پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
دریافت:

اصطلاحات فقهى

  • آب جارى ـ ايمان
  • بئر - بينه
  • پلاتين - پورسانت
  • تأجيل - تيمم جبيره‌اى
  • ثلث - ثيب
  • جائر - جهل
  • چانه زدن
  • حائر - حيل فرار از ربا
  • خارق العاده - خيار
  • دائر مدار - ديه
  • ذابح - ذى
  • رؤيت هلال - ريبه
  • زائد - زىّ
  • ژله
  • سُؤر - سيد
  • شؤون - شيوع
  • صاحب اليد - صيغه
  • ضالّه - ضمان
  • طائف - طيور
  • ظاهر اين است - ظهر شرعى
  • عائله - عيوب مجوز فسخ
  • غائط - غير منقول
  • فائت - فَىْءْ
  • قاصر - قَيُّم
  • کابين - کيف
  • گرو - گواه
  • ماترك ـ ميّت
  • ناتنى - نيت
  • هاشمى (سيد) - هم جنس
  • واجب - ولّى
    چاپ  ;  PDF

    و

    واژه واصطلاح

    تعريف و توضيح

    واجب

    آن چه كه شرع به آن دستور داده و ترك آن جايز نباشد.
    واجب اصلی: واجبی است كه بخاطر واجب ديگری واجب نشده است، بلكه خودش واجب است، مانند نماز
    واجب تَبَعی: واجبی كه به خاطر واجب ديگری، واجب شده است؛ مانند مقدمات سفر حج كه به تبع وجوب حج واجب می‌شود.
    واجب تَعبّدی: واجبی كه در انجام آن قصد قربت لازم است؛ مانند روزه‌ی ماه رمضان
    واجب تَوَصّلی: واجبی است كه در انجام آن قصد قربت لازم نيست؛ مانند ادای دَيْن، جواب سلام دادن، كفن و دفن ميت
    واجب تخييری: واجبی كه مكلف در انجام آن و انجام يك يا چند واجب جايگزين ديگر، مخير است؛ مانند كفاره روزه كه مكلف بين 60 روز روزه گرفتن و اطعام 60 فقير مخير است.
    واجب تعيينی: واجبی است كه جايگزين ندارد و مكلف بايد خود آن واجب را انجام دهد؛ مانند نماز
    واجب عينی: واجبی است كه هر مكلفی شخصاً بايد آن را انجام دهد و با اقدام ديگران، از او ساقط نمی‌شود؛ مانند روزه‌ی ماه مبارك رمضان
    واجب كفايی: واجبی است كه هر مكلفی بايد آن را انجام دهد؛ ولی اگر تعداد كافی آن را انجام دهند، از او ساقط می‌شود؛ مانند جهاد در راه خدا، كه وقتی عده‌ای در حدّ كفايت، اقدام كنند، از ديگران ساقط می‌شود.
    واجب مطلق: واجبی است كه وجوب آن شرطی نيست؛ مانند نماز
    واجب مشروط: واجبی است كه وجوب آن بسته به شرط يا شرايطی است؛ مانند حج، كه وجوب آن مشروط به استطاعت است.
    واجب مُوَسّع: واجبی است كه مكلف، بيش از زمان انجام دادن واجب، فرصت دارد؛ مانند نماز ظهر و ...
    واجب مُضيّق: واجبی است كه مكلف به مقدار زمان انجام واجب فرصت دارد؛ مانند روزه
    واجب فوری: عمل واجبی كه فوراً و بدون تأخير بايد انجام داده شود.
    واجب الاجتناب: آنچه كه پرهيز از آن شرعاً واجب است.
    واجب الحج: كسی كه حج بر او واجب شده است مستطيع
    واجب النفقه: آنكه پرداخت هزينه‌های متعارف او بر مكلف واجب است؛ مانند همسر و فرزند
    واجب اهم: واجبی كه شرع در قياس با واجب ديگر، اهتمام بيشتری به آن داده است؛ مانند حفظ جان مسلمان نسبت به حفظ مال
    واجب بدنی: عمل واجبی كه مكلف بايد با اعضا و جوارحش آن را انجام دهد؛ مانند نماز، جهاد
    واجب مالی: عمل واجبی كه مكلف بايد با پرداخت مال آن را انجام دهد؛ مانند خمس و زكات

    وادی عقيق

    يكی از ميقاتهای پنج‌گانه عمره تمتع، در شمال شرقی مكه

    وادی محسر

    سرزمينی بين مشعر و منا

    وارث

    كسی كه از ميت ارث می‌برد.

    وافی

    كافی، بقدر كفايت

    واقف

    وقف كننده

    واهب

    هبه كننده، بخشنده

    وَتر

    رجوع کنيد به: نماز وَتْر

    وُتَيره

    نافله عشاء، دو ركعت نماز نشسته مستحبی پس از نماز عشاء

    وثيقه

    گرويی كه در برابر دريافت قرض در نزد بستانكار قرار داده می‌شود تا تضمينی باشد برای بازگرداندن بدهی

    وجه

    پول، مبلغ
    صورت، چهره
    شيوه، طريق

    وجوب كفايی

     رجوع کنيد به: واجب كفايی

    وجوه بِريّه

    امور خيريه و عام المنفعه

    وجوه شرعيه

    اموالی كه مكلف طبق نظر شرع، بايد پرداخت كند؛ مانند خمس و زكات

    ودعی

    كسی كه مال نزد او، به امانت سپرده شده است.

    وَدْی

    رطوبتی كه گاهی پس از خروج بول مشاهده می‌شود.

    وديعه

    عقدی است كه بوسيله آن، مالی نزد كسی به امانت سپرده می‌شود.

