همه
احکام بانوان
احکام سفر
احکام محتضر و اموات
احکام پزشکی
ازدواج و زناشویی
اعتکاف
اماکن مذهبی
امر به معروف و نهی از منکر
اموال پیدا شده و مجهول المالک، مظالم
تکلیف و تقلید
جهاد و دفاع
حج و عمره
حقوق
خمس
خوردنی ها و آشامیدنیها
روزه
زکات
شکار و ذبح حیوانات
صدقات و تبرعات
طلاق و عده
طهارت و نجاست
غصب
قوانین و مقررات و اموال بیت المال
مسائل فرهنگی و اجتماعی
مسائل قضایی
معاملات و شغلها
نذر، قسم و عهد
نماز
نگاه، پوشش و معاشرت
ورزش، مسابقات و تفریحات
وصیت و ارث
وضو، غسل و تیمم
وقف، مساجد و قبرستان
ولایت فقیه
گناهان
موضوعات
پرسش و پاسخ
ارتباط با پایگاه PDFدختر و پسری ازدواج کردند و پسر، حدود یک سال بعد از ازدواج، گفته که به خدا اعتقاد ندارد؛ آیا عقد این دختر و پسر باطل شده است؟
اگر از ابتدای عقد اعتقاد به خدا نداشته، عقد از اول باطل بوده است؛ ولی اگر بعد از عقد، منکر خدا شده باشد عقد منفسخ است. (اگر مرتد ملّی باشد و بعد از دخول مرتد شده باشد، زن باید عدّه نگه دارد و در صورتی که در زمان عدّه به اسلام بازنگردد، کشف می شود که از زمان ارتداد عقد منفسخ شده است.)
یک دختر شیعه با یک پسر اهل سنت قصد ازدواج دارند. هر دو به عقاید خود پایبند هستند و اهل نماز و همه واجباتاند. با توجه به اینکه اهل سنت به صیغۀ محرمیت اعتقادی ندارند، برای محرمیت قبل از عقد دائم، آیا صیغه موقت برای نامزدی، با این که یکطرف، اهل سنت هست و قبول ندارد، صحیح و جایز است؟
به طور کلی ازدواج دختر شیعه با مرد سنی (غیر ناصبی) کراهت دارد و احتیاط مستحب در ترک چنین ازدواجی است؛ در هر حال برای صحت عقد، باید طرفین، قصد انشاء عقد موقت* داشته باشند و این عقد را با رعایت شرایط آن مثل تعیین مدت و مهریه و بنابر احتیاط واجب با اجازه ولیّ دختر بخوانند. اگر قبول نداشتن عقد موقت، باعث شود قصد جدی انشاء عقد نکند، عقد صحیح نیست.
در صورتی که زن و مردی به قصد آشنایی و ازدواج دائم، اقدام به انعقاد عقد موقت نمایند و با هم توافق کنند که مهریه یک انگشتر عقیق و یک کتاب تربیت کودک باشد، آیا این عقد باطل است؟
صرف تعیین انگشتر و کتاب به صورت کلی و مبهم جهت مهریه در عقد موقت صحیح نیست؛ اما اگر مهریه مذکور به حسب نوع و مقدار بین طرفین معیّن باشد، در صورتی که سایر شرائط را رعایت کنند از جمله این که اگر دختر باکره است، بنابر احتیاط واجب، عقد با اذن پدر یا جد پدری دختر باشد و بعد از تعیین مدت، صیغه صحیح شرعی خوانده شود، اشکال ندارد.
با توجه به اینکه در تلقین میّتِ مؤنث باید ضمایر به صورت صحیح خوانده شود. از طرفی در توضیح المسائل فقط تلقین میّت مذکر ذکر شده است. لطفاً متن تلقین میّتِ زن را ذکر فرمایید.
