همه
احکام بانوان
احکام سفر
احکام محتضر و اموات
احکام پزشکی
ازدواج و زناشویی
اعتکاف
اماکن مذهبی
امر به معروف و نهی از منکر
اموال پیدا شده و مجهول المالک، مظالم
تکلیف و تقلید
جهاد و دفاع
حج و عمره
حقوق
خمس
خوردنی ها و آشامیدنیها
روزه
زکات
شکار و ذبح حیوانات
صدقات و تبرعات
طلاق و عده
طهارت و نجاست
غصب
قوانین و مقررات و اموال بیت المال
مسائل فرهنگی و اجتماعی
مسائل قضایی
معاملات و شغلها
نذر، قسم و عهد
نماز
نگاه، پوشش و معاشرت
ورزش، مسابقات و تفریحات
وصیت و ارث
وضو، غسل و تیمم
وقف، مساجد و قبرستان
ولایت فقیه
گناهان
موضوعات
پرسش و پاسخ
ارتباط با پایگاه PDF EPUBحدود سه سال پیش با خانمی ازدواج کردم که پسری یازده ساله داشت (الآن حدود چهارده سال دارد)؛ آن زمان ازدواجمان را از پسرش مخفی نگه داشتیم. سرپرستی این پسر بر عهده مادرش است و خانه مسکونی آن ها به نام پسر است.
سؤال بنده این است که رفت و آمد بنده به این خانه و وضو و غسل و نماز در آن چه حکمی دارد؟ همچنین حکم غسل و نمازهای قبلی بنده که در این خانه انجام داده ام، چیست؟
سؤال بنده این است که رفت و آمد بنده به این خانه و وضو و غسل و نماز در آن چه حکمی دارد؟ همچنین حکم غسل و نمازهای قبلی بنده که در این خانه انجام داده ام، چیست؟
در فرض سؤال اگر خانه شرعاً مِلک پسر است، مثل این که به وی ارث رسیده، چنان چه پسر بالغ و عاقل است، باید با اجازۀ خود او باشد و إلّا تصرف جایز نیست. اما در صورتی که بالغ نشده، تصرف در اموال او باید با اجازۀ ولیّ (پدر یا جدّ پدری) بچه باشد. و اگر هر دو فوت شده اند، اختیار با قیّم شرعی است که توسط پدر یا جدّ پدری یا حاکم شرع معیّن می شود.
در هر صورت چنان چه مادر قیّم شرعی او باشد، باید کلیه تصرفات در مال صغیر، با اذن او و رعایت مصلحت بچه باشد (مثلاً اجاره استفاده از منزل برای بچه کنار گذاشته شود یا ...) که در این صورت عبادات قبلی هم صحیح است.
در هر صورت چنان چه مادر قیّم شرعی او باشد، باید کلیه تصرفات در مال صغیر، با اذن او و رعایت مصلحت بچه باشد (مثلاً اجاره استفاده از منزل برای بچه کنار گذاشته شود یا ...) که در این صورت عبادات قبلی هم صحیح است.
بنده از ابتدای ماه رمضان تا انتهای آن در منزل پدربزرگم بودم، اما قبل از غروب شب عید فطر، از منزل خارج شدم، نماز را در مسجد خواندم، شام را میهمان پدرم بودم و آخر شب به منزل پدربزرگم برگشتم. لطفاً به طور واضح و روشن بفرمایید فطریه بنده بر عهده چه کسی است؟ آیا نانخور کسی محسوب میشوم یا این که خودم باید فطریه را بدهم؟
اگر بعد از برگشت به خانه پدر بزرگ، مدتی هم آنجا بودید به نحوی که معلوم بوده رفتن به خانه پدر موقتی و موردی بوده، زکات فطره شما به عهده پدر بزرگ است، در غیر این صورت به عهده خود شما است.
