پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

موضوعات

پرسش و پاسخ

ارتباط با پایگاه PDF
آیا جایز است شخصی منزل مسکونی خود را به این صورت وقف کند که تا خودم زنده ام تمام اختیارش با خودم باشد و از لحظه فوت، این منزل وقف فلان موضوع باشد؟ آیا این وقف، وصیت به وقف محسوب می شود و فقط تا ثلث نافذ است؟
اگر منظور شخص، انجام وقف بعد از فوت باشد، صحیح نیست؛ اما اگر وصیت به وقف کند و وصیت هم بیش از ثلث مال نباشد یا در صورت وصیت به بیش از ثلث، با اجازه ورثه صورت گیرد، اشکال ندارد. هرچند می تواند خانه را وقف کرده و ضمن صیغه وقف، منافع خانه را تا زمانی که زنده است استثنا کند؛ در این صورت واقف می تواند تا پایان عمر از منافع خانه استفاده کند.
سیادت و احکام متفرع بر آن بر اساس شهرت و استشهاد محلی ثابت می شود یا خیر؟
اثبات سیادت فقط از راه معتبر شرعی مثل بینه و یا شیاع ممکن است و تشخیص موضوع به عهده مکلف است و تا زمانی که انسان سیادت خود را با اطمینان یا با استناد به دلیل شرعی احراز نکرده است، احکام و آثار شرعی سیادت مترتب نمی شود.
چنانچه مردی ازدواج دائم کند و بعد از ازدواج، مشخص شود در زمان انعقاد عقد نکاح، غیر رشید و سفیه بوده است، از آن جا که ایشان عاقل، بالغ و قاصد بوده، اما توانایی امور مالی خود را نداشته است، اصل ازدواج و نکاح او چه حکمی دارد؟
آیا سفه فقط ناظر به تبعات مالی عقد ازدواج از جمله مهریه است یا شامل خود عقد نکاح هم می‎شود؟
ج1) اگر معلوم شود که زوج سفیه بوده و بدون ‎اذن ولیّ ازدواج کرده، صحت ازدواج او متوقف بر اجازه است؛ پس اگر ولیّ مصلحت ببیند و اجازه دهد، جایز ‎است و به اعادۀ صیغه نیازی نیست.
ج2) در ازدواج، اگر زوج سفیه باشد، علاوه بر مهریه، تعیین زوجه نیز بر عهدۀ ولیّ او است؛ بنا بر این سفه در فرض سؤال، تنها ناظر به تبعات مالی نیست.
بعضی از روزهای هفته فقط جهت سرکشی از کارخانه سنگبری (که به صورت شراکتی داریم) خارج از تهران رفت و آمد می کنم. نماز و روزه چه حکمی دارد؟
اگر رفت و آمد شما، در کمتر از ده روز و به اندازۀ مسافت شرعی* در طول سال ادامه داشته باشد، و یا اینکه تا محل مذکور کمتر از مسافت شرعی باشد نماز در این سفرها تمام و روزه صحیح است.
............................
*مسافت شرعی یعنی چهل و یک کیلومتر، هر چند به صورت رفت و برگشت، آنهم اگر مسیر رفت آن از بیست و نیم کیلومتر کمتر نباشد.
1. برخی از مدیران مؤسسات و شخصیت‌های حقوقی که از کمک خیّرین و بودجه‌های دولتی بهره‌مند بوده‌اند، اموال مؤسسه را وقف می‌کنند و در وقفنامه، خود یا شخصی را به عنوان متولی تعیین می‌کنند. از آن جا که برای وقف، واقف باید مالک باشد و مدیران مؤسسات، مالک نیستند؛ آیا می‌توان اموال و املاک مؤسسه را وقف کرد؟
2. در صورتی که بتوان وقف کرد، متولی آن چگونه باید انتخاب شود؟
ج1) این امر تابع حدود اختیارات قانونی و خصوصیت اموال است. بنابر این اگر از اموالی باشد که از نظر قانونی حق دارند آن ها را به مصالح عمومی از قبیل درمانگاه یا بیمارستان یا مسجد و یا امور دیگر اختصاص بدهند، در این صورت اشکال ندارد؛ ولی اگر از اموالی باشد که مصرف خاصی برای آن ها تعیین شده باشد، قابل وقف نیستند.
ج2) در هنگام خواندن صیغه وقف می تواند خود یا شخص دیگری را متولی قرار دهد.
اگر زن و مرد در مورد مدت صیغه موقت اختلاف داشته باشند، مثلاً زن می‌گوید: مدت عقد، آخر اسفند به پایان می‌رسد و مرد می‌گوید تا پانزده فروردین ادامه دارد، قول کدام یک مقدّم است؟
در فرض سؤال اگر مرد شاهد نداشته باشد، قول زن با قسم ثابت می شود.
با شخصی صیغه موقت انجام دادم و آن آقا بیماری جنسی تبخال تناسلی داشته است که به گفته خودش اطلاع نداشته است و الآن من هم آلوده‌ام. آیا می‌توانم به خاطر این بیماری، مدت باقی مانده را فسخ کنم؟
