همه
احکام بانوان
احکام سفر
احکام محتضر و اموات
احکام پزشکی
ازدواج و زناشویی
اعتکاف
اماکن مذهبی
امر به معروف و نهی از منکر
اموال پیدا شده و مجهول المالک، مظالم
تکلیف و تقلید
جهاد و دفاع
حج و عمره
حقوق
خمس
خوردنی ها و آشامیدنیها
روزه
زکات
شکار و ذبح حیوانات
صدقات و تبرعات
طلاق و عده
طهارت و نجاست
غصب
قوانین و مقررات و اموال بیت المال
مسائل فرهنگی و اجتماعی
مسائل قضایی
معاملات و شغلها
نذر، قسم و عهد
نماز
نگاه، پوشش و معاشرت
ورزش، مسابقات و تفریحات
وصیت و ارث
وضو، غسل و تیمم
وقف، مساجد و قبرستان
ولایت فقیه
گناهان
موضوعات
پرسش و پاسخ
ارتباط با پایگاه PDFاینجانب مشغول نوشتن مباحث تاریخی و زندگی نامه اشخاص هستم در لابلای کتب تاریخی به مواردی از تخلفات افراد حقیقی برخورد می نمایم که در زمان خودشان آشکار بوده است و در کتب آن زمان و یا در خاطرات شفاهی دیگران موجود است. آیا ثبت این وقایع برای آیندگان (با توجه به آشکار بودن آن تخلفات در زمان خود) اشکال شرعی و شبهه غیبت و ایذاء را دارد؟
موارد مختلف است؛ چنانچه شخص ابایی از این که مردم تخلف او را ببینند و آگاه شوند نداشته و یا شخص، اسباب رواج فساد در عقیده یا عمل در جامعه را فراهم کرده است و با بیان تخلفات او جلوی ترویج فساد گرفته می شود، اشکال ندارد.
در شرکتی فعالیت میکنم، که در قالب عقود شرعی، ماهانه مبلغی سود، پرداخت میکند. یکی از دوستانم میخواهد وارد این شرکت شود ولی ریسک نمیکند و میترسد. از این رو به بنده پیشنهاد داده است که اصل سرمایه او را ضمانت کنم و به او چک بدهم و در عوض او نیز بیست درصد سود ماهانه خود را به من بدهد:
1. اگر تضمین در خود قرارداد، ذکر شود، چه حکمی دارد؟
2. اگر تضمین در ضمن عقد خارج لازم، شرط شود، چه حکمی دارد؟
1. اگر تضمین در خود قرارداد، ذکر شود، چه حکمی دارد؟
2. اگر تضمین در ضمن عقد خارج لازم، شرط شود، چه حکمی دارد؟
1و2) اگر تضمین در قالب عقد صلح باشد، اشکال ندارد.
پدر بزرگ بنده مالک یک باب خانه مسکونی روستایی و یک باب خانه مسکونی شهری و یک باغ انار بود، قبل از مرگ وصیت کرده بود که خانه مسکونی روستایی برای فلان نوه پسری (بنده) و خانه مسکونی شهری برای فلان نوه پسری (برادر بنده) باشد و باغ انار بر اساس احکام شرعی ارث بین وراث تقسیم گردد؛ بر اساس توافق و احکام شرعی ارث خانه مسکونی شهری و باغ انار بین وراث تقسیم و تنها خانه مسکونی روستایی در تصرف نوادگان پسری باقی ماند. حال بعد از گذشت 25 سال از فوت پدر، تعدادی از وراث، ادعا میکنند خانه مسکونی مذکور نیز باید بین وراث تقسیم شود و عمل به وصیت را با این که قبول دارند چنین وصیتی شده، مجاز ندانسته و آن را اجحاف در حق خود میپندارند و درخواست صرف نظر از وصیت داشته و خواهان تقسیم ملک مذکور بین وراث هستند، تکلیف چیست؟
اگر در زمان حیات میت و یا بعد فوت او وصیت مذکور را قبول کرده باشند، باید طبق وصیت عمل کنند ولی اگر آن وصیت را قبول نکرده باشند به مقدار ثلث میت وصیت او نافذ است و باقی اموال باید طبق قانون ارث بین وراث تقسیم گردد.
اینجانب از معامله ملکی بین دامادمان و پدرم مطلع شدم و شاهد انجام آن بودم. در حال حاضر بین خواهرم و همسرش اختلافاتی عارض شده و پدرم و خواهرم کلاً معامله را کتمان می کنند؛ از طرف دیگر دامادمان بابت دریافت ملک خریداری شده شاهدی ندارد. مسئولیت شرعی من چیست؟ اگر از من به عنوان شاهد دعوت کند آیا میتوانم نپذیرم یا باید علیه خواهرم و پدرم شهادت بدهم؟
اگر رسیدن حق به صاحب حق متوقف بر این است که شما شهادت بدهید، واجب است به آنچه که حق است شهادت بدهید، هر چند به ضرر نزدیکانتان باشد.