اِسْمَعی اِفْهَمی یا...بِنتَ...هَلْ اَنْتِ عَلَی الْعَهْدِ الَّذی فارَقْتَنا عَلَیْهِ، مِنْ شَهادَهِ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ، وَ سَیِّدُ النَبِّییّنَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلینَ، وَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرُ الْمُؤْمِنینَ، وَ سَیّدُ الْوَصِیّینَ، وَ اِمامٌ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلَی الْعالَمینَ، وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ، وَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی، وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ، وَ عَلِیَّ بْنَ مُوسی، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی، وَ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، وَالقآئِمَ الْحُجَّهَ الْمَهْدِیَّ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ، اَئِمَّةُ الْمُؤْمِنینَ، وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ اَجْمَعینَ، وَ اَئِمَّتُک، اَئِمَّةُ هُدَیً اَبْرارٌ. یا…بِنتَ…اِذا اَتاکِ الْمَلَکانِ الْمُقَرَّبانِ، رَسُولَیْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ تَبارَکَ وَ تعالی، وَ سَئَلاکِ عَنْ رَبِّکِ، وَ عَنْ نَبِیِّکِ، وَ عَنْ دینِکِ، وَ عَنْ کِتابِکِ، وَ عَنْ قِبْلَتِکِ، وَ عَنْ اَئِمَّتِکِ، فَلا تَخَافْی، وَ قُولی فی جَوابِهِما، اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبّی، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَبِیّی، وَالْاِسْلامُ دینی، وَ الْقُرْآنُ کِتابی، وَالْکَعْبَهُ قِبْلَتی، وَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالِبٍ اِمامی، وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِی الْمُجْتَبی اِمامی، وَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِی الشَّهیدُ بِکَرْبَلاءَ اِمامی، وَ عَلِیُّ زَیْنُ الْعابِدینَ اِمامی، وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ عِلْمِ النَّبِیّینَ اِمامی، وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامی، وَ مُوسَی الْکاظِمُ اِمامی، وَ عَلیُّ الرِّضا اِمامی، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامی، وَ عَلِیُّ الْهادی اِمامی، وَ الْحَسَنُ الْعَسْکَریُّ اِمامی، وَالْحُجَّهُ الْمُنْتَظَرُ اِمامی، هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ اَئِمَّتی وَ سادَتی وَقادَتی، وَ شُفَعآئی بِهِمْ اَتَوَلّی وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ. ثُمَّ اعْلَمی یا…بِنتُ…، اَنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی نِعْمَ الرَّبُّ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ اَنَّ اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِبٍ، وَ اَوْلادَهُ الاْئِمَّهَ الْاَحَدَ عَشَرَ نِعْمَ الْاَئِمَّهُ، وَ اَنَّ ما جآءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَقُّ، وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ، وَ سُؤالَ مُنْکَرٍ وَ نَکیرٍ فِی الْقَبْرِ حَقُّ، وَالْبَعْثَ حَقُّ، وَالنُّشُورَ حَقُّ، وَ الصِّراطَ حَقُّ، وَالْمیزانَ حَقُّ، وَ تَطائُرَ الْکُتُبِ حَقُّ، وَالْجَنَّةَ حَقُّ، وَ النّارَ حَقُّ، وَ اَنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لارَیْبَ فیها، وَ اَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. پس بگوید: اَفَهِمْتِ یا…در حدیث است که میّت در جواب می گوید بلی فهمیدم پس بگوید: ثَبَّتَکِ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ، هَداکِ اللَّهُ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَکِ وَ بَیْنَ اَوْلِیائِکِ فی مُسْتَقرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ. پس بگوید: اَللّهُمَّ جافِ الْاَرْضَ عَنْ جَنْبَیْها وَاصْعَدْ بِرُوحِها اِلَیْکَ وَلَقِّها مِنْکَ بُرْهاناً.
پزشک متخصص پوست و موی زن، آیا می تواند با پوشاندن پارچه در ناحیه تناسلی و کشف جزء جزء آن به تدریج به همراه پوشاندن بقیه ناحیه، عمل لیزر انجام دهد؟
نگاه و لمس، حتی در فرض مذکور، جایز نیست.