1- صحن و حیاط مسجد جزء مسجد نیست؛ آیا می توانیم فرش مسجد را برای نماز و مراسم به صحن مسجد منتقل کنیم؟ انتقال فرش مسجد به حسینیه چطور؟
2- برای مراسم اهل بیت و نیمه شعبان گاهی اوقات صندلیهای مسجد را به کوچه جنب مسجد منتقل میکنند؛ آیا این کار جایز است؟ (صندلی ها مال مسجد است نه وقف مسجد)
2- برای مراسم اهل بیت و نیمه شعبان گاهی اوقات صندلیهای مسجد را به کوچه جنب مسجد منتقل میکنند؛ آیا این کار جایز است؟ (صندلی ها مال مسجد است نه وقف مسجد)
ج1و2) امول مذکور تابع کیفیت وقف و قصد اهدا کنندگان است؛ اگر برای استفاده در مراسم مربوط به مسجد وقف یا اهدا شده است، در صورتی که مراسم مربوط به مسجد باشد، اشکال ندارد؛ اما اگر برای خصوص استفاده در شبستان مسجد وقف یا اهدا شده باشد، استفاده در بیرون از مسجد جایز نیست.
در زمان مجردی در خانواده پدری ام، تابستان هر سال، بعد از تعطیلی مدارس، از خرداد تا شهریور به مدت تقریباً چهار ماه به روستایمان، نه برای تفریح و مسافرت، بلکه برای زندگی میرفتیم و در آنجا سکونت داشتیم. این موضوع از زمان طفولیت تا چندین سال ادامه داشت به گونه ای که در عرف، ما اهل آن روستا بودیم و هستیم؛ الآن هم که ازدواج کردهام به آنجا تردد داریم و قصد داریم در آنجا خانه بسازیم. آیا آنجا وطنم محسوب میشود؟ حکم نماز و روزه بنده چیست؟
اگر قصد دارید برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه (مانند تابستان و ایام تعطیل) در آنجا زندگی کنید، و وسائل زندگی مانند خانه و امثال آن را فراهم کرده اید، آنجا از نظر عرف، وطن دوم شما محسوب می شود؛ لذا تا از آنجا اعراض* نکنید، حکم وطن برای شما باقی است.
------------------
*اعراض یعنی خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت برای سکونت.
------------------
*اعراض یعنی خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت برای سکونت.
1. آیا اعتکاف در مسجد اهل سنت با دوست سُنی مذهب صحیح است؟
2. آیا دو روز اعتکاف کردن مشکلی ندارد و دو روز چطور کامل می شود؟
2. آیا دو روز اعتکاف کردن مشکلی ندارد و دو روز چطور کامل می شود؟
ج1) اعتکاف در مساجد دیگر غیر از مساجد جامع و مساجد چهارگانه ـ مسجد الحرام مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) مسجد کوفه و مسجد بصره ـ که در آن نماز جماعت برپا می شود و دارای امام عادلی است به قصد رجاء مطلوبیت (به امید اینکه مطلوب خداوند واقع شود) مانعی ندارد.
ج2) اعتکاف نباید کمتر از سه روز پی در پی باشد؛ البته در اعتکاف مستحب رها کردن آن قبل از پایان روز دوم جایز است؛ ولی اگر دو روز بماند، ماندن روز سوم واجب می شود و قطع آن در روز سوم مطلقاً جایز نیست و اگر قطع کرد باید مجدد آن را بجا آورد. روز دوم اعتکاف با اذان مغربِ روز دوم، کامل می شود.
ج2) اعتکاف نباید کمتر از سه روز پی در پی باشد؛ البته در اعتکاف مستحب رها کردن آن قبل از پایان روز دوم جایز است؛ ولی اگر دو روز بماند، ماندن روز سوم واجب می شود و قطع آن در روز سوم مطلقاً جایز نیست و اگر قطع کرد باید مجدد آن را بجا آورد. روز دوم اعتکاف با اذان مغربِ روز دوم، کامل می شود.