در آشپزخانه مسجد محله ما در ایام شهادت و ولادت ائمه (ع) غذای نذری پخته میشود و بین عزاداران داخل مسجد توزیع میشود. مواد غذایی این نذورات توسط مردم و نمازگزاران و یا قدیمیهای مسجد و محله تهیه میشود. در صورتی که غذای پخته شده مازاد افراد داخل مسجد باشد آیا توزیع این غذاها بین همسایهها و یا افراد نیازمند و فقرا خارج از مسجد ایراد شرعی دارد؟
در صورتی که مخالف با نظر اهدا کنندگان پول نباشد، اشکال ندارد.
1. آیا در عقد صلح هم مثل سایر عقود، منجز بودن شرط است یا می تواند معلق باشد؟
2. در تحریرالوسیله ذکر شده که در عقد صلح، جهل به مقدار مال مورد صلح، موجب بطلان نمی شود. آیا اگر صرفاً اصل صلح منعقد شود، اما تصمیم گیری درباره میزان مالی که باید مبادله شود و اینکه کدام طرف بدهکار و کدام طرف بستانکار است، منوط به تسویه حساب در چند روز آینده باشد، این عقد صحیح و شرعی است؟
2. در تحریرالوسیله ذکر شده که در عقد صلح، جهل به مقدار مال مورد صلح، موجب بطلان نمی شود. آیا اگر صرفاً اصل صلح منعقد شود، اما تصمیم گیری درباره میزان مالی که باید مبادله شود و اینکه کدام طرف بدهکار و کدام طرف بستانکار است، منوط به تسویه حساب در چند روز آینده باشد، این عقد صحیح و شرعی است؟
ج1) اگر در انشاء جازم باشد، تعلیق، ضرری به صحت عقد، نمی زند.
ج2) صحیح نیست.
ج2) صحیح نیست.
ما در یک ساختمان ۵۶ واحدی ساکن هستیم که هیأت مدیرۀ ساختمان ما برای پرداخت هزینۀ شارژ ساختمان، زمانبندی تعیین کرده است؛ یعنی هر کس که بین بیست و پنجم ماه تا پنجم ماه بعد شارژ را پرداخت کند، هزینۀ ثابتی را میپردازد، ولی اگر بعد از این تاریخ پرداخت کند، مبلغی را بر اساس روزهای تأخیر شده، به این شارژ ثابت اضافه میکنند. آیا این پرداختهای اضافه که به صورت روز شمار محاسبه میشود، از نظر شرعی مجاز است؟
اگر در قرارداد، اعضاء، متعهد شوند مبلغ شارژ را در تاریخ معینی بپردازند و در صورت تخلف، ملتزم به پرداخت وجه معینی شوند، اشکال ندارد.
قسم خوردن چه شرائطی دارد و با چه شرایطی محقق می شود؟ کفاره نقض قسم چه مقدار است؟
1. صیغه قسم را باید به زبان بگوید.
2. قسم به ذکر اسم خداوند متعال که مختص به اوست، مانند لفظ جلاله «اللّه» باشد و همچنین آنچه بر غیرخدا اطلاق نمیشود، مانند رحمان و یا ذکر اوصاف و افعال مختص به خدا که غیر او در آن با خدا شریک نمیباشد مانند «و مقلب القلوب و الابصار»، «و الذی نفسی بیده» و یا ذکر اوصاف و افعال مشترکی که بر خدای تعالی و بر غیر خدا اطلاق میشود لیکن غالباً برخدا اطلاق میشود به طوری که در وقت اطلاق، منصرف به خدای تعالی میشود، مانند ربّ و خالق و بارئ و رازق و رحیم باشد.
3. کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد.
4. اگر مورد قسم از اموال است، انسان، ممنوع از تصرف در اموالش نباشد.
5. از روی قصد و اختیار قسم بخورد.
6. کاری را که قسم می خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد؛ اگر قسم بخورد که کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.
7. احتیاط در این است که قسم خوردن فرزند و زن با اجازه پدر و شوهر باشد و اگر نسبت به غیر انجام واجبات و ترک محرمات باشد، پدر و شوهر می توانند از ادامه دادن آن منع کنند.
