پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

موضوعات

پرسش و پاسخ

ارتباط با پایگاه PDF
غسل‌های نوزاد تازه متولد شده و مادرش و نیت غسل‌ها و اسم‌های آن را بیان فرمایید؟
مستحب است بعد از تولد نوزاد، او را به نیت "غسل مولود"، غسل دهند. زمان آن از وقت ولادت نوزاد است، و اگر دو یا سه روز هم تأخیر افتاد، استحباب آن باقی است. و چنانچه از وقت عرفی آن تأخیر افتاد، به قصد رجاء مطلوبیت به جا آورند. ضمناً خود مادر، باید بعد از پاک شدن از خون نفاس،* غسل نفاس انجام دهد.

*از وقتی که اولین جزء بچه از شکم مادر بیرون می آید، هر خونی که زن می بیند، اگر پیش از ده روز یا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است.
بنده با توجه به بروز علائم موجود برای بارداری و این که احتمال می‌دهم باردار باشم، در زمان روزه، تحت فشار قرار می‌گیرم. با این احتمال که روزه به خودم و فرزندم آسیب برساند، آیا می‎توانم روزه را بخورم؟ یا کفاره دارد؟ ضمن این که جهت قطعی شدن موضوع به وسیله آزمایش، باید مدت بیشتری صبر کرد.
صرف ضعف و احتمال بارداری مجوّز شرعی برای ترک روزه نیست. بله زن بارداری که زایمان او نزدیک است، اگر می‌‌ترسد که روزه برای جنین یا خودش ضرر داشته باشد، روزه بر او واجب نیست و در صورت اول (ضرر برای جنین) باید برای هر روز یک مدّ طعام، یعنی گندم یا جو و مانند این‌ها (به عنوان فدیه) به فقیر بدهد و بعد از ماه رمضان نیز قضای آن را به جا آورد و در صورت دوم، که روزه برای خودش ضرر دارد، باید روزه‌هایی را که نگرفته، قضای آن‌ها را به جا آورد و بنابر احتیاط، فدیه هم بدهد و در مورد زنی که زایمان او نزدیک نیست، پرداخت فدیه مبنی بر احتیاط وجوبی است.
لکه‌های قهوه‌ای رنگی که هیچ‌گونه خونی در آن نیست و بعد از ایام عادت ماهانه در روزهای هشتم، نهم و دهم و همچنین قبل از ایام عادت ماهانه مشاهده می‌شود چه حکمی دارد؟ حکم نماز و روزه در این ایام چیست؟
اگر لکه‌های کوچک بعد یا قبل از از دوران عادت، خون نباشد، زن وظیفه‌ای ندارد؛ اما اگر لکه های بعد از دوران عادت خون باشد، هرچند به صورت لکه‌های قهوه‌ای رنگ و از ده روز نگذرد، همه آن لکه‌ها حیض است. همچنین لکه های قبل از دوران عادت اگر حداقل سه روز مستمر باشد - هر چند در باطن - به‌ گونه‌ای که بگویند حیض را جلو انداخته، حیض است و باید نماز و روزه را ترک کند. اما در صورتی که لکه‌های خون، قبل از حیض، حداقل سه روز - هر چند در باطن - مستمر نباشد، استحاضه است و باید با مراعات احکام استحاضه، عبادات را انجام دهد.
1. آیا جایز است سه دانگ از منزل مسکونی که هنوز اصلا وجود ندارد و معلوم نیست کی و با چه خصوصیاتی موجود شود و مساحت و قیمت آن چه مقدار باشد، به عنوان مهریه همسر قرار گیرد؟
2. اگر در عقد، مهریه زن مثلاً صد سکه مشخص شود ولی بعداً تبدیل به سه دانگ منزل مسکونی شود، آیا بعداً که مسکن موجود شد، ملاک، صد سکه است یا نصف منزل مسکونی به هر قیمت که ارزش داشته باشد؟
ج1) مهریه به صورت یاد شده صحیح نیست.
ج2) اگر مصالحه شده باشد که به جای مهریه، سه دانگ از خانه تحویل داده شود، اشکال ندارد و ملاک سه دانگ از منزل می‌شود به هر قیمتی که باشد.
بنده زن بابایی دارم که یک دختر داره و مطلقه است. حالا می خوان ایشون رو به بنده محرم کنن؛ آیا میشه چند ساعت به پسر من که حدود ۵ سال داره، محرم کنن تا از این طریق به من هم محرم بشه؟ شنیده بودم که فتوای امام رحمة الله علیه و مقام معظم رهبری اینه که این عقد چون حالت صوری داره و قابل استمتاع نیست، اشکال داره؛ آیا همینطوره؟
عقد مذکور با رعایت شرایط عمومی عقد موقت، فی نفسه صحیح است؛ ولی باید شرایط ذیل رعایت شود:
1. با اذن ولیّ نابالغ (پدر یا جد پدری) باشد.