قبل از طواف عمره مفرده، دمل چرکی در پا مشاهده کردم، که در مسیر مدینه به مکه ترکید؛ به محض ورود به مکه لباس را عوض کرده و آن را آب کشیدم و برای اینکه کاملا خوب شود، دیرتر برای طواف رفتم، قبل از آب کشیدن هیج خون و چرکی نبود، بعد از نماز طواف وقتی وارسی کردم، روی دستمال مقداری خونابه بود، بعد سعی را انجام دادم و از احرام خارج شدم، تکلیف چیست؟ آیا باید طواف را دوباره انجام دهم؟
عمره شما صحیح و تکرار طواف هم لازم نیست.
دختری مجرّد و پزشک هستم. امسال درخواست دادم به عنوان پزشک کاروان در سفر حج حاضر شوم که درخواست بنده مورد قبول واقع شده؛ ولی پدرم به خاطر ناامنی و مشکلات به وجود آمده، اجازه نمیدهد. حال سؤال من این است که:
1. آیا اجازۀ پدر لازم است؟ با توجه به این که پزشک هستم و ممکن است مستطیع باشم و حج بر من واجب باشد.
2. اگر به حج بروم، آیا باید نماز را کامل بخوانم؟
1. آیا اجازۀ پدر لازم است؟ با توجه به این که پزشک هستم و ممکن است مستطیع باشم و حج بر من واجب باشد.
2. اگر به حج بروم، آیا باید نماز را کامل بخوانم؟
اگر مستطیع هستید، در صحت حَجّ شخص مستطیع، اذن والدین شرط نیست و سفر هم سفر معصیت محسوب نمیشود. اما اگر مستطیع نیستید اگرچه اطاعت از والدین در این گونه موارد واجب نیست؛ ولی اذیت نمودن آن ها با کارهایی همچون اظهار انزجار و راندن و طرد کردن آن ها هم جایز نیست.
در ضمن توجه داشته باشید، کسی که برای خدمت در راه حج، در برابر اجرتی که با آن مستطیع میشود، اجیر شود، بعد از پذیرش اجاره، حج بر او واجب می شود به شرط آن که انجام مناسک حج، مزاحم با خدماتی که برای آن اجیر شده، نباشد وگر نه با چنین اجرتی مستطیع نمیشود. همچنین قبول کار در ازای اجرت، بر او واجب نیست.
در ضمن توجه داشته باشید، کسی که برای خدمت در راه حج، در برابر اجرتی که با آن مستطیع میشود، اجیر شود، بعد از پذیرش اجاره، حج بر او واجب می شود به شرط آن که انجام مناسک حج، مزاحم با خدماتی که برای آن اجیر شده، نباشد وگر نه با چنین اجرتی مستطیع نمیشود. همچنین قبول کار در ازای اجرت، بر او واجب نیست.
بنده دانشجوی دوره کارشناسی ارشد هستم که در طول دو سال تحصیل خودم، اغلب اوقات (مگر در موارد استثنایی) با نیت ده روز بیشتر در محل تحصیل می مانم و نماز را کامل می خوانم. اگر به ندرت کمتر از ده روز در محل تحصیل بمانم نمازم شکسته خواهد بود یا کامل؟ (برای مثال بنده برای زیارت عازم قم می شوم و بعد از برگشت به محل تحصیل بعد از سه روز به وطن خود باز می گردم.)
اگر در وضعیت مذکور، در تهران عرفاً به شما مسافر گفته نمی شود، بدون نیت قصد اقامت، نمازتان تمام است.
قسم خوردن چه شرائطی دارد و با چه شرایطی محقق می شود؟ کفاره نقض قسم چه مقدار است؟
1. صیغه قسم را باید به زبان بگوید.