کفاره شکستن قسم:
اگر کسی عمداً قسم را بشکند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس بپوشاند و در صورتی که مقدور نباشد، سه روز، روزه بگیرد.
2. قسم به ذکر اسم خداوند متعال که مختص به اوست، مانند لفظ جلاله «اللّه» باشد و همچنین آنچه بر غیرخدا اطلاق نمیشود، مانند رحمان و یا ذکر اوصاف و افعال مختص به خدا که غیر او در آن با خدا شریک نمیباشد مانند «و مقلب القلوب و الابصار»، «و الذی نفسی بیده» و یا ذکر اوصاف و افعال مشترکی که بر خدای تعالی و بر غیر خدا اطلاق میشود لیکن غالباً برخدا اطلاق میشود به طوری که در وقت اطلاق، منصرف به خدای تعالی میشود، مانند ربّ و خالق و بارئ و رازق و رحیم باشد.
3. کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد.
4. اگر مورد قسم از اموال است، انسان، ممنوع از تصرف در اموالش نباشد.
5. از روی قصد و اختیار قسم بخورد.
6. کاری را که قسم می خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد؛ اگر قسم بخورد که کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.
7. احتیاط در این است که قسم خوردن فرزند و زن با اجازه پدر و شوهر باشد و اگر نسبت به غیر انجام واجبات و ترک محرمات باشد، پدر و شوهر می توانند از ادامه دادن آن منع کنند.
کفاره شکستن قسم:
اگر کسی عمداً قسم را بشکند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس بپوشاند و در صورتی که مقدور نباشد، سه روز، روزه بگیرد.
در حین نماز جماعت برخی از افراد که دیر به نماز می رسند، برای این که پیش نماز در رکوع صبر کند تا آنها به جماعت برسند با صدای بلند اذکاری نظیر یا الله، ان الله مع الصابرین و ... را میگویند. با توجه به این که این اذکار در حین برقراری نماز جماعت با صدای بلند گفته میشود و احتمال دارد حواس نمازگزاران را پرت کند. آیا از لحاظ شرعی این کار درست است؟ وظیفه پیش نماز در این مواقع چیست؟ آیا باید اعتنا نکند یا این که صبر کند؟
گفتن این اذکار اشکالی ندارد و اگر امام جماعت در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و می خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر معمول طول دهد و سپس برخیزد؛ اگرچه بفهمد کس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.
اینجانب خودرویی را از دوست و همکار خود به مبلغ پنجاه میلیون تومان خریدم و پس از حدود دو هفته و مراجعه به مکانیک، مشخص شد که موتور خودرو، ایراد اساسی داشته و بیش از ده میلیون تومان خرج دارد. حال با توجه به این که در قرارداد تنظیمی پیش از سند رسمی، ذکر شده است که خودرو صحیح و سالم بوده و حق فسخ خریدار محفوظ است، آیا پس از این مدت و انتقال رسمی، شرعاً مجاز به فسخ هستم؟ تکلیف شرعی فروشنده چیست؟
در فرض سؤال اگر شما تغییری در خودرو ندادهاید، بلکه فقط استفاده کردهاید، مخیّر هستید بین فسخ و ارش (تفاوت قیمت صحیح و معیوب)؛ اما اگر در آن تغییر و تحوّلی ایجاد کردهاید، حق فسخ ندارید، بلکه فقط حق ارش دارید.
بنده برای گرفتن وام، پولی به ارزش ۵۰ میلیون تومان به بانک قرض الحسنه دادم و با بنده شرط شده که بعد از چند ماه می توانم دو برابر پولم یعنی ۱۰۰ میلیون با سود ۴ درصد وام بگیرم و شرط شده حق برداشت اون ۵۰ میلیون رو تا اتمام قسط وام نخواهم داشت و از ضامن بنده هم برای اطمینان یک چک سفید دریافت کرده اند. آیا این کار از نظر شرعی درسته؟
اگر مسدود شدن مبلغ یاد شده از شرایط مذکور در قرارداد قرض باشد، جایز نیست.
اینجانب برای خرید خودرو از صندوق اداره مبلغ پنجاه میلیون تومان وام درخواست نموده ام، صندوق، پرداخت مبلغ مذکور را مشروط به باز نمودن حساب با موجودی مبلغ ده میلیون تومان اعلام داشته؛ ضمن اینکه این مبلغ تا پایان پرداخت اقساط وام (48 ماه) قابل برداشت نبوده و هیچ سودی هم در قبال این مبلغ به دریافت کننده وام پرداخت نخواهد شد. وجه شرعی این امر چگونه است؟
اگر پرداخت وام در قرارداد وام مشروط به سپردن مبلغی به صندوق باشد چنین قراردادی ربوی و حرام است؛ ولی اصل قرض صحیح و پول قرضی حلال است و چنانچه از باب تخصیص اعطای وام به کسانی باشد که در صندوق سپرده دارند، اشکال ندارد.