من مرد هستم؛ تنها در یک مرکز کار می کنم و همکار خانم هم ندارم. سؤالم این است که مراجعه کننده خانم برای کنترل قند خون یا تزریق واکسن به بازو، مراجعه می کند که ناچار به گرفتن نوک انگشت و یا جمع کردن ماهیچه بازو با دست هستم. در این حالت حکم شرعی چیست؟
اگر می دانید که خانم مذکور، اضطرار به تزریق واکسن و یا درمان و یا کنترل قند خون دارد و دسترسی به پزشک همجنس هم ندارد و امکان لمس از روی لباس یا استفاده از دستکش نیز وجود ندارد، در این صورت لمس بدن نامحرم به قدر ضرورت اشکال ندارد.
عادت ماهانۀ من، بین نُه و ده روز، متغیر است. در مواردی که یقین به نُه یا ده روز بودن عادت معینی ندارم، تکلیف بنده چیست؟ آیا باید بنا را بر عادت بگذارم یا تکلیف دیگری دارم؟
اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در باطن، خون هست، باید قدری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند و بیرون آورد؛ اگر پاک بود، غسل کند و عبادت های خود را به جا آورد ولی اگر پاک نبود، اگر چه به آب زرد رنگی هم آلوده باشد، چنانچه پیش از ده روز پاک شد، غسل کند و تمام خون ها حکم حیض را دارد؛ ولی اگر خون او از ده روز گذشت، در فرض سؤال، در صورتی که رنگ خون ها مختلف باشد، مثلاً مقداری سیاه یا قرمز و مقداری زرد باشد، باید آنچه طبق صفات خون حیض بوده است را حیض قرار دهد و مابقی استحاضه است مشروط به این که آن چه که دارای صفات حیض است، کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد و به شرط آن که پس از خونی که دارای صفات حیض نبوده و از ده روز کمتر است، خون دیگری که دارای صفات حیض باشد، نبیند. و اگر خون به یک رنگ بود، چنانچه خویشانی که عادتشان یکسان باشد، ندارد بنا بر احتیاط (واجب) باید هفت روز از هر ماه را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد. و اگر خویشانی مانند مادر، خواهر، خاله، عمه و غیر این ها دارد و می داند که عادت آنها یکسان است، زن مبتدئه باید به آنها رجوع کرده و مقدار عادت آنها را برای خود حیض قرار دهد. اما زنی که عادتی پیدا نکرده اگر نزدیکانی بدان صورت که گفته شد دارد و عادت آنها کمتر یا بیشتر از هفت روز باشد باید در مقدار تفاوت بین عادت آنها و هفت روز، احتیاط را ترک ننموده و جمع بین وظایف زن حائض و مستحاضه نماید.
آیا حج بر خانمی که از همسرش مهریه طلب دارد و مهریه او برای مخارج حج واجب کفایت میکند، واجب است؟
در صورتی که شوهر در فرض سؤال، توانایی پرداخت آن را نداشته باشد، نمیتواند آن را از او مطالبه کند و مستطیع نیست ولی اگر شوهر او تمکّن دارد و مطالبه مهر نیز برای زن مفسدهای ندارد، واجب است مهریه را مطالبه کرده و به حج برود و اگر مطالبه آن برای او مفسده داشته باشد مثل این که منجر به نزاع و طلاق شود، مطالبه مهریه واجب نبوده و مستطیع نیست.
1. زنی که می داند در روز سوم اعتکاف حائض خواهد شد، آیا می تواند معتکف شود؟ در صورت حیض شدن، آیا قضای اعتکاف واجب است؟
2. کسی که از قبل می داند که در ایّام اعتکاف در حدّ یک الی دو ساعت برای امتحان باید از اعتکاف خارج شود، آیا از اوّل می تواند نیّت اعتکاف کند و آیا اعتکاف صحیح است؟
2. کسی که از قبل می داند که در ایّام اعتکاف در حدّ یک الی دو ساعت برای امتحان باید از اعتکاف خارج شود، آیا از اوّل می تواند نیّت اعتکاف کند و آیا اعتکاف صحیح است؟
ج1) در فرض سؤال معتکف شدن مانعی ندارد؛ منتها اگر زن حائض شود، فوراً باید از مسجد خارج شده و اعتکاف او قضا هم ندارد.