2. قسم به ذکر اسم خداوند متعال که مختص به اوست، مانند لفظ جلاله «اللّه» باشد و همچنین آنچه بر غیرخدا اطلاق نمیشود، مانند رحمان و یا ذکر اوصاف و افعال مختص به خدا که غیر او در آن با خدا شریک نمیباشد مانند «و مقلب القلوب و الابصار»، «و الذی نفسی بیده» و یا ذکر اوصاف و افعال مشترکی که بر خدای تعالی و بر غیر خدا اطلاق میشود لیکن غالباً برخدا اطلاق میشود به طوری که در وقت اطلاق، منصرف به خدای تعالی میشود، مانند ربّ و خالق و بارئ و رازق و رحیم باشد.
3. کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد.
4. اگر مورد قسم از اموال است، انسان، ممنوع از تصرف در اموالش نباشد.
5. از روی قصد و اختیار قسم بخورد.
6. کاری را که قسم می خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد؛ اگر قسم بخورد که کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.
7. احتیاط در این است که قسم خوردن فرزند و زن با اجازه پدر و شوهر باشد و اگر نسبت به غیر انجام واجبات و ترک محرمات باشد، پدر و شوهر می توانند از ادامه دادن آن منع کنند.
کفاره شکستن قسم:
اگر کسی عمداً قسم را بشکند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس بپوشاند و در صورتی که مقدور نباشد، سه روز، روزه بگیرد.
2. قسم به ذکر اسم خداوند متعال که مختص به اوست، مانند لفظ جلاله «اللّه» باشد و همچنین آنچه بر غیرخدا اطلاق نمیشود، مانند رحمان و یا ذکر اوصاف و افعال مختص به خدا که غیر او در آن با خدا شریک نمیباشد مانند «و مقلب القلوب و الابصار»، «و الذی نفسی بیده» و یا ذکر اوصاف و افعال مشترکی که بر خدای تعالی و بر غیر خدا اطلاق میشود لیکن غالباً برخدا اطلاق میشود به طوری که در وقت اطلاق، منصرف به خدای تعالی میشود، مانند ربّ و خالق و بارئ و رازق و رحیم باشد.
3. کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد.
4. اگر مورد قسم از اموال است، انسان، ممنوع از تصرف در اموالش نباشد.
5. از روی قصد و اختیار قسم بخورد.
6. کاری را که قسم می خورد انجام دهد، باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب و مستحب نباشد؛ اگر قسم بخورد که کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند، باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.
7. احتیاط در این است که قسم خوردن فرزند و زن با اجازه پدر و شوهر باشد و اگر نسبت به غیر انجام واجبات و ترک محرمات باشد، پدر و شوهر می توانند از ادامه دادن آن منع کنند.
کفاره شکستن قسم:
اگر کسی عمداً قسم را بشکند، باید یا ده فقیر را اطعام کند یا آنان را لباس بپوشاند و در صورتی که مقدور نباشد، سه روز، روزه بگیرد.
در استفتائات رهبری آمده، شخصی در مورد حجیت قول بچه غیر بالغ در مورد آب کشیدن شی نجس سوال می کند و در جواب گفته می شود که قول بچه ممیز نزدیک بلوغ معتبر است. حال سوال من این است که اگر بچه ای داشته باشیم که در زمینه طهارت و نجاست ممیز است و نزدیک بلوغ هم نیست و ما یقین داریم که آن شئ نجس را آب کشیده اما یقین نداریم که آن را به درستی آب کشیده یا نه، هرچند که احتمال خیلی زیاد هم می دهیم که درست آب کشیده، در این صورت رعایت احتیاط در مورد آن شئ لازم است یا خیر؟ مثلاً این بچه هر وقت به دستشویی می رود یقین داریم که خودش را آب می کشد اما در عین حال در مورد درست آب کشیدن آن یقین صد در صدی نداریم هر چند که گمان نزدیک به یقین داریم که خودش را به درستی آب کشیده، در این صورت باید این طفل را پاک دانست یا باید خودمان او را آب بکشیم؟
در فرض سؤال چنانچه تطهیر او موجب یقین یا اطمینان شما به پاکی گردد، کفایت می کند و الاّ اعتباری ندارد.
