پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

موضوعات

پرسش و پاسخ

ارتباط با پایگاه PDF
دوران پریودی من 7 روزه است. گاهی مواقع در روز هفتم یا هشتم از من فقط ترشحات قهوه‌ای خارج می‌شود و مانند خون نیست که جاری شود. آیا باید صبر کنم تا کاملاً ترشحات، سفید شود و بعد غسل کنم؟ فقط روزهای آخر پریودی‌ام این ترشحات را دارم و گاهی هم با ترشحات سفید رنگ قاطی هستند و نمی‎دانم آیا باید غسل کنم یا خیر؟
اگر یقین دارید آن لکه های کوچک بعد از دوران عادت خون نیست، وظیفه‌ای ندارید، اما اگر خون باشد ـ اگر چه به صورت لکه‌های رنگی ـ و از ده روز نگذرد، همه آن لکه‌ها حیض است.
ساکن کرج و محل کارم تهران است. جمعه شب بیماری را به بیمارستان تهران آوردم و شب در بیمارستان ماندم و فردای آن روز از همان جا به محل کار رفتم؛ نماز و روزه چه حکمی دارد؟ همچنین اگر بعد از اتمام کار به بیمارستان بروم و شب در آنجا بمانم، فردای آن روز وضعیت نمازم چه می شود؟
به طور کلی، کسی که سفر شغل اوست، اگر به سفر غیر شغلی برود، هر چند به محل شغلش باشد، نمازش قصر است؛ اما چنانچه برای کاری غیر از شغل به محل شغلش سفر کند، ولی تصمیم بگیرد که به خاطر شغل در آنجا بماند، در مدتی که آنجا توقف می کند تا به سر کار برود، بعد از آن و در برگشت، نمازش تمام است، گرچه احتیاط آن است که در مدتی که آنجا توقف می کند تا به سر کار برود نماز را هم تمام و هم قصر بخواند.
بنده در شهری غیر از محل زندگی ام مشغول به کار هستم. اگر مدت ده روز در یک مکان متوقف شوم، فتوای آقا این است که در سفر دوم نماز کامل و روزه صحیح است. سوال این است که تعریف سفر اول و دوم چیست؟ آیا هر طی مسیری از محل کار به وطن یا از وطن به محل کار یک سفر حساب می شود یا تعریف دیگری دارد؟ چون اگر اینطور باشد هرگاه بعد از توقف در محل کار، از محل کار به وطن سفر کنیم، این می شود سفر اول و وقتی برمی گردیم می شود سفر دوم و نماز و روزه کامل است. ولی اگر ده روز در وطن متوقف باشیم، وقتی سر کار می آییم می شود سفر اول، وقتی به وطن برگردیم می شود سفر دوم و وقتی دوباره سرکار می آییم می شود سفر سوم! در حالی که فتوا گفته در سفر دوم نماز کامل است. خواهش می کنم تعریف سفر را بصورت شفاف با توجه به موارد فوق مشخص فرمایید.
مسافری که از وطن یا محل اقامت ده روز خارج می شود، اگر یک مقصد داشته باشد، مجموع رفت و برگشت او یک سفر محسوب می شود، ولی اگر چند مقصد داشته باشد، سفرِ اول با رسیدن به مقصد اول تمام می‌شود و از هنگامی که به سمت مقصد دوم حرکت می کند، در صورتی که قصد پیمودن مسافت شرعی را داشته باشد، سفر دوم محسوب می شود و نماز تمام است.
1) در رساله آموزشی رهبر معظّم انقلاب آمده:
اعمال افرادی که تقلید نمی‌کنند، یا تقلید صحیح ندارند، در صورتی محکوم به صحّت است که:
الف. موافق احتیاط باشد.
ب. یا مطابق واقع باشد.
ج. یا مطابق با نظر مجتهدی باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند.
سؤال: منظور از مطابق با واقع بودن چیست؟ و آن را چگونه می توان تشخیص داد؟
2) در همین رساله در جواز عدول به غیر أعلم نوشته:
مواردی که عدول به غیر أعلم جایز است:
الف. ...
ب. در مسائلی که فتوای غیر أعلم، مخالف فتوای أعلم نباشد.