2. برای پسر نابالغ مفسده نداشته باشد بلکه بهتر است رعایت مصلحت نیز بشود.
3. بنابر احتیاط واجب مدت عقد به گونه ای باشد که قابلیت استمتاع از پسر باشد.
چنانچه عقد و تمکین خاص از طرف ولیّ دختر و زوج، اکراهی باشد و بعداً زوجه نکاح را رد کند، آیا این رابطه زنا محسوب می شود؟ در مورد فرزند حاصل از این رابطه، چه حکمی مترتب است؟
اگر عقد خوانده شده اکراهی* بوده، عقد باطل است؛ مگر این که بعداً رضایت داده باشد و اگر زن در فرض سؤال نکاح را رد کند، زنا محقق می‌گردد و فرزند، زنا زاده محسوب می‌شود.
----------------------------------------------------------------------
* اکراه، وادار کردن دیگری است بر ایجاد چیزی که ایجاد آن را کراهت دارد با تهدید بر ترک آن، به شرط آن که وادار کننده بر انجام آنچه را که وعده می دهد قادر باشد و او علم یا گمان یا خوف داشته باشد که اگر به دستور او عمل نکند او تهدیدش را عملی می کند و به اکراه ملحق می شود موردی که او را به ایجاد چیزی که آن را کراهت دارد امر می کند با خوف مأمور از عقوبت و اضرار او در صورت مخالفت کردن؛ اگرچه تهدیدی واقع نشود؛ اما اگر کاری را به جهت ترس اضرار دیگری بر او بدون آن که او را ملزم کرده باشد انجام بدهد، ملحق به اکراه نمی باشد.
1) اگر چند خانواده با هم زندگی می‌کنند؛ مثلاً پدر و مادر و بچه‌هایشان که خودشان زن و فرزند دارند و بچه‎ها هر ماه، پول درآمد خود را به پدر یا مادرشان می‎دهند و مخارج خانه از طریق آن‎ها پرداخت می‎شود؛ آیا در این صورت اگر پدر یا مادر برای همه، زکات فطره بدهند، کفایت می‎کند؟
2) اگر مخارج خانواده به وسیله دو یا چند نفر، مجموعاً تأمین می‎شود، در این صورت اگر یکی از آن‎ها یا یک کسی که این‎ها موافق باشند، از طرف آن‎ها زکات فطره پرداخت کند، آیا صحیح است؟
ج1) اگر همه آن‎ها عرفاً نان‎خور پدر و مادرشان هستند، فطریه بر عهده والدین‎شان است.
ج2) اگر عرفاً به صورت مستقل نان‎خور فرد خاصی هستند، باید فطریه هر کدام از خانواده‎ها توسط سرپرست آن‎ها مستقلاً پرداخت گردد و الا اگر دو یا چند نفر سرپرست محسوب می شوند باید هر کدام به نسبت، سهم خود، فطریه عیال خود را بپردازند؛ البته وکیل کردن دیگری جهت پرداخت فطریه از طرف سرپرست مانعی ندارد.
مردی 55 ساله و مجرد، دارای پرونده پزشکی مبنی بر معلولیت ذهنی است و به گونه‌ای است که مثلاً پول را از کاغذ تشخیص می دهد ولی ارزش و مقدار آن را نمی داند. (حساب و کتاب متوجه نمی‌شود.) تن وی سالم است و زن خواستن از دوران جوانی و اکنون هم لقلقه زبان اوست. در حال حاضر به دلیل فوت والدین، در حال اخذ حکم حجر و نصب قیّم برای وی هستیم. حقوق مستمری پدر (مرحوم) نیز به ایشان تعلق می گیرد. حکم شرع مقدس اسلام در مورد ازدواج این گونه افراد چیست؟
ازدواج سفیه با اذن پدر یا جدّپدری (اگر به صورت سفیه بالغ شده) و یا اذن حاکم شرع (اگر بعد از بلوغ و رشد، سفاهت بر او عارض شده باشد)، اشکال ندارد.