اینجانب مالک یک سوله کارگاهی هستم. یک نفر متقاضی اجاره ملک این جانب برای صنایع بافندگی می باشد. از آن جا که صنعت بافندگی نیاز به استقرار و عدم جابجایی دستگاه ها دارد، ایشان می خواهد ملک اینجانب را برای مدت پنج سال اجاره کند و در مورد مبلغ اجاره نیز پیشنهاد کرده که پس از پایان هر سال با افزایش مبلغی به اجاره سال اول مثلاً بیست درصد، اجاره سال جدید را پرداخت کند. آیا چنین اجاره ای از نظر شرعی صحیح است یا خیر؟
در صورتی که در ابتدای عقد اجاره، مبلغ آن برای هر سال و مدت اجاره، دقیقاً مشخص باشد، اجاره مذکور اشکالی ندارد.
اگر شخصی محل کارش تا وطنش حدود ۲۵ کیلومتر فاصله دارد و هر روز به خاطر شغلش این مسافت را طی می کند و طبق وظیفه ی شرعی اش عمل می کند و نماز و روزه اش را کامل می خواند؛ حال اگر روزی قصد دارد علاوه بر این که به محل کارش می رود، برای عیادت مریض یا رفتن به مراسمی به جایی که با محل کارش ۶ کیلومتر دیگر فاصله دارد برود.
حال تکلیف نماز و روزه اش در آن محل که چند ساعتی در آنجا می ماند، چه می شود؟
حال تکلیف نماز و روزه اش در آن محل که چند ساعتی در آنجا می ماند، چه می شود؟
کسی که به خاطر شغل، سفر کند و در ضمن آن یا بعد از آن، بدون اینکه سفر جدیدی انجام شود کارهای غیر شغلی از قبیل عیادت مریض دیدن اقوام و... را هم انجام میدهد و گاهی یک یا چند شب هم در آن جا میماند، در این مدت حکم سفر شغلی او تغییر نمی کند و نمازش تمام است.
1. در طب سنتی با غضروف ماهی مرکب (کف دریا)، نوعی کِرِم ساخته میشود؛ استفاده از کِرِمی که حاوی غضروف حیوان حرام گوشت است، چه حکمی دارد؟
2. پودری که برای دندان از این ماده تهیه میشود، چه حکمی دارد؟
2. پودری که برای دندان از این ماده تهیه میشود، چه حکمی دارد؟
ج1) حیوانی که خون جهنده ندارد هر چند حرام گوشت باشد و تذکیه شرعی نشده باشد، نجس نیست؛ ولی نماز با آن باطل است. پس اگر میدانید در کرِم، اجزایی از آن حیوانات وجود دارد، برای نماز باید بر طرف شود و چنانچه جذب بدن شده و چیزی از آن باقی نمانده باشد، نماز اشکال ندارد و شستن محل آن لازم نیست.
ج2) اگر خورده نشود، اشکال ندارد. اما اگر خوردنی باشد در صورتی که در فرایند تولید دارو، اجزای ماهی، استحاله* یا مستهلک** شود یا معالجه بیمار، منحصر در استفاده از آن باشد، اشکال ندارد.
-------------------------------------------------------------
* استحاله: دگرگونی چیزی به صورتی که به حقیقت دیگری تبدیل شود، مانند چوبی که خاکستر شود یا سگی که در نمکزار به نمک تبدیل شود.
** مستهلک شدن: مخلوط شدن ماده ای با ماده دیگر به گونه ای که در نظر عرف (نه با دقت عقلی)، اجزاء ماده از بین برود، مانند شکری که در آب حل شود.
ج2) اگر خورده نشود، اشکال ندارد. اما اگر خوردنی باشد در صورتی که در فرایند تولید دارو، اجزای ماهی، استحاله* یا مستهلک** شود یا معالجه بیمار، منحصر در استفاده از آن باشد، اشکال ندارد.
-------------------------------------------------------------
* استحاله: دگرگونی چیزی به صورتی که به حقیقت دیگری تبدیل شود، مانند چوبی که خاکستر شود یا سگی که در نمکزار به نمک تبدیل شود.
** مستهلک شدن: مخلوط شدن ماده ای با ماده دیگر به گونه ای که در نظر عرف (نه با دقت عقلی)، اجزاء ماده از بین برود، مانند شکری که در آب حل شود.