کسی که قبلاً مقلّد آیت الله العظمی بهجت (قدّس سرّه) بوده و بعد از وفات ایشان، به مقام معظّم رهبری رجوع کرده است. آیا می تواند در مسائلی که حضرت آقا، احتیاط واجب فرموده اند، به آیت الله بهجت رجوع کند؟
اگر در مساله ای به فتوای مجتهدی عمل کند و بعد از مردن او در همان مساله به فتوای مجتهد زنده رفتار نماید، دوباره نمی تواند آن را مطابق فتوای مجتهدی که از دنیا رفته است انجام دهد، ولی اگر مجتهد زنده در مساله ای فتوی ندهد و احتیاط نماید و مقلد مدتی به آن احتیاط عمل کند، دوباره می تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته عمل نماید، مثلا اگر مجتهدی گفتن یک مرتبه "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر" را در رکعت سوم و چهارم نماز،کافی بداند و مقلد مدتی به این دستور عمل نماید و یک مرتبه بگوید، چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدتی به این احتیاط عمل کند و سه مرتبه بگوید، دوباره می تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته برگردد و یک مرتبه بگوید.
در عمره مفرده در موقع تقصیر، قیچی پیدا نکردم. مدیر کاروان آمد و موی سر من را کوتاه کرد. بنده هم مانع ایشان نشدم، بعد از آن، طواف نساء و نماز آن را بجا آوردم. ولی یادم نیست که عمل تقصیر با رضایت بوده، یا در دل اکراه داشتم؛ آیا اکراه، مضرّ به صحت تقصیر می باشد؟ همچنین نمی دانستم که برای تقصیر، باید نیت تقصیر کنم. شک بنده در اصل بخاطر عدم تحقق نیت تقصیر و واگذاری آن به غیر می باشد. بنده در ایران موی خود را احتیاطا کوتاه کردم، ولی مجددا به عمره که رفتم تمام اعمال را دقیق انجام دادم، آیا در این صورت اعمال من صحیح است؟ لازم به ذکر است در بین دو عمره عقد ازدواج برای من خوانده شد، آیا در این صورت عقد صحیح است؟
تقصیر در فرض سؤال کفایت می کند و تکلیف دیگری ندارید.
طبق فتوای امام خمینی "ره" که در کتاب تحریر الوسیله ایشان آمده، در باره احکام شرعی پیش از عمل تغییر جنسیت با این مضمون: « اگر کسی را فرض کنیم که قبل از عمل جراحی یقین داشته باشد به این که از جنس مخالف است؛ و عمل جراحی اگر بر روی او انجام شود، او را به جنس مخالف مبدّل نمیکند، بلکه جنسیت واقعیش را که تاکنون پنهان بوده، کشف میکند؛ شبههای نیست در این که واجب است مادام که عمل را انجام نداده، مانند بعد از عمل، آثار جنس مخالف را مترتّب کند؛ و حرام است آثار جنسی که فعلاً به حسب ظاهر دارد مترتّب نماید؛ بنابر این اگر کسی که فعلاً در جنس زنان است، یقین داشته باشد به این که در واقع مرد است همه آنچه بر مردان واجب و یا حرام است بر او نیز واجب و یا حرام است؛ و به عکس آن»؛ آیا مقام معظم رهبری نیز همین فتوا را دارند؟ و انجام احکام شرعی جنس مخالف شامل پوشش و نماز و ... را برای فرد پیش از عمل جراحی تغییر جنسیت، مجاز میدانند یا خیر؟
اگر علم دارد و میداند که حقیقت جنسی او زن است، از هر جهت احکام زن را دارد و همچنین اگر علم دارد که مرد است، احکام مرد را دارد.