سؤال: منظور از مخالف نبودن چیست؟
ج1) مراد از مطابق واقع بودن، یعنی یقین یا اطمینان پیدا کند که عمل او همانی است که در واقع شارع مقدّس از او خواسته است. (مانند احکام مسلّم و یقینی؛ مثلاََ دو رکعت بودن نماز صبح، وجوب روزه ماه رمضان، و مانند آن)؛ و تشخیص آن از هر راهی است که برای مکلف اطمینان آور باشد.
ج2) منظور از مخالف نبودنِ فتوای مرجع أعلم و غیر أعلم، یکی بودن فتوای هر دو مجتهد است، که مکلف به نیت تقلید غیر أعلم به آن عمل کند.
چند وقت پیش به خاطر دیدن عکس نامحرم در شبکه مجازی قسم خوردم که دیگر به این شبکه وارد نشوم؛ ولی الآن می‌گویند در این شبکه توهین‌هایی به دین اسلام و امامان می‌شود؛ آیا می‌ توانم مثلاً سه روز، روزه بگیرم و قسمم را پس بگیرم و با نیت خیر برای مقابه با ضد انقلاب در شبکه مجازی فعالیت کنم؟
شکستن قسمی که با لفظ جلاله باشد هرچند در فرض سؤال جایز نیست.
البته باید توجه داشته باشید استفاده از شبکه‌های اجتماعی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده یا خوف ارتکاب گناه باشد یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود (هر چند با کثرت مراجعه کننده) یا خلاف قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی باشد، جایز نیست و تشخیص موضوع بر عهده مکلف است.
بنده دختری هستم که ماهانه پدرم به حساب من مبلغی پول واریز می‌کند؛ من مقداری از این پول را برای کفاره روزه‌ها و مقداری هم برای کار فرهنگی خرج می‌کنم اما مطمئن نیستم که اگر به پدرم بگویم، راضی باشد یا نه؟ آیا با این وجود که از رضایت ایشان مطمئن نیستم و قصد هم ندارم از ایشان سؤال کنم، اشکالی ندارد بخشی از پولی را که به من می‌دهد بدون اطمینان از رضایت ایشان در آن راه خرج کنم؟
اگر پدر در هدیه دادن به شما شرطی برای نوع خرج کردن آن نگذاشته باشد، شما مختارید که در هر زمینه ای که معصیت نباشد، هزینه کنید و احراز رضایت پدر، لازم نیست.
آیا شروع اعتکاف از ابتدای روز ۲۸ ماه رمضان که احتمال دارد روز سوم اعتکاف با عید فطر مصادف شود جایز است؟ (مانند ماه رمضان امسال که با توجه به تقویم رسمی کشور، گمان حاصل می‌شود بر این که ماه رمضان ۲۹ روزه خواهد بود ولی یقین نداریم.) در صورتی که روز سوم، مصادف با عید فطر شود، وظیفه چیست؟
در فرض سؤال، اعتکاف جایز است؛ ولی اگر معلوم شود که روز سوم، عید فطر است، اعتکاف صحیح نیست.
در اطعام شصت مسکین در کفاره روزه:
1. آیا لازم است فقیر، بالغ باشد یا کودکان فقیر را هم می شود اطعام کرد؟
2. آیا لازم است، فقیر کسی باشد که به بطور علنی گناه نکند؟
3. اگر شصت فقیر را بابت کفاره عمدی یک روز، اطعام کردیم آیا می توانیم برای کفاره روز دوم، همان فقرا را اطعام کنیم و همین طور بابت سی روز، همان شصت فقیر را اطعام کنیم؟
ج1) در صورتی که تصمیم به سیر کردن داشته باشد اگر فقیر کبیر و صغیر با هم اطعام می شوند، سیر کردن شصت نفر ولو صغیر کافی است، هرچند احتیاط مستحب آن است که دو صغیر یک نفر محسوب شوند. ولی در صورتی که تمام افراد، نابالغ باشند باید دو نفر صغیر را به عنوان یک نفر محسوب گردد.
ج2) لازم نیست فقیری که کفاره به او داده می شود عادل بوده و یا فاسق نباشد، بله؛ به فاسقی که آشکارا پرده حیاء را کنار گذاشته و مرتکب گناه می شود داده نشود.
