همه
احکام بانوان
احکام سفر
احکام محتضر و اموات
احکام پزشکی
ازدواج و زناشویی
اعتکاف
اماکن مذهبی
امر به معروف و نهی از منکر
اموال پیدا شده و مجهول المالک، مظالم
تکلیف و تقلید
جهاد و دفاع
حج و عمره
حقوق
خمس
خوردنی ها و آشامیدنیها
روزه
زکات
شکار و ذبح حیوانات
صدقات و تبرعات
طلاق و عده
طهارت و نجاست
غصب
قوانین و مقررات و اموال بیت المال
مسائل فرهنگی و اجتماعی
مسائل قضایی
معاملات و شغلها
نذر، قسم و عهد
نماز
نگاه، پوشش و معاشرت
ورزش، مسابقات و تفریحات
وصیت و ارث
وضو، غسل و تیمم
وقف، مساجد و قبرستان
ولایت فقیه
گناهان
موضوعات
پرسش و پاسخ
ارتباط با پایگاه PDFسال های گذشته بعد از اذان صبح جنب شدم و خوف داشتم که اگر غسل کنم نتوانم روزه خود را ادامه دهم و تیمم کردم و چند روز روزه گرفتم. آیا روزه ها صحیح بوده است؟
اگر جنابت غیر عمدی بوده، روزه آن روز صحیح میباشد و اگر فکر میکردید که آن تیمم برای صحت روزههای بعد از آن کافی بوده و جنب نیستید، قضا ندارد و در غیر این صورت روزههایتان را باید قضا نمایید و در فرض سوال که جاهل به مسأله بودهاید، کفاره ندارد.
ضمناً اگر تا سال بعد قضای آن را نگرفتهاید برای هر روز باید یک مد طعام (750 گرم نان، گندم و امثال آن) به عنوان کفاره تاخیر به فقیر بپردازید.
ضمناً اگر تا سال بعد قضای آن را نگرفتهاید برای هر روز باید یک مد طعام (750 گرم نان، گندم و امثال آن) به عنوان کفاره تاخیر به فقیر بپردازید.
اگر مردی به دلیل ندانستن حکم شرعی، روزه ماه رمضان را بخورد و بعد از خوردن روزه، همسر او متوجه شود که شوهرش اشتباه کرده است، آیا زن، مکلف است حکم صحیح را به شوهرش بگوید؟ گفتن یا نگفتن زن، تفاوتی در حکم شرعی مرد (قضا و کفاره روزه) ایجاد میکند؟
به طور کلی اگر کسی به دلیل بیاطلاعی از حکم شرعی، کاری انجام دهد که روزه را باطل میکند، مانند این که نداند خوردن دارو نیز مثل سایر خوردنیها روزه را باطل میکند و در روز ماه رمضان دارو بخورد، روزهاش باطل میشود و باید قضای آن را به جا آورد؛ ولی کفاره واجب نیست و در این جهت گفتن و نگفتن همسر بعد از آن دخالتی ندارد. در هر حال، اگر مرد، جاهل به حکم شرعی باشد، بر زن واجب است او را ارشاد کند.
شخصی در گذشته نماز خود را در سفر به صورت شکسته میخوانده است؛ بعداً چون در آیه قرآن دیده بود و اینگونه از قرآن برداشت کرده بود که لازم نیست حتماًشکسته خوانده شود، چند روز آن را کامل خوانده است. البته الآن که به اشتباه خود پی برده است، نماز خود را شکسته میخواند. سؤال این هست که آیا قضای آن چند روز که نماز خود را در سفر کامل خوانده، لازم است؟ یا اینکه جاهل قاصر محسوب میشود و لازم نیست قضا کند؟
اگر با اعتقاد و اطمینان به این که نماز قصر بر مسافر الزامی نیست، نمازش را کامل خوانده است، قضای نمازها بر او واجب نیست؛ اما اگر نسبت به حکم این مسأله تردید داشته است، باید قضای نمازهایی را که خلاف وظیفه خوانده است بخواند.