    وَذْی

    رطوبتی كه گاهی پس از خروج منی مشاهده می‌شود.

    وسواس

    شك و شبهه زياد در عبادات و احكام مذهبی؛ خصوصاً در طهارت و نجاست
    وسواسی: شخصی كه زياد شك می‌كند.

    وصل به سكون

    نخواندن حركت آخر كلمه و چسباندن آن به كلمه‌ی بعد

    وصيت

    سفارش‌‌های انسان به انجام عبادات، پرداخت بدهی، دريافت مطالبات و... پس از مرگ

    وصيت تمليكی

    وصيتی كه در ضمن آن مال يا منفعتی به ملكيت كسی در می‌آيد.

    وصیّ

    كسی كه عهده‌دار انجام وصيتی شده است.

    وضع حمل

    به دنيا آوردن نوزاد

    وضو

    شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها به كيفيت مخصوص و با قصد تقرب به خداوند.
    وضوی ارتماسی: وضويی است كه با فرو بردن صورت و دستها در آب صورت گيرد.
    وضوی ترتيبی: وضويی است كه با ريختن آب به روی صورت و دستها انجام گيرد.
    وضوی جبيره‌ای: وضويی است كه روی بعضی از اعضای آن جبيره باشد
    رجوع کنيد به: جبيره

    وطء (وطی)

    عمل جنسی

    وطن

    محل زندگی انسان
    وطن اصلی: محلی كه انسان در آنجا بدنيا آمده و بزرگ شده است.
    وطن جديد (مُسْتَجد): محلی بجز وطن اصلی كه انسان برای اقامت دائمی انتخاب كرده و يا آن قدر در آنجا مانده كه در نظر عرف، وطن وی محسوب می‌شود.

    وطی به شبهه

    مجامعت با كسی كه در واقع بر مكلف حرام است؛ اما يا بخاطر اينكه او را همسر خود می‌پنداشته و يا بخاطر جهل به حكم، مجامعت صورت گرفته است.

    وقت فضيلت

    زمانی است كه اگر نماز در آن وقت خوانده شود، ثواب بيشتری دارد.

    وقف

    جدا كردن يك مال از اموال خود و اختصاص دادن منافع آن برای افراد خاص يا امور خيريه
    وقف عموم:
    رجوع کنيد به: وقف عام
    وقف معاطاتی: وقفی كه در آن صيغه خوانده نشده باشد.
    وقف منقطع الآخر: وقفی كه در آن پايان مدت وقف معين است.
    وقف منقطع الاول: وقفی كه ابتدای آن در زمان وقف نباشد و بعد از آن آغاز شود.
    وقف نامه: سند وقف

    وقف به حركت

    وقف كردن بر روی يك كلمه (هنگام قرائت)، در عين تلفظ حركت آخر آن

    وقوف

    جمع وقف
    بودن، باقی ماندن
    وقوف ركنی: بودن در عرفات يا مشعر الحرام به مقداری كه بودن در آنجا (ولو به مدت كوتاه) صدق كند.
    وقوف اختياری: باقی ماندن در صحرای عرفات يا مشعر برای كسی كه هيچ عذری ندارد.
    وقوف اضطراری: وقوف كسی كه به خاطر عذر شرعی از وقوف اختياری عاجز است.
    وقوف در عرفات: ماندن از ظهر نهم ذی حجه تا غروب آن روز
    وقوف در مشعر: ماندن در مشعر از طلوع فجر تا طلوع خورشيد در روز عيد قربان

    وكالت

    عقدی كه بموجب آن شخص (موكّل)، به ديگری (وكيل) اختيار انجام عملی را می‌دهد.

    وكالت بلاعزل

    وكالتی كه در آن، موكل هيچگاه حق عزل وكيل را ندارد.

    وكيل

    كسی كه پذيرفته است كاری را از طرف ديگری انجام دهد.

    ولايت

    سرپرستی. رجوع کنيد به: ولی

    ولايت فقيه

    حكومت و اداره‌‌ی‌ جامعه اسلامی، توسط فقيه جامع الشرايط

    ولايت قهری

    ولايت پدر و جد بر صغير، مجنون و سفيه

    ولد شبهه

    فرزندی كه حاصل از وطی به شبهه باشد.

    وُلوج روح

    دميده‌شدن روح در جنين 

     ولوغ

    زبان زدن به آب يا ظرف

    ولی

    سرپرست
    ولی دم: كسی كه شرعاً حق قصاص در دست اوست؛ مانند پدر مقتول

    ولی فقيه

    فقيه جامع الشرائطی كه در زمان غيبت امام معصوم، حكومت و اداره جامعه اسلامی بر عهده اوست.
    رجوع کنيد به: ولايت

    ولی قهری

     رجوع کنيد به: ولايت قهری 

    وليمه دادن

    اطعام ميهمانان به مناسبت‌هايی همچون ازدواج، تولد و...

    ولیّ

    كسی كه از نظر شرع سرپرست ديگری است؛ مانند پدر، جدّ پدری و حاكم شرع

  • يائسه - يوم الدفع
کاربر گرامی؛ لطفا قبل از تکمیل فرم، موارد زیر را مطالعه کنید:
  • جهت مکاتبه با دفتر، از قسمت ارسال نامه استفاده نمایید.
  • به منظور استفتاء یا ارسال سوال شرعی، از قسمت ارسال سوال شرعی استفاده نمایید.
  • جهت ارایه انتقاد و پیشنهاد به سایت دفتر، از قسمت ارتباط با پایگاه استفاده نمایید.
  • از فرم زیر فقط برای ارایه نظرات در مورد محتوای همین صفحه استفاده نمایید.
  • مسوولیت ارسال اشتباه بر عهده ارسال کننده آن است.
700 /