ج3) اشکالی ندارد.
در زمان مجردی در خانواده پدری ام، تابستان هر سال، بعد از تعطیلی مدارس، از خرداد تا شهریور به مدت تقریباً چهار ماه به روستایمان، نه برای تفریح و مسافرت، بلکه برای زندگی می‎رفتیم و در آنجا سکونت داشتیم. این موضوع از زمان طفولیت تا چندین سال ادامه داشت به گونه ای که در عرف، ما اهل آن روستا بودیم و هستیم؛ الآن هم که ازدواج کرده‌ام به آنجا تردد داریم و قصد داریم در آنجا خانه بسازیم. آیا آنجا وطنم محسوب می‌شود؟ حکم نماز و روزه بنده چیست؟
اگر قصد دارید برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه (مانند تابستان و ایام تعطیل) در آنجا زندگی کنید، و وسائل زندگی مانند خانه و امثال آن را فراهم کرده اید، آنجا از نظر عرف، وطن دوم شما محسوب می شود؛ لذا تا از آنجا اعراض* نکنید، حکم وطن برای شما باقی است.
------------------
*اعراض یعنی خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت برای سکونت.
کارمند و حامله ام و دارای کودک بیست هفته که مبتلا به دیسک کمر هستم. در صورت ادامه بارداری احتمال خطر سلامتی و جراحی دیسک کمر وجود دارد. آیا سقط جنین جایز است؟ میزان کفاره چقدر است و به چه کسی باید پرداخت شود؟
سقط جنین حتی در فرض مذکور شرعاً حرام است. ضمناً با توجه به اینکه 4 ماه جنین تمام شده است، دیه شخص کامل را دارد لذا اگر پسر باشد 1000 مثقال شرعی طلا و اگر دختر باشد 500 مثقال شرعی طلا به عهده کسی است که مباشر در سقط باشد و دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت می شود؛ همچنین کسی که سقط را انجام می دهد علاوه بر دیه، باید کفاره نیز بدهد و کفاره اش آن است که 60 روز روزه بگیرد (31 روز آن باید پشت سر هم باشد) و به 60 فقیر به هر کدام یک مد طعام که تقریبا 750 گرم گندم می باشد بپردازد.
ازدواج موقت کرده و متأسفانه باردار شدم. برای حفظ آبروی خانواده مجبور به سقط جنین شدم. با توجه به این که اصلاً از آن آقا هیچ خبر و آدرسی ندارم، تکلیف دیه سقط جنین چه می‌شود؟ آیا کفاره هم لازم است؟
سقط جنین در فرض سؤال گناه بزرگی است و باید توبه و استغفار کنید و نسبت به دیه، اگر جنین توسط خود شما - مثل خوردن قرص - سقط شده باشد و پدر بچه، دیه را نبخشد، آن (دیه) را باید به پدر بچه بپردازید و با توجه به فرض سؤال اگر از پیدا شدن او مأیوس باشید، از طرف او دیه مذکور را به فقیر صدقه دهید؛ اما در مورد کفاره، چنانچه سقط جنین، قبل از دمیده شدن روح باشد کفاره ندارد؛ ولی بعد از دمیده شدن روح، کفاره دارد. اگر سقط جنین عمدی باشد، کفاره جمع دارد. (یعنی این که شخصی که اسقاط جنین کرده، باید هم دو ماه روزۀ پی‌ در پی بگیرد و هم شصت مسکین را اطعام کند.)
ملاک کثیر السفر چیست؟
مجرد کثرت سفر موضوع حکم شرعی نیست؛ بلکه کسی که سفر، شغل یا مقدمه شغل اوست، اگر بنای بر استمرار سفر داشته باشد، به مقداری که عرفاً سفر لازمه شغلش محسوب شود، مثل این که قصد داشته باشد در طول هشت یا نه ماه یا یک سال آینده، هفته ای یک روز برای شغلش به سفر رود، نمازش در سفرهای شغلی تمام و روزه اش صحیح است و چنان چه در وطن یا غیر وطن با نیت یا بدون نیت، ده روز بماند، در اولین سفری که بعد از این اقامه عشره انجام می دهد، نمازش قصر است و در کلمات فقها (رضوان الله علیهم) مراد از کسی که شغل او مسافرت است، کسی است که قوام کار او به سفر است.