در رساله نماز و روزه اینگونه آمده:
مسئله ۹۵۴: زن بارداری که زایمان او نزدیک است، اگر می ترسد که روزه برای جنین یا خودش ضرر داشته باشد، روزه بر او واجب نیست و در صورت اول (ضرر برای جنین) باید برای هر روز یک مدّ طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها (به عنوان فدیه) به فقیر بدهد و بعد از ماه رمضان نیز قضای آن را به جا آورد و در صورت دوم که برای خودش ضرر دارد، باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید و بنابر احتیاط فدیه نیز بدهد.
مسأله ۹۵۶: در مساله فوق اگر تا ماه رمضان سال بعد روزه را نگیرد، در صورتی که کوتاهی کرده باشد، علاوه بر قضا، کفارۀ تاخیر هم واجب می شود ولی اگر به خاطر عذر، قضا را انجام نداده باشد، کفاره تاخیر ندارد و چنانچه این عذر، ترس ضرر برای فرزندش باشد، قضای روزه ها را هر زمان که بتواند باید انجام دهد و اگر عذر، ترس ضرر برای خودش باشد، قضا ساقط می شود و باید برای هر روز یک فدیه دهد.
حال در این فرض: زن بارداری که زایمان او نزدیک است، اگر می ترسد که روزه برای جنین یا خودش ضرر داشته باشد باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید و بنا بر احتیاط فدیه نیز بدهد. اگر تا ماه رمضان سال بعد نتوانست قضای روزه را به جا آورد اگر عذر، ترس ضرر برای خودش باشد، قضا ساقط می شود و باید برای هر روز یک فدیه دهد.
طبق حکم بالا آیا زن باردار باید دو بار فدیه دهد؟ یک بار بنا بر احتیاط واجب و یک بار هم به جای ساقط شدن قضا؟
مسئله ۹۵۴: زن بارداری که زایمان او نزدیک است، اگر می ترسد که روزه برای جنین یا خودش ضرر داشته باشد، روزه بر او واجب نیست و در صورت اول (ضرر برای جنین) باید برای هر روز یک مدّ طعام، یعنی گندم یا جو و مانند اینها (به عنوان فدیه) به فقیر بدهد و بعد از ماه رمضان نیز قضای آن را به جا آورد و در صورت دوم که برای خودش ضرر دارد، باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید و بنابر احتیاط فدیه نیز بدهد.
مسأله ۹۵۶: در مساله فوق اگر تا ماه رمضان سال بعد روزه را نگیرد، در صورتی که کوتاهی کرده باشد، علاوه بر قضا، کفارۀ تاخیر هم واجب می شود ولی اگر به خاطر عذر، قضا را انجام نداده باشد، کفاره تاخیر ندارد و چنانچه این عذر، ترس ضرر برای فرزندش باشد، قضای روزه ها را هر زمان که بتواند باید انجام دهد و اگر عذر، ترس ضرر برای خودش باشد، قضا ساقط می شود و باید برای هر روز یک فدیه دهد.
حال در این فرض: زن بارداری که زایمان او نزدیک است، اگر می ترسد که روزه برای جنین یا خودش ضرر داشته باشد باید روزه هایی را که نگرفته، قضا نماید و بنا بر احتیاط فدیه نیز بدهد. اگر تا ماه رمضان سال بعد نتوانست قضای روزه را به جا آورد اگر عذر، ترس ضرر برای خودش باشد، قضا ساقط می شود و باید برای هر روز یک فدیه دهد.
طبق حکم بالا آیا زن باردار باید دو بار فدیه دهد؟ یک بار بنا بر احتیاط واجب و یک بار هم به جای ساقط شدن قضا؟
بله؛ یک فدیه برای روزه نگرفتن در ماه مبارک رمضان که بنابر احتیاط است و دیگری برای ترک قضای آن (به خاطر ترس ضرر برای خودش) تا ماه رمضان آینده.