ج2) به طور کلی، معتکف می تواند برای امور ضروری شرعی و عرفی از مسجد خارج شود؛ ولی اگر به قدری طول دهد که صورت اعتکاف محو شود اعتکاف صحیح نیست و تشخیص آن بر عهده خود مکلف است.
ج2) به طور کلی، معتکف می تواند برای امور ضروری شرعی و عرفی از مسجد خارج شود؛ ولی اگر به قدری طول دهد که صورت اعتکاف محو شود اعتکاف صحیح نیست و تشخیص آن بر عهده خود مکلف است.
آیا زن در هنگام غسل باید دنبالۀ موی خود را حتماً بشوید؟ آیا نرسیدن آب به مقداری از گیسوان در هنگام غسل موجب بطلان غسل می گردد؟ (با فرض اینکه پوست سر و بیخ مو کاملاً شسته شده باشد)
شستن تمام موهای بلند به احتیاط واجب لازم است.
اگر زنی درآمد مستقل داشته باشد، آیا بر او واجب است که در نفقه فرزندان مشارکت کند؟
نفقه اولاد بر مادر واجب نیست، بلکه نفقه فرزندان (اگر مالی از خود نداشته باشند) و همچنین زن بر عهده شوهر است و در صورتی که شوهر، فقیر باشد، نفقه فرزندان بر عهده پدر شوهر است، بله در صورتی که شوهر و یا پدر او و یا جد پدری شوهر توانایی مالی نداشتند، در این صورت نوبت به مادر میرسد.
زنی در ایام مجردی، نذر کرده که اگر مداح شود نصف درآمد خود را به فقرا بدهد. بعد از ازدواج، شوهر از نذر زن راضی نبوده یا بعد از اعلام رضایت، پشیمان می شود؛ در شرایط مذکور، آیا نذر ساقط است؟
پس از انعقاد صحیح نذر شرعی (همراه با خواندن صیغه نذر) در زمان تجرد، ممانعت شوهر تأثیر ندارد و نذر ساقط نمی شود.
آیا حرمت پوشاندن وجه برای زن در حال احرام شامل بعض صورت هم می شود؟ و آیا فرقی میان قسمت های مختلف وجه است؟ در صورت حرمت ستر بعض در نماز که به عنوان مقدّمه واجب مقداری از وجه را باید پوشانید وظیفه چیست؟
بر زنان حرام است پوشاندن صورت به آنگونه که عادتاً برای حفظ حجاب می کنند و اما پوشاندن گوشه هایی از بالا یا پایین صورت یا دو طرف آن به طوری که پوشاندن صورت بر آن صدق نکند مانع ندارد، چه در نماز و چه در غیر آن.
منظور از ولیّ دم در بحث قصاص یا دیه، چه کسانی هستند؟ آیا همان ورّاث در تمام طبقات ارث هستند یا مثلاً در طبقه اول، فقط پدر است؟
اولیای دم، در بحث قصاص و عفو کسانی هستند، که طبق طبقات ارث از میت ارث میبرند. لذا در طبقه اول پدر و مادر و فرزندان میت اولیاء دم محسوب می شوند. البته زن و شوهر هر چند از دیه ارث می برند، اما در بحث قصاص جزء اولیای دم محسوب نمی شوند.
عدالت امام جماعت چگونه و از چه راه هایی احراز می شود؟
عدالت عبارت از حالت نفسانی است که باعث می شود انسان همیشه تقوایی داشته باشد که مانع از ترک واجبات یا انجام محرمات شرعی است؛ برای احراز عدالت، شهادت دو مرد عادل و همچنین با شیوعی که موجب اطمینان باشد و هر راهی که اطمینان به عدالت حاصل شود، اگرچه با اقتدای عده ای از اهل بصیرت و صلاح باشد کافی است؛ بلکه حسن ظاهر نیز کفایت می کند و حسن ظاهر یعنی رفتار و کردار آن شخص که مشاهده می شود بر طبق میزان شرع است و گناهی از او دیده نشده است.