جماع در چه زمان‌هایی کراهت دارد؟ و در چه زمان‌هایی حرام است؟ و در چه وقت مستحب است؟
جماع در شب خسوف ماه و روز کسوف خورشید و روز وزیدن باد سیاه و زرد و زلزله و در وقت غروب آفتاب تا شفق برود، و بعد از طلوع سپیده تا طلوع آفتاب و در هنگام محاق و در شب اول هر ماه غیر از ماه رمضان و در شب نیمه هر ماه و در شب چهارشنبه و در شب عید قربان و عید فطر مکروه است.
در بعضی موارد جماع، حرام است که به چند نمونه اشاره می‌شود:
۱. در حال احرام،
۲. زمان نفاس،
3. دوران قاعدگی و حیض،
4. در حال روزه ماه مبارک رمضان.
و جماع در شب دوشنبه، سه شنبه، پنجشنبه، جمعه، روز پنجشنبه در وقت ظهر و روز جمعه بعد از عصر مستحب است.
اگر کسی نذر کند که مثلاً کاری را هر روز انجام دهد و پس از مدتی از نذر خود پشیمان شود، آیا می تواند آن را ترک کند؟
اگر صیغه* نذر خوانده نشده تکلیفی ندارد و اختیار با خود شخص است؛ ولی اگر صیغه مخصوص نذر را با رعایت همه شرایط آن خوانده است عمل به آن لازم است و در صورت تخلف از نذر کفاره دارد. کفاره شکستن نذر عبارت است از اطعام ده فقیر یا پوشاندن آنها و در صورت عدم تمکن سه روز، روزه گرفتن می‌باشد. بله اگر پشیمانی از نذر به خاطر آن باشد که دیگر انجامش کار نیک و خوبی محسوب نشود مثلاً باعث ترک واجبی شود یا موضوع نذر، از بین رفته باشد، در این موارد اشکالی ندارد.
----------------------
* صیغه نذر عبارت است از «لله علی أن افعل کذا...» و می تواند ترجمه آن را بگوید که عبارت است از «برای خدا بر من است که فلان کار را انجام بدهم». و اگر بگوید: برای خدا نذر می کنم فلان کار را انجام دهم، بنابر احتیاط واجب باید به آن عمل کند. اما با صرف عبارت نذر می کنم، نذر شرعی محقق نمی شود.
با خدا عهدی بسته بودم که متأسفانه آن را شکستم، اما توانایی بر کفاره ندارم ولی می توانم صدقه بپردازم. آیا صدقه دادن کافی است؟
اگر صیغه مخصوص عهد* را نخوانده اید، تکلیفی ندارید؛ ولی اگر صیغه مخصوص عهد خوانده شده و عمداً آن را شکسته اید باید یا دو ماه روزه بگیرید که 31 روز آن پشت سر هم باشد و یا اینکه شصت فقیر را غذا بدهید**. البته باید توجه داشت که لازم نیست به صورت یک جا این موارد به فقیر داده شود و می توانید به صورت تدریجی هم انجام دهید. اگر کسی هیچ یک از دو موردی را که برای کفاره مخیر است، نتواند انجام دهد، باید به هر تعداد فقیر که قادر است، غذا بدهد و احتیاط آن است که استغفار هم بکند و اگر به هیچ وجه قادر بر غذا دادن به فقرا نیست، کافی است که استغفار کند، یعنی با دل و زبان بگوید: اَستَغفِرُ اللهَ (از خداوند بخشایش می‌طلبم).
-----------------------------------------
* صیغه عهد به زبان عربی: «عاهدت اللٰه ...» یا «علیّ عهد اللٰه...» به زبان فارسی: «با خدا عهد می کنم که...» یا «بر من است عهد خدا که...».
** غذا دادن به شصت فقیر را می‌توان به دو صورت انجام داد:
1. با غذای آماده آنان را سیر کرد.
2. به هر نفر 750 گرم (یک مُد) گندم، آرد، نان، برنج یا سایر مواد غذایی داد.