مورد مذکور، از موارد فسخ عقد ازدواج نیست.
نصف مسجد از قبل وقف حسینیه شده است. اغلب نمازگزاران جهت درک ثواب مسجد تمایل دارند در مسجد نماز جماعت اقامه کنند که با کمبود جا مواجه هستیم. آیا می توان صیغه وقف را تغییر داد؟
اگر وقف به صورت صحیح انجام شده است، امکان تغییر آن وجود ندارد.
اگر در طلاق خلعی زن حق رجوع به بذل را از خود ساقط کند و سپس پشیمان شود و در زمان عده رجوع به بذل کند که به تبع آن شوهر رجوع کند، آیا صحیح است؟ در صورت عدم صحت، آیا باید مجدداً صیغه عقد خوانده شود؟
در فرض سؤال، حق رجوع به بذل، ساقط نمی شود و زن می تواند رجوع به بذل کند.
1. حد تمکین چیست؟
2. آیا زن می تواند با انصراف از نفقه زوج، عدم تمکین داشته باشد؟
3. آیا خروج از تمکین صرفاً موجب محروم شدن از نفقه و ارتکاب معصیت است یا استحقاق تعزیر هم دارد؟
ج1) به طور کلی اطاعت زن از شوهر، در برابر استمتاعات متعارف درخواست شده از جانب شوهر، بدون عذر شرعی و نیز در خروج از منزل بدون عذر شرعی لازم است.
ج2و3) به طور کلی تمکین نکردن در برابر استمتاعات متعارف درخواست شده از جانب شوهر، بدون عذر شرعی، جایز نیست و اگر بدون عذر شرعی تمکین نکند زن ناشزه محسوب می شود و حق نفقه ندارد؛ ضمناً انصراف از نفقه مجوّز عدم تمکین نیست و تعزیر ندارد.
چنانچه در عقد موقت، مرد برای خواندن صیغه، وکیل شده، ولی میزان مهریه را به همسر خود اطلاع ندهد و بگوید مقداری تعیین کردم و در کل دوران عقد نیز این میزان را اطلاع ندهد، صحت عقد چگونه است؟
اگر زن، مرد را در تعیین مهریه وکیل کرده و مرد هنگام خواندن عقد موقت، مهریه را تعیین کرده باشد، عقد صحیح است.
1. آیا شاهدان طلاق باید بدانند که برای چه امری در مقام شاهد هستند؟ آیا باید به متن صیغه طلاق که عربی است، علم داشته باشند و متن آن را بفهمند؟
2. اگر بعد از طلاق، معلوم شود که شاهدان یا یکی از آن‌ها عادل نبوده، طلاق چه حکمی دارد؟
ج1) در فرض سؤال، که شخص نمی‌داند شاهد چه چیزی است و فقط الفاظی که معانی آن را هم نمی داند به گوش او می‌خورد، شهادت محقق نشده و طلاق صحیح نیست.
ج2) کسی که اطلاع پیدا می‌کند، شهود در هنگام اجرای طلاق عادل نبوده‌اند، بنا بر احتیاط واجب نمی‌تواند آثار طلاق صحیح را بر این طلاق مترتب کند.
در شهر ما مسجدی بازسازی و توسعه یافته ولی در بخش توسعه یافته صیغه مسجد جاری نشده است. برای برگزاری مراسم معنوی اعتکاف آیا در بخش هایی که به عنوان حسینیه به مسجد اضافه شده نیز می توان به قصد رجاء معتکف شد؟
اعتکاف در حسینیه، صحیح نیست.
شخصی به عنوان مسئول تدارکات اعتکاف انتخاب شده است؛ آیا می‌تواند برای مدت کوتاهی در صورت نیاز، به خارج مسجد برود در حالی که منظور از "خارج مسجد" قسمتی در درون مسجد است که صیغه مسجد بر آن جاری نشده است؟ آیا این مسئولیت برای او ضرورتی به وجود می‌آورد؟
صرف مسئول تدارکات بودن، مجوز خروج از مسجد در حال اعتکاف نمی باشد.
البته باید بدانید، خارج شدن از محل اعتکاف در مواردی که عقلاً یا شرعاً، لازم است یا ضرورت عرفیه دارد، خواه متعلّق به امور دنیا باشد یا آخرت، اشکال ندارد؛ ولی باید از تأخیرهای بی‌مورد، مانند نشستن یا استراحت زیر سایه و مانند آن اجتناب کند و بیش از مقدار ضرورت، بیرون از مسجد نماند و اگر بیرون بودن از مسجد به قدری طول بکشد که صورت اعتکاف به هم بخورد، اعتکاف باطل می‌شود.
در رساله آمده است باید سر حیوان را از زیر برآمدگی گلو ببرند، حال اگر از وسط برآمدگی، ذبح انجام شود چه حکمی دارد؟
از شرایط ذبح شرعی آن است که چهار رگ بریده شود و این شرط تنها با بریدن سر حیوان از زیر برآمدگی حلقوم محقق می شود؛ حتی باید مقداری از چهار رگ در طرف سر حیوان واقع شود تا ذبح شرعی احراز شود.