زوجه در ضمن عقد خارج لازم، از طرف زوج، وکالت تام بلاعزل جهت طلاق خلع داشته و با آن وکالت، حکم طلاق را دریافت نموده و به محضر مراجعه نموده است و بخشی از مهریه را بذل نموده و با توجه به وکالتش، تقبّل بذل از طرف شوهر نموده و صیغه طلاق خلع را جاری کرده است. الآن مشخص شده که زن حین اجرای صیغه طلاق خلع در طهر مواقعه بوده و طلاق جاری شده، باطل است؛ حال با توجه به این که دیگر شوهر راضی به طلاق نیست و ایشان یک بار از وکالت نامه و وکالت شوهر استفاده کرده، اگر بخواهد دوباره از طرف شوهر تقبّل بذل مال کند و از طرف شوهر اجرای صیغه طلاق خلع نماید، آیا دوباره برای تقبّل بذل مال از طرف شوهر و اجرای صیغه طلاق خلع، رضایت شوهر و وکالت شوهر لازم است؟
در فرض سؤال برای اجرای صیغۀ طلاق خلع و قبول بذل - با رعایت شرایط شرعی آن -، وکالت جدید لازم نیست.
در خارج از کشور ایران، برخی زوجین شیعه غیر ایرانی، پس از فسخ ازدواج طبق قانون آنجا، به سبب عدم پشتوانه قانونی، نه مرد حاضر به طلاق شرعی همسرش می‌شود و نه نفقه، تأمین منزل یا دیگر مسئولیت‌های زوجیت را انجام می‌دهد و در عین اینکه خودش زندگی دیگری را آغاز می کند، هیچ گونه ارتباطی با زوجه مزبور ندارد.
1. در موارد مذکور، آیا اذن زوج به انجام طلاق قانونی توافقی، یا درخواست زوجه برای طلاق غیرتوافقی، پس از عدم همکاری زوج در طلاق شرعی، برای طلاق شرعی کافی است؟ یا حتما به اذن مجدد وی برای انجام طلاق شرعی نیاز است؟
2. حکم مسئله در موارد تحقق طلاق قانونی درخواست شده از سوی زوجه در دادگاه خارج از کشور چیست؟
3. در صورتی که زوج، حاضر به اعطای طلاق شرعی نشود و زوجه به محکمه اسلامی دسترسی نداشته باشد، مثلا تبعه یک کشور غیر اسلامی باشد و یا این که دسترسی، همراه با عسر و حرج باشد، تکلیف زوجیت شرعی با وجود طلاق قانونی و بی‌بهره بودن زوجه از هر گونه حقوق زوجیت و امتناع تأمین شرعی نیازها در محیط خارج، چیست؟
ج1) در هر صورت کسی که می‌خواهد صیغه طلاق شرعی را جاری کند، باید از زوج وکالت بگیرد و اذن سابق زوج برای طلاق قانونی یا درخواست او برای طلاق غیر توافقی که انجام شده است، کافی نیست.
ج2) طلاق صادر شده در محاکم غیر اسلامی که شرایط شرعی را مراعات نمی‌کنند، باطل است.
ج3) در موارد عسر و حرج راهکار شرعی را از طریق نمایندگان و رابطین بین الملل دفتر تهران پی‌گیری نمایید.
شماره تماس معاونت بین الملل دفتر تهران 7-64412296 - 021
قسم خوردن چه شرائطی دارد و با چه شرایطی محقق می شود؟ کفاره نقض قسم چه مقدار است؟
1. صیغه قسم را باید به زبان بگوید.
2. قسم به ذکر اسم خداوند متعال که مختص به اوست، مانند لفظ جلاله «اللّه» باشد و همچنین آنچه بر غیرخدا اطلاق نمی‌شود، مانند رحمان و یا ذکر اوصاف و افعال مختص به خدا که غیر او در آن با خدا شریک نمی‌باشد مانند «و مقلب القلوب و الابصار»، «و الذی نفسی بیده» و یا ذکر اوصاف و افعال مشترکی که بر خدای تعالی و بر غیر خدا اطلاق می‌شود لیکن غالباً برخدا اطلاق می‌شود به طوری که در وقت اطلاق، منصرف به خدای تعالی می‌شود، مانند ربّ و خالق و بارئ و رازق و رحیم باشد.
3. کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد.
4. اگر مورد قسم از اموال است، انسان، ممنوع از تصرف در اموالش نباشد.
5. از روی قصد و اختیار قسم بخورد.
6. کاری را که قسم می خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد؛ اگر قسم بخورد که کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.
7. احتیاط در این است که قسم خوردن فرزند و زن با اجازه پدر و شوهر باشد و اگر نسبت به غیر انجام واجبات و ترک محرمات باشد، پدر و شوهر می توانند از ادامه دادن آن منع کنند.
کفاره شکستن قسم:
اگر کسی عمداً قسم را بشکند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس بپوشاند و در صورتی ­که مقدور نباشد، سه روز، روزه بگیرد.