1. اگر شخصی منکری را ببیند و مسئله بین مراجع اختلافی باشد و شک کند مرجع این شخص هم این کار را منکر می داند یا نه، در این صورت نهی از منکر یا ارشاد جاهل واجب است یا خیر؟
2. اگر در نهی از منکر، هم احتمال ضررهایی برای مال یا آبروی شخص عاصی یا خودش بدهد و هم احتمال تاثیر بدهد، در اینصورت آیا نهی از منکر تنها در صورتی که فایده نهی کردن بیشتر از ضررها باشد، باید نهی کند یا در هر صورت واجب است؟
2. اگر در نهی از منکر، هم احتمال ضررهایی برای مال یا آبروی شخص عاصی یا خودش بدهد و هم احتمال تاثیر بدهد، در اینصورت آیا نهی از منکر تنها در صورتی که فایده نهی کردن بیشتر از ضررها باشد، باید نهی کند یا در هر صورت واجب است؟
ج1) در فرض سؤال اگر احتمال دهد عمل مزبور، نزد کسی که مرتکب آن شده یا ترک کرده است، جایز است، نهی او از منکر واجب نیست.
ج2) اگر احتمال ضرر برای خودش قابل توجه باشد، نهی از منکر واجب نیست، مگر این که منکر از امور بسیار مهم باشد.
ج2) اگر احتمال ضرر برای خودش قابل توجه باشد، نهی از منکر واجب نیست، مگر این که منکر از امور بسیار مهم باشد.
در بنگاههای مشاورین املاک، قبل از انعقاد قرارداد اصلی که دارای کلیه شروط ضمن عقد با شرح و تفصیل است، طرفین عقد، اقدام به تنظیم پیشنویس قرارداد میکنند. این پیشنویس، توسط دفاتر بنگاههای مشاورین املاک، به صورت چاپی و از پیش تنظیمشده در اختیار طرفین قرار میگیرد و مفاد آن معمولاً تفهیم نمیشود، به نحوی که در این پیشنویس، آگاهی طرفین، فقط در حد علم و آگاهی به عوضین است که مثلاً ثمن چه مقدار است و مبیع چیست؟ اما در همین پیشنویس شرطی درج شده است با این مفاد که: "طرفین، کلیه خیارات را از خود سلب و ساقط کردند."
چنانچه چنین شرطی به طور چاپی و نه دستنویس و بدون تفهیم آن به طرفین در اختیار آنان برای امضا قرار گیرد، آیا امضای ذیل آن، خیار تأخیر تأدیه ثمن را ساقط میکند؟ آیا علم و آگاهی از اسقاط خیار و تفهیم آن برای اشخاص امضا کننده ذیل آن و احتمالاً ذوالخیار، ضرورت ندارد؟
چنانچه چنین شرطی به طور چاپی و نه دستنویس و بدون تفهیم آن به طرفین در اختیار آنان برای امضا قرار گیرد، آیا امضای ذیل آن، خیار تأخیر تأدیه ثمن را ساقط میکند؟ آیا علم و آگاهی از اسقاط خیار و تفهیم آن برای اشخاص امضا کننده ذیل آن و احتمالاً ذوالخیار، ضرورت ندارد؟
اگر طرفین قرارداد نسبت به شرایط مذکور در پیش نویس جاهل باشند، آن شرایط اعتبار ندارد؛ مگر این که اجمالا بدانند شرایطی در پیش نویس ذکر شده است و به طور مطلق نسبت به آنچه شرط شده است رضایت داشته و امضاء کنند.
در ضمن توجه داشته باشید، خیار تأخیر در موردی است که چیزی را بفروشد و تمام ثمن را قبض نکند و مبیع را به مشتری تسلیم نکرده باشد و تأخیر در تسلیم یکی از عوض و معوض شرط نشده باشد، که در این صورت بیع سه روز لازم است، پس اگر مشتری ثمن را بیاورد او به کالای فروخته شده سزاوارتر است، وگرنه بایع حقّ فسخ معامله را دارد.
در ضمن توجه داشته باشید، خیار تأخیر در موردی است که چیزی را بفروشد و تمام ثمن را قبض نکند و مبیع را به مشتری تسلیم نکرده باشد و تأخیر در تسلیم یکی از عوض و معوض شرط نشده باشد، که در این صورت بیع سه روز لازم است، پس اگر مشتری ثمن را بیاورد او به کالای فروخته شده سزاوارتر است، وگرنه بایع حقّ فسخ معامله را دارد.
