه بخاطر داشتن فرزند و همسر به فرد تعلق می‌گيرد.

    حكم

    دستور شرع
    حكم قاضی در موارد نزاع و مانند آن
    امر و دستور ولی فقيه در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامی و اموری كه به عموم مسلمين ارتباط دارد. (در مقابل فتوی)

    حكم تكليفی

    حكمی كه بدون واسطه به فعل مكلف تعلق می‌گيرد و وظيفه مكلف را در انجام دادن يا ندادن آن مشخص می‌كند؛ مانند وجوب و حرمت

    حكم وضعی

    حكمی كه با واسطه به فعل مكلّف تعلق می‌گيرد؛ مانند زوجيت، طهارت و نجاست، صحّت و بطلان كه به اشخاص و اشياء تعلق می‌گيرد.

    حكم ثانوی

    حكمی كه در شرايط خاص مانند اضطرار مرض عسر و حرج و مانند آن برای مكلف جعل می‌شود.

    حليت

    حلال بودن، مباح بودن

    حمل

    جنين، طفل در شكم مادر

    حَنث

    مخالفت، شكستن
    حَنث نذر: خلاف نذر عمل كردن

    حنوط

    ماليدن كافور به بدن مرده

    حواله

    إرجاع طلبكار به شخصی ديگر برای دريافت طلبش

    حيازت

    در اختيار گرفتن يكی از مباحات عامه (يكی از اسباب ملكيت اموالِ مباح)؛ مانند شكار حيوانات

    حيض

    قاعدگی، عادت ماهيانه‌ی زنان

    حيل فرار از ربا

    شيوه‌هايی كه به وسيله‌ی آنها معامله ربوی، يك معامله‌ی صحيح جلوه داده شود.

  • خارق العاده - خيار
  • دائر مدار - ديه
  • ذابح - ذى
  • رؤيت هلال - ريبه
  • زائد - زىّ
  • ژله
  • سُؤر - سيد
  • شؤون - شيوع
  • صاحب اليد - صيغه
  • ضالّه - ضمان
  • طائف - طيور
  • ظاهر اين است - ظهر شرعى
  • عائله - عيوب مجوز فسخ
  • غائط - غير منقول
  • فائت - فَىْءْ
  • قاصر - قَيُّم
  • کابين - کيف
  • گرو - گواه
  • ماترك ـ ميّت
  • ناتنى - نيت
  • هاشمى (سيد) - هم جنس
  • واجب - ولّى
  • يائسه - يوم الدفع
کاربر گرامی؛ لطفا قبل از تکمیل فرم، موارد زیر را مطالعه کنید:
  • جهت مکاتبه با دفتر، از قسمت ارسال نامه استفاده نمایید.
  • به منظور استفتاء یا ارسال سوال شرعی، از قسمت ارسال سوال شرعی استفاده نمایید.
  • جهت ارایه انتقاد و پیشنهاد به سایت دفتر، از قسمت ارتباط با پایگاه استفاده نمایید.
  • از فرم زیر فقط برای ارایه نظرات در مورد محتوای همین صفحه استفاده نمایید.
  • مسوولیت ارسال اشتباه بر عهده ارسال کننده آن است.
700 /